نامه خانواده دکتر ابراهيم يزدی به بيت مرحوم آيت الله العظمی منتظری: قصه و درد ما و شما مشترک است

در پی ارسال نامۀ دلجویانۀ بیت مرحوم آیت الله العظمی منتظری به خانواده دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل زندانی نهضت آزادی ایران، خانواده دکتر یزدی به این نامه پاسخ داده و خواستار تداوم حمایت بیت آن فقیه عالیقدر از کوشندگان راه مبارزه برای آزادی شدند.


گفتنی است چندی پیش بیت مرحوم آیت الله العظمی منتظری با انتشار نامه ای خطاب به خانواده دکتر یزدی ضمن تقدیر از تلاشهای دکتر یزدی، نام او را همواره با دینداری و مبارزه و با شجاعت و استواری همراه دانسته، و نوشته بودند "اتهام شرکت در نماز جمعه غیر قانونی به ایشان، از مواردی است که موجب وهن دین می‌باشد، و چنانچه این اتهام مضحک، آگاهانه وارد شده باشد، آمرین و عاملین آن گناه بزرگی را مرتکب شده‌اند."


متن نامه خانواده دکتر ابراهیم یزدی به بیت مرجع مردمی آیت‌الله العظمی منتظری به شرح زیر است :


والا مقام حجت‌الاسلام احمد منتظری
نامه پر مهر شما به خانواده دکتر ابراهیم یزدی، زندانی رژیم استبداد، واصل گردید. از خانواده محترم و شجاع آن مرجع آزاده و آزادیخواه انتظاری کمتر از این نمی رفت که در این زمان بیاد و یاور ستمدیدگان بوده و در غم آنان شریک باشند.


قصه و درد ما و شما قصه و درد مشترکیست. فقیه عالیقدر و پدر ما از زمانی‌ مغضوب مردان قدرت و خودکامه قرار گرفتند که به نقض حقوق بشر در این دیار اعتراض نموده و مردان خودکامه را برای عدم احترام به قانون نکوهش کردند. دکتر یزدی و معلم اخلاق او‌ مهندس مهدی بازرگان از اولین کسانی‌ بودند که زبان اعتراض به اعدامهای فله‌ای و ناقض ابتدایئ‌ترین حقوق به بندکشیده شدگان گشودند. پدر ما به درستی‌ واقف بود که زمانی‌ که جامعه به عدالت پشت کند و مردانی بخاطر قدرت به اصول ابتدایی شهروندی مردم بی‌ اعتنا گردند، استبداد بر جامعه مستولی گردیده و صاحبان قدرت به حریم اصول، ایمان، حقوق، و اعتقادات مردم تجاوز خواهند نمود. جای بسی‌ تاسف است که در رژیم ستم شاهی پهلوی، خسرو گلسرخی، مبارزی که قامت شجاع و صدای بلندش از البرز نیز فراتر می رفت اجازه یافت تا در تلویزیون اعتراضات خود را به رژیم استبداد پهلوی بی‌ پرده بازگو نموده و انزجار خودرا از نظام خودکامه بی‌ پروا بیان دارد. در این رژیم، که نامش اسلامیست و مردانی بنام دین بر آن حکومت می‌کنند، زندانیان از کمترین و ابتداییترین حقوق خود محرومند. ما در غصّه پدر با درد اجینیم اما چگونه چهره معصوم عبدالله مومنی، نسرین ستوده، و عماد بهاور شجاعت بینظیر عیسی سحرخیز و مصطفی تاجزاده، بزرگی‌ اخلاق محمد نوریزاد و فرید طاهری را می‌توان از یاد برد. چگونه میتوانیم در غصه به اسارت کشیدن بهاره هدایت، مجید توکلی، لیلا توسّلی و صدها زندانی دیگر که قربانی خودکامگی این رژیم ضدّ عدالت و مردان زور و تزویر شده اند دمی آسوده و آرام گرفت.


پدر پیرما و ستمی که بر او‌ میرود تصویری از بی‌ عدالتی مطلق در جامعه ایست که مردان قدرتش بجای تأسی به عدالت و ایمان، به زور، تعدی، فساد، و ستمگری متوسل گردیده اند. پدر ما شصت و چهار سال عمر پر برکت خود را در راه آزادی وطن مصروف داشته است. او‌ از پایه گذاران این نظام بوده و با نیت و عزم اینکه فردای انقلاب روز آزادیست در این راه گام برداشته است. چگونه مردان زور که از خدا و خلق او‌ ترس و ابایی ندارند با این سیاستمدار خادم این مرز و بوم و پایه گذار این نظام که نان به مسند نشینی آن را میخورند چنین میکنند. ظلم به او‌ درجه میزان شقاوت این مردان خودکامه را به همه به اسارت کشیده شدگان نشان می‌دهد. اگر رژیمی به مردی خادم، هشتاد ساله و مریض رحم نکند چگونه می‌توان توقع داشت که شلاق شکنجه بر گردهٔ عبدالله مومنی و حمزهٔ کرمی نکوبد. اما هرگز مشگل نیست که دریابیم این همه قساوت، بیرحمی و ظلم از طرف مردان زور و تزویر از کجا سر چشمه می‌گیرد. مردان قدرت و خود کامه طاقت اعتراض پذیری و تمیز بین حق و باطل را از دست داده اند. از این رو تمامی‌ حق طلبان را دشمنان خود تلقی‌ می‌کنند. چگونه رژیمی که ناظر بر حضور میلیونی مردم در تشییع جنازه مطهر فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله منتظری است می تواند از برگذاری سالگرد وفات او‌ سر پیچد. این بجز روی گرداندن از حق و حقیقت می تواند چیز دیگری باشد؟ این به جز ترس از مردمیست که حق مطالبه می‌کنند؟ زمانیکه رژیمی حقیقت را تلخ بیابد، چارهٔ‌ای بجز توسل به زور و تزویر نمی یابد.


ما امروز با افتخار به زندگی‌ مبارزاتی پدر خود نگاه می کنیم. او‌ را اهل اصول، دیانت، و پایبندی به اعتقادات‌ای عمیق و ایمان به مردم این سرزمین می‌یابیم. به او‌ افتخار می‌کنیم که لحظه‌ای بعد از این انقلاب طرف قدرت را بزیان عدالت نگرفت. از ابتدای انقلاب و در طول این سی‌ سال گذشته فریاد اعتراض خودرا زمانی‌ بتنهایی و با گروه خود و زمانی‌ با گروهی که بعد‌ها همفکر او‌ شدند سرداد. از یاران بعدی که ابتدا به او‌ جفا نموده بودند غصّه‌ای بدل نگرفت. اعتقاد عمیق او‌ به راهش بخشیدن و گذشت را برای او‌ ساده نموده بود. هرگز در خود یأس راه نمی داد. با ایمانی‌ خالص همگان را به ادامه راه ترغیب و تشویق مینمود. امروز با احترام به سنت مبارزاتی او‌ و با سربلندی با او‌ پیمان می بندیم که راه او‌ را ادامه می دهیم. با استعانت از خدای او‌، از توجهی که جامعه بین‌المللی به او‌ مبذول داشته است نهایت استفاده را خواهیم نمود تا به اسارت همه زندانیان اعتراض نموده و برای آزادی همه این عزیزان از هر کوششی دریغ ننماییم. می دانیم که از درون سلول خود فریاد می زند که بر این ظلم و جفا اعتراض کنید. مطمئنیم که در این راه از حمایت بیت آن فقیه عالیقدر که عشق و ایمان به او‌ در قلب میلیون‌ها انسان آزاده دنیا جای گرفته است بی‌ نصیب نخواهیم ماند.


با احترام و استعانت از ایزد پاک برای آزادی وطن و همه اسیران
خانواده دکتر ابراهیم یزدی
خلیل یزدی و مهدی نوربخش
 

0 comments:

ارسال یک نظر

آخرین آخبار