تداوم کشتار مخالفان در شهر حمص

جـــرس: بنا به گزارش منابع بین المللی و شاهدان، سرکوب خونین مخالفان رژیم سوریه برای بیستمین روز متوالی ادامه دارد. در اعتراض به این خشونت‌ها، کشورهای عضو "گروه دوستان مردم سوریه" تصمیم گرفته‌اند شورای ملی سوریه را به رسمیت بشناسند.


همزمان گزارش شده است که در حمص که از ۲۰ روز پیش هدف آتش‌بارهای ارتش قرار گرفته، بسیاری از مردم نیازمند کمک‌هایی هستند که امکان دستیابی به آن را ندارند.


این درحالیست که علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی، ضمن انتقاد شدید از کشورهای اسلامی و عربی، در حمایت از بشار اسد با اطمینان گفت که سرنگونی رژیم سوریه محقق نخواهد شد.


تشکیل "گروه‌ تماس سوریه"
به گزارش خبرگزاری آلمان، اعتراض‌‌های بین‌المللی تاکنون نتوانسته است بشار اسد را به دست کشیدن از اعمال خشونت علیه مردم وادار کند. اکنون، کشورهای غربی عضو "گروه دوستان مردم سوریه" تصمیم گرفته‌اند "گروه تماس سوریه" را تشکیل دهند و شورای ملی سوریه را به رسمیت بشناسند. هسته‌ اولیه گروه دوستان مردم سوریه را وزاری خارجه آمریکا، فرانسه، آلمان، بریتانیا و عربستان سعودی تشکیل می‌دهند.


گروه دوستان مردم سوریه قرار است در آینده نحوه برخورد با تحولات سوریه و ارتباطات بین‌المللی با جنبش مردمی این کشور را تنظیم کند. این گروه، شبیه همان گروه ارتباطی است که در جریان شورش‌های لیبی علیه قذافی شکل گرفت و تا سقوط دیکتاتور لیبی از جنبش مردم پشتیبانی کرد. از دل این گروه، "گروه تماس سوریه" تشکیل می‌شود که قرار است روز جمعه رسما در تونس اعلام موجودیت کند. در نشست تونس قرار است نمایندگان بیش از ۶۰ کشور و سازمان شرکت کنند.


گیدو وستروله وزیرامور خارجه آلمان روز پنجشنبه (۲۳ فوریه / ۴ اسفند) درپی شرکت در رایزنی‌هایی که هدف آن ‌تهیه مقدمات نشست روز جمعه تونس است، اعلام کرد که موضوع به رسمیت شناختن مقدماتی شورای ملی سوریه در این نشست بررسی می شود. رایزنی‌های مقدماتی روز پنجشنبه در لندن صورت گرفته است.


به ‌گزارش اشپیگل آنلاین، به‌رسمیت شناختن رسمی شورای ملی سوریه مدتی طول می‌کشد، اما تصمیم روز جمعه گروه دوستان سوریه، اعتبار این شورا را در سطح بین‌المللی بالا می‌برد.


مدودف و احمدی‌نژاد: به خشونت پایان دهید
در پی قتل دو خبرنگار فرانسوی و آمریکایی و ادامه سرکوب وحشیانه مخالفان در حمص، فشارهای بین‌المللی بر رژیم سوریه افزایش یافته است. به ‌گزارش خبرگزاری آلمان حتی روسای جمهوری روسیه و ایران، که پشتیبانان اصلی بشاراسد محسوب می‌شوند، در تماس تلفنی با وی خواستار پایان دادن به خشونت‌ها شده‌اند.


مری کولوین خبرنگار آمریکایی هفته نامه بریتانیایی ساندی تایمز و رمی اوشلیک گزارشگر و عکاس بیست و هشت ساله فرانسوی در حمله به دفتری که از سوی فعالان مخالف دولت برای تهیه خبر در محله باب عمرو در شهر حمص دایر شده بود، کشته شدند.


به گزارش خبرگزاری فرانسه، سخنگوی مطبوعاتی دمیتری مدودف، رئیس‌جمهور روسیه گفته است: "باید هرچه زودتر یک گفت‌وگوی سازنده و بدون پیش‌شرط میان هیئت حاکمه و مخالفان آغاز شود."


آنچه بیش‌از همه به نگرانی‌ها دامن زده، وضعیت بحرانی مجروحان و مردمی است که به‌خاطر ناآرامی‌های سوریه مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند. با توجه به این مشکلات، بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کرده که خانم والری آموس، هماهنگ‌کننده کمک‌های انسانی این سازمان به سوریه اعزام خواهد شد.


هنوز تاریخ ورود هماهنگ‌کننده کمک‌های انسانی سازمان ملل به سوریه تعیین نشده است. اما وی پیشاپیش طی نامه‌ای به رهبران کشورهای عضو سازمان ملل متحد نوشته است که بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر از مردم سوریه مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند و در حال حاضر در خانه‌های اقوام‌شان به سر می‌برند. علاوه بر این، حدود ۲۰ هزار نفر نیز در پی ناآرامی‌های اخیر به خارج گریخته‌اند.


سوری‌ها در شرایط اضطراری
برپایه نوشته خانم آموس، مردم سوریه به مواد غذائی، دارو و حتی پتو نیاز دارند، اما بسیاری از مناطق سوریه به روی امدادگرانی که می‌توانند به این نیازمندان کمک کنند، بسته است. نماینده ویژه سازمان ملل اعلام کرده که برای تامین آزادی حرکت امدادگران بین‌المللی در سوریه، به این کشور می‌رود.

پیش‌تر دبیرکل سازمان ملل متحد از رژیم سوریه خواسته بود که به خشونت پایان دهد و راه ارسال کمک برای نیازمندان را باز کند. اما این خواسته نیز مثل دو قطعنامه‌ای که به امضای اکثریت اعضای مجمع عمومی سازمان ملل رسید، بی پاسخ مانده است. مصوبات شورای امنیت برای تحریم دولت سوریه نیز، در هر دو مورد با وتوی روسیه و چین روبرو شد.


۸۰ کشته در یک روز
به‌رغم گسترش اعتراض‌‌های بین‌المللی، ارتش سوریه به حملات خود علیه مخالفان در شهر حمص شدت بخشیده است. اشپیگل آنلاین روز پنجشنبه (۲۳ فوریه) می‌نویسد: "به‌گفته مخالفان دولت، نیروهای دیکتاتور سوریه حملات خود را به حمص با شدت تمام از سر گرفته‌اند. گزارش‌سازمان ملل متحد، عملیات وحشیانه‌ای را که به دستور رهبری سوریه اعمال می‌شود، مورد تایید قرار داده است."


روز پنجشنبه، ارتش سوریه برای بیستمین روز متوالی مناطق مسکونی حمص را که مخالفان دولت در آن سکونت دارند، به زیر آتش گرفت. در محله‌های سنی نشین خانه‌ها به نارنجک و موشک بسته شده‌اند.


یک شهروند حمص به نام عبدالله الهادی به خبرگزاری‌های خارجی گفته است"تمام شهر از انفجارها به لرزه درآمده است. خدا به ما رحم کند."


بر اساس گزارش ها، تنها در روز چهارشنبه (۲۲ فوریه) ۸۰ نفر در حمص به قتل رسیده‌اند.


هشدار فرانسه و بریتانیا
به گزارش رادیو فردا، نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه گفته است که حوادث اخیر نشان می‌دهد که بیش از این نباید سکوت کرد و "نظام حاکم باید کنار رود. هیچ دلیلی وجود ندارد که سوریه به حق خود در زندگی آزادانه و انتخاب سرنوشت‌شان نرسند."


دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا نیز گفته است که کشته شدن خبرنگاران در حمص حجم خطراتی را که خبرنگاران برای روشن کردن حقیقت با آن مواجه هستند نشان می‌دهد.


ویلیام هیگ وزیر امور خارجه بریتانیا هم گفت همه کشورهای دنیا در این رخداد مسئولیت دارند. او خواستار افزایش فشار‌ها برای متوقف شدن "حملات تروریستی" نظام بشار اسد شد.


مشاور رهبر جمهوری اسلامی: با اسد خواهیم بود
این درحالیست که علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی، ضمن انتقاد شدید از کشورهای اسلامی و عربی در حمایت از بشار اسد با اطمینان گفت که سرنگونی رژیم سوریه محقق نخواهد شد.


به گزارش فارس، علی‌اکبر ولایتی روز پنجشنبه (۲۳ فوریه/۴ اسفند) در دومین همایش "نخبگان فرهنگی سپاه" شرکت کرد و برای نخستین بار به‌عنوان مشاور ارشد آقای خامنه‌ای در امور بین‌الملل در باره رویدادهای سوریه موضع گرفت.


ولایتی که دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی است، در سخنان خود مواضع کشورهای اسلامی و عربی منطقه و همچنین ترکیه را در رابطه با سوریه با لحنی تند مورد انتقاد قرار داد و گفت "مرتجعین عرب طرفدار مردم سوریه شده‌اند و فلان حکومت که ادعای اسلامیت دارد، عضو ناتو شده است."


مشاور رهبر جمهوری اسلامی افزود: "ما از دولت سوریه حمایت می‌کنیم و عراق و حزب‌الله نیز محکم در کنار سوریه ایستاده‌اند."
» ادامه مطلب

دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید به تجمعات ۱۱ اسفند در اماکن عمومی و خانه نشینی در ۱۲ اسفند

جـــرس: شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته است در روز پنجشنبه ۱۱ اسفند، بیرون از خانه با حضور گسترده و پر شور در اماکن عمومی به‌ویژه در فاصله ۴ تا ۶ بعد از ظهر، برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمایشی، و در روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند.


در بخشی از این بیانیه آمده است : دستگاه های تبلیغاتی اقتدارگرایان سعی می کنند با انتقال نقطه ثقل مشکلات کشور از داخل به خارج، احساسات میهن دوستانه ایرانیان را برانگیزند تا از این راه، بر نابسامانی های عدیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که مسبب آن هستند سرپوش گذارند و از پاسخگویی به مردم فرار کنند. گردانندگان نمایش انتخاباتی می خواهند این بار هم از حربه های تبلیغاتی نخ نمایشان استفاده کنند و با تبلیغات گسترده در باره خطراتی که کشور را تهدید می کند، بحران سازی و بحران نمایی کنند و از مردم بخواهند برای مقابله با آن بحران ها به پای صندوق های رأی بیایند.


متن کامل این بیانیه به این شرح  است:


به‌نام خداوند بخشنده مهربان

مردم شریف و آگاه ایران

پیش از هر سخنی، لازم است بار دیگر از حضور آگاهانه همراهان شجاع و متعهد جنبش سبز در سراسر ایران به مناسبت اولین سالگرد ۲۵ بهمن سپاسگزاری کنیم. این حضور نشان داد که به رغم تلاش اقتدارگرایان برای حاکمیت جو ارعاب، و با وجود دشواری های زندگی روزمره، احساس مسئولیت نسبت به آینده این مرز و بوم در ایرانیان زنده و شعله امید به تغییر روندهای اداره کشور برای دستیابی به فردایی بهتر در دل یکایک ما پاینده است. لشگرکشی نیروهای امنیتی، لباس شخصی، انتظامی و نیروهای ویژه به خیابان ها و دستگیری های فله ای در خیابان ها، رسواگر دروغ گویی های حاکمان شد: معلوم شد جنبش سبز همچنان سرزنده و پویا، و حکومت از ناهمدلی خیل عظیم معترضان آگاه و هراسناک است. و نیز معلوم شد که همراهی اقتدارگرایان با جنبش های آزادیخواهانه مردم منطقه دروغ بزرگی بیش نیست و آزادی اعتراض برای همه خوب است بجز مردم ایران.


اینک در آستانه برگزاری انتخابات نمایشی نهمین دوره مجلس شورای اسلامی توسط کسانی هستیم که کارنامه شان مملو از بی اعتقادی به «جمهوریت» و بی اعتنایی به «اسلامیت» نظامی دارد که در ابتدای شکل گیری، عزم آن کرده بود که برپایی جمهوری اسلامی، زمینه را برای حاکمیت ارزش های والای اخلاقی در عرصه های زتدگی فردی و اجتماعی ایرانیان هموار سازد، و اینک در گرداب بی اخلاقی حکمرانانش گرفتار گشته است. امروز کسانی مردم را به شرکت در انتخابات می کنند که ذره ای برای رأی مردم ارزش قائل نیستند و در پی آنند تا در اولین فرصت، بقایای نشانه های جمهوریت و مردم سالاری را نیز بزدایند و با خاطری آسوده، انتصابی شدن همه مناصب را اعلام کنند.


این روزها مردم از خود می پرسند مگر مجلس کنونی چه تغییری در زندگی شان بوجود آورده که حالا با شور و شوق در انتخابات مجلس آینده شرکت کنند؟ برای چه باید در انتخاب مجلسی که قوانین مصوبه آن مورد بی اعتنایی مجریان قانون و حتی گاه خود قانونگذاران قرار می گیرد، و نقش نظارتی اش بر دستگاه های اجرایی کشور با یک تماس تلفنی از مراکز قدرت تعطیل می شود، مشارکت کنند؟


دستگاه های تبلیغاتی اقتدارگرایان سعی می کنند با انتقال نقطه ثقل مشکلات کشور از داخل به خارج، احساسات میهن دوستانه ایرانیان را برانگیزند تا از این راه، بر نابسامانی های عدیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که مسبب آن هستند سرپوش گذارند و از پاسخگویی به مردم فرار کنند. گردانندگان نمایش انتخاباتی می خواهند این بار هم از حربه های تبلیغاتی نخ نمایشان استفاده کنند و با تبلیغات گسترده در باره خطراتی که کشور را تهدید می کند، بحران سازی و بحران نمایی کنند و از مردم بخواهند برای مقابله با آن بحران ها به پای صندوق های رأی بیایند.شگفتا که کسانی که انقلاب را از محتوا واصالت آن تهی کرده‌اند امروز برای ترغیب شرکت مردم در انتخابات به انقلاب و چهره های بارز آن متوسل می شوند! شرکت در انتخاباتی نمایشی که باعث ترغیب حاکمیت استبداد به ادامه سیاست‌های ضد ملی و ضد مردمی منجر و به تثبیت استبداد بینجامد، در واقع نه تنها وظیفه‌ای انقلابی نیست بلکه مغایر با آرمان‌های ملت در انقلاب اسلامی سال ۵۷ است.


حال و در پی استقبال گسترده ای که از دعوت برای عدم شرکت در انتخابات شده، می خواهند عدم شرکت را خلاف اهداف انقلاب، قانون و شرع بنمایانند.


به حکمرانان باید گفت بجای توسل به ماشین تبلیغاتی فرسوده تان و بجای آن که رابطه تان با مردم را یا بر تهدید، یا بر تزویر و یا بر تطمیع بنا کنید، سر تسلیم در برابر حقیقت فرود آورید، به نظر آنان تمکین کنید و به شعورشان احترام بگذارید. این است راه رسیدن به وحدت ملی واقعی و این است راه حفاظت از منافع ملی ساکنان این مرز و بوم در مقابل طمع ورزی های قدرت های بیگانه. مردم ما در مقابل تهدیدهای خارجی از کیان میهن خود، و نه از شما، دفاع خواهند کرد. مگر نمی بینید که در میان صفوف منتقدانتان، حماسه آفرینان دیروز جبهه های نبرد و خانواده های شهیدان سرافراز جنگ تحمیلی چه پر شمارند؟


به دولتمردان باید گفت آنچه فراموش شده این است که «جمهوریت» یعنی شرکت انتخابات برای شهروندان یک «حق» است و تمکین به نتایج آن برای دولتمردان یک «تکلیف». رأی دادن حقی است که مردم اگر بخواهند می توانند از آن برای تداوم یا تغییر روندهای جاری در ادارة کشور استفاده کنند و اگر هم بخواهند با عدم شرکت در آن، نارضایتی شان از شیوه حکمرانی حکومتشان را اعلام کنند. جمهوریت یعنی نظارت بر اعمال حکومت از آن مردم است که از طریق رسانه های آزاد، مجلس آزاد، احزاب آزاد و تجمعات مسالمت آمیز آزاد انجام می گیرد. حال که همه این آزادی ها را نادیده گرفته اید، از انتخاباتی که عاری از شرایط برگزاری عادلانه و منصفانه است چه انتظاری می توان داشت؟


به وعاظ السلاطین باید گفت که شرکت نکردن در انتخابات مغایر با شرع نیست. شارع مقدس انسان را آزاد آفریده و پاسداشت آزادی او را چنان ارج و مقامی داده که از او خواسته جز در برابر حق و حقیقت سر تعظیم فرور نیاورد. تفسیری از دینداری که انتخابگری آزادانه و آگاهانه را از انسان سلب کند، از دین جز کالبدی بی روح باقی نمی گذارد. شریعت بازیچه دست قدرتمندان نیست تا هر چه بر خلاف نیل و اهداف خویش دیدند را غیرشرعی بنامند.


به فرماندهان دستگاه سرکوب باید گفت مگر شما با سرکوب مردم معترضی که تنها و تنها به دنبال رأی گم شده و مصادره شده شان بودند، شهادت ده ها تن از جوانانی که هر یک سرمایه ای برای آینده این کشور بودند، دستگیری صدها نفر که جز پاسداشت از جمهوریت نظام دغدغه ای نداشتند، حبس خانگی چهره های تابناک دوران مبارزه و جنگ تحمیلی، سانسور مطبوعات و تعطیلی احزاب سیاسی نمی خواستید سکوت گورستانی بر کشور حاکم شود؟ اینک مردم می خواهند نتایج این سکوت گورستانی را به نمایش بگذارند. در گورستان، کسی جشن نمی گیرد، حتی برای دلخوشی شما ! اگر می خواهید به قول خودتان تنور انتخابات را گرم کنید، مانند انتخابات سال ۸۸ ارقام را دستکاری کنید، به صدا و سیمای غیرملی سفارش بدهید از همین حالا گزارش های تفصیلی از استان های مختلف تهیه کند و صف های انتظار را طولانی تر از همیشه نشان دهد، فردای روز رأی گیری میزان مشارکت را بی سابقه توصیف کنید و برای یکدیگر پیام های تبریک ارسال کنید، اما گناه این مردم چیست که نمی خواهند هیزم آن تنور باشند؟


و به همراهان جنبش سبز باید خاطر نشان کرد که مبارزه مدنی، به شکل های مختلف صورت می گیرد. گاه به خیابان می آییم و بدون توسل به خشونت، حضور اعتراض آمیزمان را نشان می دهیم، و گاه در خانه می مانیم و نارضایتی مان را با نیامدن به پای صندوق های رأی به رخ می کشیم. به همراهان خود و مردم یادآوری کنید که امروزه قدرت واقعی در دست آنهاست و غیرقابل پیش بینی بودن کنش های اجتماعی آنها، خواب راحت از اقتدارگرایان سرکوبگر ربوده است. کدام جنبش اجتماعی و مدنی در جهان سراغ دارید که پیش از هرکجای دیگر، زندان ها را تسخیر کرده باشد و آزادگان سرافراز دربند اینگونه با شهامت و بی اعتنا به رعب و وحشتی که سرکوبگران سعی در القای آن دارند بر علیه خودکامگی غریو آزادی سر می دهند؟


خلاقیت و پیگیری و حضور فعال کوشندگان آزادی‌خواه و دموکراسی‌طلب سبز در روزهای مانده تا ۱۲ اسفند، افزون بر آگاهی بخشی در مورد انتخابات دروغین آتی، و تبیین مواضع حق‌طلبانه و مشروع جنبش سبز، موجب گسترش و تداوم و تعمیق این جنبش اعتراضی و مدنی خواهد شد. ابتکار و همفکری یاران جنبش سبز در شبکه‌های اجتماعی حقیقی و مجازی، همراه با امید, پایداری, شجاعت مدنی و پیگیری مستدام مطالبات قانونی و خواست‌های انسانی ، مددرسان تغییر سازنده در اوضاع نابسامان قعلی و خروج کشور از وضع بحرانی کنونی خواهد بود.


لذا از همگان دعوت می کنیم با برنامه ریزی قبلی، در روز پنجشنبه ۱۱ اسفند، بیرون از خانه با حضور گسترده و پر شور در اماکن عمومی(مراکز خرید ، میادین ، پارک ها و…) به‌ویژه در فاصله ۴ تا ۶ بعد از ظهر، برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمایشی، و در روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند.


راه سبز امید تا آخر سبز می ماند و امیدش را برای بهروزی مردم این سرزمین از دست نمی دهد.


شورای هماهنگی راه سبز امید

» ادامه مطلب

هفت پرده: ازتعارف های تکه پاره تا تذکر استعفا مانند آقای بازیگر

سعید زندگانی
  جرس: دراولین پرده از این «هفت پرده»، به مراسم پایانی جشنواره موسیقی می رویم که مانند جشنواره های دیگر با تعارف بسیار و نتیجه اندک به انجام آمد؛ در پرده دوم از زبان وزیر ارشاد می شنویم که قرار است رهبر فیلمهای جشنواره فجر را ببینند و رهنمود بدهند؛ در پرده سوم جهان بینی فردوسی درشاهنامه را از قلم ندوشن می خوانیم؛ در پرده چهارم از زبان یک منتقد می شنویم که چگونه فیلمهای «دولت پسند» در جشنواره جایزه می گیرند؛ پرده پنجم به خبر تخریب یک نیایشگاه باستانی در نیاسر کاشان می پردازد؛ در پرده ششم می خوانیم که چگونه «خیابانهای آرام» کمال تبریزی در دام سانسور گیرکرده است؛ و در آخرین پرده، کناره گیری آقای بازیگر از شورایعالی خانه هنرمندان را پی می گیریم که پذیرفته نشد و استعفا را «تذکر» خواندند!

تکه پاره کردن تعارف در جشنواره ها!


تیتر "تعارفهائی که تیکه پاره شدند" را "خبرآنلاین" برای مراسم پایانی جشنواره موسیقی به کار برد؛ اما این سرخط را می شود برای همه جشنواره هائی استفاده کرد که با میلیونها و شاید میلیارها تومان هزینه دردهه فجر برگزار شدند و در پایان، بی حاصل و همراه مقداری شعار و تعارفهای خشک و خالی به آخر رسیدند. جشنواره شعر تنها جشنواره ای بود که احمدی نژاد در مراسم پایانی آن شرکت کرد، شاید از آنرو که اوهم حالا خود را در کنار رهبر و رئیس دفتررهبری (محمدی گلپایگانی) شاعر می پندارد و دریک سخنرانی مبسوط، از سعدی و فردوسی و حافظ می گوید و شعر می خواند تا به این نتیجه برسد که "شعر ستون فقرات هنر است"! محمد حسینی وزیر ارشاد احمدی نژاد هم در مراسم پایانی جشنواره موسیقی، با اشاره به اهمیت هنر موسیقی می گوید: "در سال‌های اخیر مقام معظم رهبری درس خارج فقه‌شان را به موضوع موسیقی اختصاص داده‌اند، چرا که این مقوله دارای اهمیت بسیاری است"، انگار نه انگار که آقای خامنه ای بارها مخالفت خود را با ترویج موسیقی در کشور و بخصوص دانشگاهها اعلام داشته است!


داریوش پیرنیاکان استاد دانشگاه، دبیر و سخنگوی خانه موسیقی، برخلاف وزیر عقیده دارد که جشنواره موسیقی فجر بعد از بیست و هفت سال برگزاری باید به نقطه خوبی به لحاظ محتوا و اجرا رسیده باشد و توقع منطقی این است که هر دوره نسبت به دوره های گذشته بهتر و پربارتر برگزار شود، اما متاسفانه دراین سالها اینگونه نبوده است. مراسم پایانی این جشنواره چنان سرد و بی روح بود که حتی علاقمندان حاضر در تالار وحدت شور و حال تشویق نوازندگان را نداشتند. تنها هنگام قدردانی از استاد جلال ذوالفنون و دربخشی از کلیپ مربوط به او که عکسی هم از استاد شجریان ظاهرشد، جمعیت حاضر در تالار به فریاد آمدند و با تشویقهای بلند خود جای خالی آواز خوان بزرگ ومحبوب سرزمینشان را به رخ حکام کشیدند. جلال ذوالفنون، وارطان ساهاكيان، منوچهر بيگلري پور و شادروان حشمت سنجري هنرمنداني بودند كه در جشنواره بيست و هفتم مورد تقدير قرار گرفتند.


در فيلم كوتاهي كه براي ذوالفنون ساخته شده بود، حسام‌الدين سراج آواز خوان گفت: "از نظر من ذوالفنون يك شكارچي است كه با سازش و با خلق و خويش، به حسن خلق صيد اهل نظر مي‌كند. از نظر بنده ذوالفنون پديده سه تار نوازي ايران است." منوچهر بيگلري پور نيز در اين فيلم كوتاه از سابقه‌اش در اركستر سمفونيك تهران سخن گفت و افزود: "دلم مي‌خواهد تا لحظه‌اي كه زنده هستم «ساز ترومپت» را بنوازم. اگر روزي صداي ترومپت مرا نشنيديد يعني مرده‌ام." زنده ياد حشمت سنجري نيز در اين فيلم به صورت نمادين مورد تقدير قرار گرفت. امير اشرف آريان‌پور استاد دانشکده موسیقی دانشگاه تهران، درباره حشمت سنجري گفت: ‌"سنجري عاشق كارش بود. او فقط به خاطر انجام وظيفه كار نمي‌كرد. اگر سنجري نبود اركستر سمفونيك تهران وجود خارجي نداشت."


اما عجیب ترین اجرای جشنواره بیست و هفتم موسیقی یک شب مانده به پایان بود که درهای تالار وحدت را به روی مردم عادی بستند و برنامه ای ویژه مخصوص اعضای هیئت دولت، نمایندگان مجلس، مسئولین کشوری و لشکری و اعضای خانواده آنها به اجرا درآوردند تا شاهد گلچینی از اجراها و برنامه های این دوره جشنواره موسیقی باشند. برای راضی کردن مهمانان، رپرتوار ویژه ای هم تدارک دیده و موسیقی پاپ را در کنار موسیقی سنتی و اجراهائی از موسیقی کلاسیک جاداده بودند. گروه کر قطعاتی را بر اساس ترانه های محلی نقاط مختلف کشور برای حاضران اجرا کرد و گروه سهند به سرپرستی و خوانندگی رشید وطن دوست ترانه های آذری از جمله «ساریگلین» را خواند. سامان احتشامی پیانو نواخت و مازیارفلاحی و گروهش تیتراژ پایانی برخی سریال های تلویزیونی را برای دولتیان اجرا کردند.


داوریهای جشنواره موسیقی در بخش مسابقه هم مانند جشنواره سینمائی، امسال از همیشه بحث برانگیزتر بود. تقی ضرابی موسیقی دان و مدرس پیشکسوت هنر موسیقی در دانشگاه هنر در گفت و گوئی به خبرگزاری "مهر" گفته است: "در بخش آهنگسازی و پایان نامه های جشنواره و در بین اسامی برگزیدگان نام فردی هست که پایان نامه او با ارفاق ممتحنین دانشگاه هنر و با پائین ترین نمره قبول شده، حال آنکه یک پایان نامه دیگری نیز در این بخش ارائه شده که در ارزیابی وزارت علوم به عنوان پایان نامه برجسته ومقام اول شناخته شده ولی در این جشنواره هیچ مقامی نیاورده است. هرگز هیچیک از معلمان و مدرسان دانشگاه که این دو پایان نامه را می شناختند، این پیش بینی را نداشتند که پایان نامه هایی با این اختلاف اینگونه مورد ارزیابی قرار گرفته و موجب سوال برانگیز شدن بخش رقابتی جشنواره بشوند"!


فیلم دیدن رهبر و مسلمان شدن شان استون!


محمد حسینی وزیر ارشاد، پس از اینکه از درس خارج رهبر در مورد موسیقی گفت، در پایان جلسه هیئت دولت نیز اشاره کرد که قرار است آیت اله خامنه ای فیلمهای جشنواره سینمائی فجر را هم ببیند و در مورد آنها نظر بدهد. به نوشته خبرگزاری "ایلنا": "وی با اشاره به ديدار خود با مقام معظم رهبري افزود: شب گذشته دیداری با رهبر حکیم و فرزانه انقلاب داشتیم که وقتی جلسه تمام شد من اشاره‌ای به فیلم‌های جشنواره کردم تا ایشان ملاحظه فرمایند که ایشان فرمودند به زودی شروع می‌کنیم! وقتی که رهبر انقلاب با آن همه مشغله و مسئولیت و کارهای فراوان، این اعتنا و عنایت را به اهالی سینما دارند و فیلم‌ها را می‌بینند و تشویق می‌کنند، قطعا همه مسئولان و مدیران، باید توجه و دقت بيشتري داشته باشند"!


یکی دیگر از مسائل سینمائی این روزهای ایران حضور "شان استون" پسر "الیور استون" فیلمساز نامدار آمریکائی در جشنواره سینمائی فجربود که در تهران مورد پذیرائی شاهانه قرار گرفت و در اصفهان به اسلام گروید و "شان علی استون" نام گرفت. او در بازگشت به آمریکا نیز در یک گفت و گوی تلویزیونی زبان به تعریف و تمجید از دولت احمدی نژاد گشود و ادعا کرد که در جمهوری اسلامی احزاب سیاسی زیادی فعالیت می کنند؛ اما اشاره ای به جنبش سبز و رهبران و فعالان دربندش نکرد!


"بیل اوریلی" مجري سرشناس آمریکائی در این برنامه به شان استون گفت که البته به شما به عنوان فردي مي‌توان نگاه كرد كه مورد استفاده قرار گرفته‌ است، چون از خانواده‌اي مي‌آييد كه بسيار سرشناس بوده است و استون در پاسخ به او گفت: "شايد اين‌گونه تصور شود، اما بايد بگويم در اينجا درباره‌ي محمود احمدي‌نژاد سوء ‌برداشت شده است." مجری صحبت‌هاي شان استون را قطع كرد و گفت: "يكي از موضوعات جنجالي كه رئيس‌جمهوري ايران درباره‌ي آن صحبت كرده، درباره هولوكاست بوده است. اين درحالي‌ست كه پدر خود شما يهودي است و چنين اظهارات و ارزيابي‌هايتان جنون‌آميز به نظر مي‌آيد." استون در واكنش به گفته‌هاي مجري آمريكايي گفت: "برداشت اشتباهي از صحبت‌هاي رييس‌ جمهوري ايران شده است. منظور اصلي او اين است كه اين موضوع به سياست‌هاي فعلي غرب ربط و همخواني ندارد. چرا ماجراي هولوكاست بايد در سياست‌هاي دولت اسرائيل در مواجهه با فلسطينيان و همچنين منطقه‌ي خاورميانه تاثير بگذارد؟ اين مساله‌اي است كه احمدي‌نژاد هميشه در موضوع هولوكاست تاكيد كرده است." وی همچنين در پاسخ به پرسش مجري آمريكايي كه از او پرسيد آيا با برنامه‌هاي هسته‌يي ايران موافق هستيد؟ گفت: "بله موافقم. چون ايران يك كشور جمهوري است و مثل كشور خود ما احزاب مختلفي در آن فعال هستند".


ندوشن و جهان بینی فردوسی در شاهنامه


ادیب و مورخ نامدار معاصر، دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن از نگارش كتابي درباره جهان بینی حکیم ابوالقاسم فردوسی‌ در «شاهنامه» خبرداد و به خبرگزاری "ایسنا" گفت: "مشغول تأليف كتابي درباره‌ جهان‌بيني فردوسي هستم كه با عنوان «جهان‌بيني شاهنامه» منتشر خواهد شد. به گفته‌ي او، اين كتاب به عمده انديشه‌هاي فردوسي مي‌پردازد و سعي مي‌كند با ارائه‌ي شاهد‌ مثال‌هايي از «شاهنامه»، به بررسي و تبيين جهان‌بيني اين شاعر و حكيم بزرگ ايراني بپردازد. او از اين كار به عنوان يك مجلد از مجموعه‌ي ده‌جلدي شرح و مقدمه‌نويسي ده داستان شاهنامه ياد كرد. ندوشن پيش‌تر گفته بود كه بر روي ده داستان از شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي كار مي‌كند كه در چاپي نفيس از سوي نشر كلهر عرضه مي‌شوند و او بر هركدام از اين داستان‌ها، مقدمه‌اي پژوهشي مي‌نويسد.
تاكنون از اين مجموعه، داستان‌هاي «رستم و سهراب» و «بيژن و منيژه» منتشر شده است و داستان‌هاي «كيخسرو و سياوش»، «كاوه و فريدون»، «ضحاك»، «بهرام‌ گور»، «يزدگرد سوم» و ديگر داستان‌ها در دست آماده‌سازي براي چاپ و نشر است. این استاد دانشگاه اخيرا نيز از تجديد چاپ چهار جلد از آثارش خبر داده بود که در مراحل مختلف چاپ و نشرند. مجموعه‌ي مقاله‌هاي وی با عنون «راه و بي‌راه» که جلد دومي است بر کتاب «ديروز، امروز، فردا» و مجموعه‌ي شانزده مقاله درباره موضوعات اجتماعی، توسط شرکت سهامي انتشار به چاپ دوم مي‌رسد. همچنين كتاب «كلمه‌ها» همراه با اضافاتي در نشر واژه‌آرا دوباره منتشر مي‌شود. كتاب «ايران و تنهاييش» نيز در شرکت سهامي انتشار به چاپ سوم مي‌رسد وچاپ سوم كتاب «از رودكي تا بهار» در نشر يزدان منتشر مي‌شود.


به گفته این پژوهشگر کهنه کار، شاهنامه‌ كتابي‌ است‌ كه‌ هر ايراني‌ بايد به‌ نوعي‌ آن‌ را بشناسد. وی می گوید: "كتاب‌ سرنوشت‌ ‌ايران‌ و جهان‌ از نگاه‌ شاهنامه‌ به‌ قصد آن‌ تدوين‌ شده‌ است‌ كه‌ جوانان‌ و نيز همه‌ي‌ كساني‌ كه‌ هنوز توفيق‌ آشنايي‌ با اصل‌ آن‌ را پيدا نكرده‌اند، دست‌ آن‏ها را در دست‌ اين‌ كتاب‌ بگذارد. سؤال‌ اين‌ است‌ كه‌ جهان‌بيني‌ شاهنامه‌ كه‌ از جهتي‌ همان‌ جهان‌بيني‌ ايران‌ باستان‌ است‌ بر چه‌ قرار بوده‌ است؟ بخش‌ آغازين‌ كتاب‌ به‌ تشريح‌ اين‌ موارد مي‌پردازد: خدا و تقدیرجهان، ‌خرد، آز، ايران، مهر، زن، نام، آزادي، فرهنگ، مرگ، نخبگان‌ ادب، رفتاربا دشمن، طيف‌ عرفانی، طيف‌ خياّمی، ‌نيرنگ‌ در جنگ‌ و آن‌گاه‌ به‌ اين‌ سؤال‌ ختم‌ مي‌شود: از شاهنامه‌ چه‌ مي‌آموزيم.؟" بر اساس گفته‌ي نويسنده، اين‌ كتاب‌ جلد دومي‌ نيز با‌ عنوان‌ «ساسانيان‌ از نگاه‌ شاهنامه» خواهد داشت. چاپ نخست «ايران و جهان از نگاه شاهنامه» در سال 1381 از سوي انتشارات اميركبير منتشر شده و اكنون براي نوبت دوم زير چاپ است.


کثیریان: فیلمهای دولت پسند جایزه می گیرند!


نادیده گرفته شدن فیلم «بوسیدن روی ماه» ساخته همایون اسعدیان به تهیه کنندگی منوچهر محمدی در سی امین جشنواره فیلم فجر، واکنش هائی در پی داشت که و بسیاری این نادیده انگاری را به تعلق فیلمساز و تهیه کننده به طیف سبز سینماگران و دفاع آنان از خانه سینما مربوط می دانند، از جمله کیوان کثیریان منتقد شناخته شده سینما که در گفت و گوئی با خبرگزاری "مهر" ضمن اشاره به ارزشهای سینمائی «بوسیدن روی ماه» می افزاید: "داوری‌ها در جشنواره فیلم فجر معمولا تابع عواملی فراتر از خودش است، از همین منظر توقع نداشتم به "بوسیدن روی ماه" در زمینه داوری‌ها توجهی شود. تقریبا مطمئن بودم این اتفاق نمی‌افتد؛ به دلیل طیف‌بندی‌های ایجاد شده و مسائل خانه سینما و موضع‌گیری دست‌اندرکاران این فیلم در مورد خانه سینما که جزو طرفداران این نهاد صنفی بودند و از سوی دیگر دوستان هیئت داوران که برعکس، از مخالفان سرسخت خانه سینما و موافق انحلال بودند"!


کثیریان می افزاید: "تقابل‌هایی که در ماه‌های اخیر بین این گروه‌ها به وجود آمد، نشان می‌داد طبیعتاً به این فیلم از سوی این گروه داوری توجهی نشود؛ کما اینکه فیلم در چند رشته کاندیدا شد و تقریبا مطمئن بودم جایزه‌ای به آن نمی‌دهند و در نهایت هم با تنها جایزه‌ای که به صدای فیلم داده شد، پرونده آن را بستند، چون بعضی مسائل در داوری‌ها فراتر از خود فیلم است، همانطور که در مورد کاندیداها این اتفاق افتاد و بعضی از بازیگران که می‌توانستند در میان نامزدها حضور داشته باشند اصلا اسمشان نبود؛ یا بعضی از فیلم‌ها که به لحاظ فنی و بازی قابلیت نامزدی در چند رشته را داشتند به کل کنار گذاشته شدند و این‌ها مسائلی است که فراتر از فیلم و داوری عمل می‌کند."


به گفته این منتقد: "بخش کوچکی از داوری سلیقه است؛ اما این اعمال سلیقه در حدی نیست که تفاوت خیلی جدی بین انتخاب‌های مردمی و انتخاب‌های داوران مشاهده شود. "برف روی کاج‌ها"، "بوسیدن روی ماه"، "پل چوبی" و "بی‌خود و بی‌جهت" در آرای مردمی رتبه بالایی داشتند، اما در داوری جایزه دریافت نکردند. این شکاف بین داوری و نگاه مردم فراتر از کیفیت فیلم و بحث حرفه‌ای سینماست. هرچه که جوایز فجر فرامتنی شود، اعتبارش کم می‌شود؛ همانطور که در دو سه سال اخیر دارد این اتفاق می‌افتد. سال گذشته رضا میرکریمی عنوان کرد جایزه گرفتن از این داوران برایم اهمیت ندارد و امسال هم به شکل دیگری می‌بینیم سیمرغ‌ها بین کسانی تقسیم می‌شود که داوران بیشتر دوستشان دارند و یا با نگاه رسمی هماهنگ‌تر هستند و یا فیلم‌هایشان با حمایت دولت ساخته شده است."


وی می افزاید: "در عوض فیلم‌های متفاوت که از نگاه رسمی فاصله دارند و یا فیلم‌هایی که در ژانرهای مورد حمایت دولت نیستند اصلا مورد توجه قرار نمی‌گیرند، گویی اصلا آن فیلم‌ها وجود ندارند. این اتفاق باعث می‌شود چه فیلمسازان و چه مردم بهترین‌های واقعی را در دواری‌های دیگری مثل داوری منتقدان، خانه سینما و نشریات مختلف جستجو کنند و به این ترتیب اهمیت این داوری‌ها بالاتر می‌رود. در این شرایط، متاسفانه به تدریج اهمیت سیمرغ بلورین جشنواره فجر کم می‌شود، به این دلیل که دست‌اندرکاران دولتی سینما از یک تعداد فیلم حمایت می‌کنند و به همان‌ها جایزه می‌دهند و از این رو اگر کسی غیر از این بیاندیشد و یا فیلم بسازد در هیچ مرحله‌ای از تولید تا جشنواره و اکران مورد توجه قرار نمی‌گیرد. این کانالیزه کردن حمایت‌ها تا جوایز هم پیش رفته و این به جشنواره فجر ضربه می‌زند. قرار بر این بود بهترین‌های سینمای ایران در جشنواره فجر جایزه بگیرند نه اینکه فقط فیلم‌هایی که دولت می‌پسندد جایزه دریافت کنند"!


تخریب نیایشگاه باستانی درنیاسر


آثار تاریخی و فرهنگی کشور در جایجای کشور، به دست افراد بی اطلاع و حتی مسئولین از بین می رود و تخریب می شود، بدون آنکه سازمان میراث فرهنگی که مسئول حفظ این آثار است، بتواند کاری برای مقابله با خرابکاران انجام دهد. از جمله تنها بازمانده‌ي يك نيايشگاه باستاني در نياسر کاشان كه تا چندي پيش، آيين قرباني گاوي آذين‌بندي‌شده در كنار آن برگزار مي‌شد، از بُن کنده شد. چند نفر از اهالي محله‌ي تالار نياسر با همکاري هيأت امناي مسجد اقدام به قطع درخت چنار کهن‌سال و تنومند موجود در گوشه‌ي حياط اين مسجد كردند و تنه‌ي آن را از محل خارج کردند و جاي آن را سيمان ريختند!


این مطلب را شاهین سپنتا پژوهشگر و کارشناس میراث در پایگاه اینترنتی «ایران نامه» همراه با انتشار تصاویری عنوان کرد و نوشت: "اين چنار کهن‌سال با عمري نزديک به ‌١٢٠٠ سال، در حريم چارتاقي نياسر و در محور فرهنگي ـ تاريخي شهر نياسر قرار داشت. اين محور به شماره‌ي ‌١٨١٠٦ در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است. پس از اين رويداد، پايگاه ميراث فرهنگي نياسر و شهرداري اين شهر از عاملان قطع چنار شکايت کردند که پرونده در دست بررسي است. عاملان، انگيزه‌ي خود از قطع اين درخت را توسعه‌ي محدوده‌ي مسجد بيان کرده‌اند. اين چنار تنومند در نزديکي چشمه‌اي کهن‌سال و در محدوده‌ي مسجدي قرار داشت که به نظر مي‌رسد بازمانده‌ي نيايشگاهي باستاني باشد که به مسجد تبديل شده است. همه ساله مردم محلي در پاي اين درخت کهن‌سال و در کنار حوض بزرگي که از آب چشمه سيراب مي‌شود، آيين قرباني گاوي آذين‌بندي‌شده را برگزار مي‌کردند که به نظر مي‌رسد، بازمانده‌ي آيين‌هاي کهن باشد؛ اما اين‌بار چنار کهن‌سال که در شمار ميراث طبيعي شهر نياسر بود، قرباني زياده‌خواهي مردم شد."


سپنتا در ادامه‌ي مطلب خود درباره‌ي اين چنار آورده است: «چنارهاي کهن‌سال نياسر از جاذبه‌هاي مهم گردشگري اين شهر هستند. دو چنار کهن‌سال و مشهور ديگر، يعني چنار پاي چارتاقي و چنار روداب نيز که هر دو از ميراث طبيعي نياسر هستند، در حال حاضر بسيار آسيب‌پذيرند و در معرض خطر قرار دارند. اکنون که اين چنار کهن‌سال قطع شده است، بيم آن وجود دارد که به دلايل واهي، چنين سرنوشت ناگواري براي ديگر درختان کهن‌سال نياسر روي دهد. چنار پاي چارتاقي، در محله‌ي تالار از شمال به مسجد امام حسن عسگري (ع)، از جنوب به قبرستان، از شرق به مقسم تالار و از غرب به چارتاقي تاريخي و زيباي نياسر و از شمال به سرچشمه منتهي مي‌شود. اين چنار با ارتفاع در حدود ‌١٥ متر و قطر خارجي ‌٣٥ / ‌٢ متر، در فاصله‌ي حدود ‌٦٥ متري از چارتاقي و ‌٢٠ متري از سرچشمه‌ي اسکندريه و پنج متري قبرستان قرار دارد. يادگاري‌نويسي روي تنه‌ي اين چنار و تعيين نشدن حريم آن و پيشروي قسمت خالي‌شده‌ي درخت و همچنين تبديل به محلي براي ريختن زباله در پاي آن در ساليان گذشته، آسيب‌پذيري اين درخت کهن‌سال را دوچندان کرده است."


کمال تبریزی در «خیابانهای آرام» گیر کرده است!


فیلم «خیابانهای آرام» کمال تبریزی با اینکه پروانه نمایش از وزارت ارشاد دارد، اما از نمایش عمومی آن جلوگیری می شود. آنچنان که فیلمساز می گوید، این فیلم سرنوشتی مانند فیلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهیم حاتمی کیا پیدا کرده است؛ و این یعنی ارگانی که جلوی اکران آنرا گرفته است، وزارت اطلاعات است و نه وزارت ارشاد! «خیابانهای آرام» داستانی دارد در مورد مسائلی که در جریان انتخابات و پس از آن اتفاق می افتد. از آنجا که دولت، موضوع آنرا مرتبط با حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تشخیص می داد، لوکیشن و داستان آن به ارمنستان تغییر یافت؛ ولی این تغییر نیز مشکل اکران فیلم تبریزی را نتوانست حل کند.


تبریزی، سازنده «مارمولک» که فیلم دیگر او «پاداش» نیز چند سال است توقیف شده، در مورد نمایش «خیابانهای آرام» به رسانه ها گفت: "امروز (چهارشنبه) باخبر شدم که فيلم با اينکه ظاهرا پروانه نمايش هم دارد تا اطلاع ثانوي به نمايش عمومي درنخواهد آمد و بازهم ظاهرا جلوي نمايش آن گرفته شده است. شبيه شرايط چند سال قبل «به رنگ ارغوان» و فعلا نیزبه سرنوشت «پاداش» دچار شده است، با اين تفاوت که يکي پروانه نمايش دارد و ديگري کماکان بدون پروانه است، هرچند که داشتن پروانه يا نداشتن آن توفير چنداني ندارد."


قرار بود «خيابان‌هاي آرام» در اكران نوروزي روی پرده سینماها برود که فعلا وضع آن معلوم نیست. تهیه کننده و پخش کننده فیلم در این مورد اظهار بی اطلاعی می کنند و علیرضا سجاد پور مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی در وزارت ارشاد نیز که مجوز نمایش آنرا صادر کرده، در مورد شرایط جدید به خبرگزاری «ایسنا» گفته است :«نظری ندارم»! فيلم كمال تبريزي ابتدا قرار بود پس از فيلم «سعادت آباد» مازيار ميري در فصل پاييز اكران شود اما در آستانه‌ي آغاز اكرانش به دليل همزمان شدن با ماه محرم اكران نشد و در همان مقطع حبيب كاوش ـ سخنگوي شوراي صنفي نمايش ـ اعلام کرد که با توجه به اينكه اكران «خيابان‌هاي آرام» با محرم همزمان مي‌شود، قرار شده پخش‌كننده آن فيلمي را به جايش معرفي كند تا فيلم تبريزي بعد از ماه محرم اكران شود. اين فيلم به شکل کامل در کشورارمنستان فیلمبرداری شده و نيکي کريمي در آن در نقش خبرنگار يک برنامه تلويزيوني جلوي دوربين رفته است.


کناره گیری آقای بازیگر "تذکر" بود، نه استعفا!


خبر استعفای استاد عزت اله انتظامی از شورایعالی خانه هنرمندان ایران، همه جا پیچید ودر رسانه های داخل و خارج کشور منتشر شد؛ اما استاد غلامحسین امیرخانی رئیس این شورا که انتظامی معاون آن بود، در پاسخی کوتاه نوشته است که کناره گیری آقای بازیگر یک تذکر بوده نه استعفا که پذیرفتنی هم نیست!

اميرخاني که رئیس انجمن خوشنویسان ایران است، در نوشته ای کوتاه آورده است: "خانه هنرمندان، خانه استاد عزت الله انتظامي است و همه بزرگان، پيشكسوتان و هنرمندان، صاحبان واقعي و معنوي اين خانه هستند. منظور واقعي استاد از استعفا، تذكري است كه هر بزرگ‌تر و پدر معنوي گاهي لازم مي‌داند عنوان كند، لذا هر جايي كه ايشان باشند آنجا خانه هنرمندان ايران است. پيام ايشان و نه استعفا، دريافت شد"!


عزت‌الله انتظامي درباره استعفايش از شوراي عالي خانه هنرمندان ايران گفته بود که با توجه به تغييراتي كه انجام شد، ديدم در اين جمع حضور نداشته باشم بهتر است. او توضیح داد: "تغييراتي توسط مدير عامل خانه هنرمندان در اعضاي شوراي عالي داده شد، در حالي كه اين تصميم‌ها بايد در مجمع عمومي انجام شود.

اين تغييرات برخلاف اساسنامه بوده است و اعضاي جديدي آمدند كه من با آنها آشنا نيستم و ديدم ديگر به آنجا نروم بهتر است. اعضايي كه در شوراي عالي خانه هنرمندان ايران حاضر بودند نماينده جايي نبوده و به لحاظ موقعيت و شخصيت حقيقي خود انتخاب شده بودند."


خانه هنرمندان در پارک هنر واقع در خیابان ایرانشهر تهران، در ساختمانی بازمانده از یک سربازخانه قاجاری که بوسیله معمار نامدار ایرج کلانتری بازسازی شده بود، از سوی شهرداری تهران شکل گرفت و اعضاي هيات موسس آن عبارت بودند از غلامحسين امير خاني، مرتضي مميز، غلامحسين نامي، ايرج كلانتري، ايرج راد، محمد سرير، محمد رضا عبدالملكيان، حميدالله رضايي و محمدعلي نجفي که بهروز غریب پور بنیانگذار واولین مدیر عامل آن بود. غریب پور با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، با زمینه سازیهای روزنامه کیهان، در سال 1386 از این سمت کناره گیری کرد و به کارهای هنری پرداخت اما عضویت خود را در شورایعالی خانه هنرمندان حفظ کرد.


پس از غریب پور، مجید جوزانی مدیر عامل شد تا خردادماه گذشته که استعفا داد و مجید سرسنگی از سوی شورایعالی، به این سمت برگزیده شد. در ترکیب جدید غلامحسین امیرخانی(رییس شورا) عزت‌الله انتظامی(نایب رییس) و مجید سرسنگی(مدیرعامل) هستند و دیگراعضای شورا عبارتند از ابراهیم حقیقی، رضا میرکریمی، طاهر شیخ الحکمایی، کامران شاهین فر، ایرج راد، محمد رضا عبدالملکیان، حمیدرضا نوربخش، معصومه مظفری، محمد سریر، غلامحسین نامی، نصرالله ناصح پور، غلامرضا خیاطان، مصطفی اسداللهی و حمیدالله رضایی برورتی. بهزاد فراهانی و انوشه منصوری هم بازرسان شورای عالی خانه هنرمندان ایران هستند. این ترکیب نشان می دهد که نامی از غریب پور در آن نیست و شاید همین مسئله یکی از دلایل ناراحتی انتظامی بوده باشد.


سرسنگی همچنین دیماه گذشته اعلام کرد: "با توجه به آنكه تركیب شورای عالی خانه هنرمندان سال ها بود كه بدون تغییر مانده بود، احساس كردیم برخی هنرها مغفول مانده اند، از این رو برآن شدیم تا نمایندگانی از سایر رشته های هنری را نیز به این شورا اضافه كنیم." و به این ترتیب سه انجمن سفال و سرامیك، تصویرگری و عكاسی به این ترکیب اضافه شدند که همین امر موجب اعتراض انتظامی شد. سرسنگی پیش از این ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و معاونت هنری سازمان را عهده‌دار بوده است. وی همچنین دبیری جشنواره تئاتر فجر و تدریس در حوزه تئاتر را نیز در کارنامه کاری خود دارد.
» ادامه مطلب

حمله 'ارتش سایبری ایران' به سایت اینترنتی تلویزیون جمهوری آذربایجان

روابط ایران و جمهوری آذربایجان در هفته های اخیر پرتنش بوده است

وزارت ارتباطات جمهوری آذربایجان امروز (پنجشنبه) گفته است که گروه موسوم به "ارتش سایبری ایران" سایت اینترنتی تلویزیون دولتی آذربایجان را هک کرده است.

هکرها با تغییر صفحه اصلی اینترنتی تلویزیون آذربایجان، این پیام را جایگزین آن کرده اند: "زندگی یک بازی است. بازی تمام شده است."

سایت شرکت هواپیمایی دولتی آذربایجان و سایت کمیته ملی المپیک آن کشور نیز مورد حمله هکرهای دیگری قرار گرفت که پیام گذاشته بودند دولت جمهوری آذربایجان "مانند یک سگ دست آموز اسرائیل" عمل می کند و بهتر است که در مورد ایران حرف نزند.

یک ماه پیش نیز تعدادی از هکرهای مخالف حکومت اسرائیل سایتهای اینترنتی حزب حاکم جمهوری آذربایجان و چندین وزارتخانه آن کشور را هک کردند و با گذاشتن پیامهایی، از روابط آذربایجان با اسرائیل انتقاد کردند.

رسانه های آذربایجان آن زمان نوشتند که این سایتهای دولتی احتمالا از ایران هک شده اند و در پی آن، هکرهای آذربایجان به هک کردن چندین سایت ایرانی پرداختند.

هکرهای آذری در حمله به سایتهای ارمنی مربوط به جمهوری ارمنستان هم دست داشته اند. دیروز (چهارشنبه) چندین سایت، از جمله سایتهای فدراسیون هندبال ارمنستان، فدراسیون بولینگ ارمنستان و یک شرکت هواپیمایی ارمنی مورد حمله یک هکر آذربایجانی قرار گرفتند.

حکومت جمهوری آذربایجان یکی از متحدان نزدیک اسرائیل در منطقه است و این مسئله سبب تنشهای زیادی میان ایران و آذربایجان شده است.

دولت ایران دولت جمهوری آذربایجان را به همکاری با سازمانهای امنیتی اسرائیل علیه منافع ایران متهم می کند و گفته است که قاتلان یکی از دست اندرکاران برنامه هسته ای ایران که ماه گذشته میلادی کشته شد، از طریق جمهوری آذربایجان فراری داده شدند.

در همین حال، محمد خزاعی، سفیر ایران در مقر سازمان ملل متحد در نیو یورک در نامه ای اعتراضی به شورای امنیت سازمان ملل گفته است که حکومت اسرائیل به "عملیات مخفی، جنگ سایبری، جنگ روانی و ترور دانشمندان هسته ای" ایران پرداخته و ایران را تهدید به جنگ کرده است.

وی در این نامه، اتهامات مبنی بر تهدید کردن منافع اسرائیل در آذربایجان و دیگر کشورها را رد کرده است.
» ادامه مطلب

شرایط كنونی قابل مقایسه با وضعیت پس از كودتای ۱۳۳۲ است

دعوت اعضا و حامیان نهضت آزادی در خارج کشور به عدم شرکت در انتخابات
 جـــرس: در ادامۀ دعوت و فراخوان عمومی جهت عدم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی، اعضاء و علاقمندان نهضت آزادی (در خارج از کشور) نیز، با صدور بیانیه ای خواستار عدم مشارکت همگانی در انتخابات ۱۲ اسفند ماه شدند.


 به گزارش جرس، در بیانیۀ اعضاء و هواداران نهضت آزادی در خارج از کشور پیرامون انتخابات آتی آمده است: "حاکمان از درک این حقیقت ساده طفره می روند که مردم ناراضی، در مواجهه و اعتراض به سیاست گذاری های نادرست، ناچار به گزینش یكی از دو راه «اصلاحات» یا «براندازی» هستند و چنانچه در هر نظامی، ساز و كار انتخابات بلاموضوع و امكان مشارکت سیاسی از مردم سلب گردد، سیر اعتراضات به سوی روش‌های ساختارشكنانه سوق خواهد یافت و بدیهی است كه مردم در صورت ناامیدی از توسل به شیوه‌های مسالمت‌آمیز اصلاحی، روش‌های دیگر را خواهند آزمود."


گفتنی است، در شرایطی که رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران – مهندس محمد توسلی- نزدیک به چهار ماه است به اتهام دست داشتن در تهیه نامه موسوم به ۱۴۳ امضایی، همچنان در بازداشتگاه ۲۰۹ محبوس است و در حالی که این حزب دیرپای ملی و اسلامی به دلیل فشارهای شدید و بی سابقه امنیتی از تشکیل جلسات و اعلام مواضع رسمی محروم و ممنوع شده، به نظر می رسد انتشار بیانیه ای از سوی اعضا و علاقمندان این حزب در خارج کشور را، بتوان به عنوان نظر رسمی نهضت آزادی ایران تلقی کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:


نهضت آزادی ایران و انتخابات نمایشی!


به ‌نام خداوند جان و خرد
ملت شریف و ستمدیده ی ایران!
در شرایط كنونی و در فضای سركوب شدید نیروهای مترقی و دمكراسی‌خواه و تشدید روحیه‌ی یاس و ناامیدی ناشی از تقلب گسترده و نادیده گرفتن آرای اكثریت ملت در انتخابات ۸۸، همچنین افزایش محدودیت‌ها و عدم بروز کوچک ترین نشانه‌ مثبت در تغییر سیاست‌ها و تصمیم‌سازی‌های غیرمردمی نسبت به آزادی و سلامت انتخابات، امکان مشاركت نیروهای دمكراسی‌خواه به کلی منتفی شده است.


از طرفی، ابعاد بحران‌های داخلی و بین‌المللی و قدرت‌گیری روزافزون جریان تمامیت‌خواه و واپس‌گرا در عرصه‌ی سیاست و اقتصاد و فرهنگ، رشد نظامی‌گری در حوزه‌ها‌ی قدرت سیاسی، امنیتی و اقتصادی، و تهدیدات مخاطره آمیز برای تمامیت ارضی ایران، آنچنان جدی و نگران کننده است كه بی‌تفاوت نمی‌توان از کنار آن گذشت. از این روی در شرایطی که بیش از شش نفر از اعضای دفتر سیاسی و شورای مرکزی نهضت آزادی ایران در حبسی غیرقانونی به سر می برند و دبیرکل این حزب نیز با وجود هشتاد سال سن، به هشت سال حبس و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده است، اعضاء و علاقمندان نهضت آزادی ایران در خارج کشور وظیفه خود می دانند مواردی را از باب همراهی با جنبش سبز آزادی خواهی ملت ایران و بیعت دوباره با آرمان های تاریخی و اصیل ملت با هموطنان در میان بگذارند:


انتخابات آزاد و تعیین نمایندگان مستقل مردم در قوای مجریه و مقننه، و حتی در مواردی، قوه قضایی، از جمله دستاوردهای جنبش جهانی دمكراسی‌خواهی در دو سده‌ی پیشین محسوب شده و امروزه به عنوان یگانه ساز و كار موثر و تنها شیوه‌ی مسالمت‌آمیز در دستیابی به دمكراسی شناخته می گردد. بنابراین طرح عدم مشارکت در انتخابات نمی تواند از موضع انفعال، مسوولیت‌گریزی و تكیه‌ بر عدم مشارکت صِرف مطرح شود، بلکه به روش ها و رفتارهایی باید تمسک جست که تجربه و تمرینی موثر در گذار به سوی دمكراسی، بسیج افكار عمومی، جلب حمایت فراگیر مردم و اعمال فشار بر حاكمیت گردد و در نهایت، به تقویت فرآیند مردم‌سالاری و برگزاری انتخابات آزاد در آینده ای نه چندان دور بیانجامد.


شرایط كنونی را شاید از جهاتی بتوان با اوضاع پس از كودتای ۱۳۳۲ مقایسه كرد و عملكرد نهضت مقاومت ملی را، به‌ویژه در برگزاری انتخابات مجالس ۱۹ و ۲۰ شورای ملی مورد بررسی قرار داد. نهضت مقاومت ملی با حضور در انـتـخـابات دوره ۱۸ و ۱۹ مجلس با شعار « یا پیروز می شویم یا رسوا می كنیم»، «تشكیل سازمان نظارت بر آزادی انتخابات»، شكایت به سازمان ملل متحد و همچنین برگزاری تظاهرات وسیع خیابانی، موفق شد مدارك و شواهد زیادی مبنی بر مخدوش بودن انتخابات دولت برآمده از كودتا به دست آورد و در نهایت به طرح فراگیر عدم مشروعیت حاکمیت یاری رساند.


در شرایط کنونی نیز، با بسنده كردن به راه‌كارهایی مانند تحریم، نمی‌توان به مسوولیتی كه امروزه بر عهده‌ی دمكراسی‌خواهان ایران قرار دارد پاسخ داد، از این رو شایسته است کنشگران سیاسی، تمسک به هر شیوه ی قانونی و مسالمت آمیز را، که هزینه های عدم پذیرش انتخابات آزاد را برای حاکمیت افزایش دهد، مورد توجه قرار دهند. عدم مشارکت در انتخابات پیش رو باید با افشای تمامیت خواهی و آگاه سازی افکار و وجدان عمومی ایران و جهان نسبت به پیامدهای تداوم وضعیت کنونی و نقض مستمر و فراگیر حقوق بشر در ایران همراه باشد.


حاکمان از درک این حقیقت ساده طفره می روند که مردم ناراضی، در مواجهه و اعتراض به سیاست گذاری های نادرست، ناچار به گزینش یكی از دو راه: " اصلاحات " یا " براندازی " هستند و چنان‌چه در هر نظامی، سازوكار انتخابات بلاموضوع و امكان مشارکت سیاسی از مردم سلب گردد، سیر اعتراضات به سوی روش‌های ساختارشكنانه سوق خواهد یافت. به عبارت دیگر، اصلاحات در چارچوب قانون و نظام سیاسی موجود، شاید كم‌هزینه‌ترین روش باشد، اما تنها روش طرح اعتراضات و تلاش برای تغییر محسوب نمی‌گردد. بدیهی است كه مردم در صورت ناامیدی از توسل به شیوه‌های مسالمت‌آمیز اصلاحی، روش‌های دیگر را خواهند آزمود.
بسیار روشن است که پیش و بیش از هر عامل بیرونی، این نیروها و جریانات درون حاکمیت اند که برانداز به شمار می روند و زمینه های سقوط نظام را فراهم می کنند. جریانی که به رعایت حقوق و حاکمیت ملت باوری نداشته و در سالیان اخیر به نقض فراگیر اصول قانون اساسی مبادرت ورزیده است.


از سوی دیگر باید توجه داشت که تحریم یا عدم مشارکت مردم در انتخابات، هرگز نباید به گونه ای طرح شود که زمینه های برگزاری نمایش انتخاباتی آرام و بی دردسر را برای حاکمیت فراهم کند. نهضت آزادی ایران به وضوح در بیانیه‌ی رسمی شماره ۱۷۵۳ این موضوع را چنین تشریح کرده است:
« در طول تاریخ قدرت‌‌های سركوبگر همواره چنان با قهر و خشونت هزینه تغییرات سیاسی را بالا برده‌اند كه امكان شركت در تعیین سرنوشت جز برای طرفداران و وابستگان به قدرت وجود نداشته است. حكومت‌‌های استبدادی و خودكامه تاب تحمل حضور مردم در صحنه‌ی سیاسی را ندارند. بنابراین برای جلوگیری از خطرات اجتناب‌نایذیر یك جامعه سیاسی شده و فعالیت سیاسی سازمان‌یافته، با سركوب و فشار به بهانه‌‌های رنگارنگ، هزینه‌ی این نوع فعالیت‌‌ها را بالا می‌برند تا آنجا كه مردم، حتی اگر هم آگاهی سیاسی كافی داشته باشند، حاضر به مشاركت در عمل سیاسی و پرداخت هزینه‌ی آن نیستند و با یأس و ناامیدی به بی تفاوتی و انفعال كشیده می‌شوند.»


نهضت آزادی ایران همواره تاکید داشته است که باید گستره‌‌ی حضور سیاسی را از مشاركت سیاسی متمایز ساخت و در هر شرایطی، حتی در خفقان‌آمیزترین و شدیدترین دوران سركوب سیاسی، جامعه را به حضور و تاثیرگذاری بر فضای سیاسی ترغیب كرد و در این میان، فضای انتخابات را به عنوان فرصتی مهم در راستای آگاهی‌رسانی و بسط اندیشه دمكراسی مورد استفاده قرار داد. در دیدگاه نهضت آزادی، حتی از دورانی که برخی مبارزان آزادی را لوکس می دانستند، آزادی سیاسی و حقوق شهروندی، به مثابه‌ی شاخص اساسی كرامت انسانی و هویت آدمی تلقی می شده است. مردم برای حضور سیاسی در عرصه‌ی جامعه، نه تنها نیازمند كسب اجازه‌‌ از حاكمیت نیستند، بلكه تبلور هویت انسانی آحاد ملت، در گرو حضور و اثرگذاری سیاسی ایشان است. حضور سیاسی، از نظر دینی، مصداق فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منكر بوده و تحت هیچ شرایطی قابل توقف نیست.


در شرایط كنونی با توجه به بحران‌های داخلی و خارجی نظام در حوزه‌های اقتصاد و سیاست، به ویژه آن‌چه در سوریه جریان دارد و پیامدهایی كه می‌تواند متوجه ایران سازد، چه بسا زمان و فرصت زیادی برای پذیرش واقعیت ها پیش روی حاکمیت نباشد. باید ضمن تکیه بر نیروهای اصیل ملت در مبارزه با استبداد، دولت‌های مصمم به مداخله‌ی نظامی و به ویژه طیف افراطی طرفداران سیاست‌های اسراییل را به مسیری در چارچوب صلح پایدار و منافع ملی ایران سوق داد و مانع تكرار سناریوهای مشابه عراق و افغانستان شد.


جای تاسف بسیار است که پس از گذشت ۱۰۵ سال از جنبش مشروطیت ایران و ۳۳ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز هم امکان برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و عادلانه در ایران وجود ندارد و اکثریت مردم ایران از انتخاب نمایندگان واقعی خود محروم هستند. در خاتمه، ما از مواضع شجاعانه ۳۹ زندانی سیاسی، که حتی دیوارهای ستبر اوین نیز مانع فریاد آزادی خواهی آنان نشده، حمایت می کنیم و آزادی رهبران سیاسی و فعالان سیاسی در بند و همچنین محاکمه ی عادلانه ی عاملان اصلی وقایع دو سال اخیر را خواهانیم.


اعضاء و علاقمندان نهضت آزادی در خارج کشور
» ادامه مطلب

دلایل هفت گانه غیرقابل اجرا بودن حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی

محسن کدیور
حکم به مهدورالدم بودن به اتهام ارتداد یا سبّ النبی فاقد مستند معتبر شرعی،خلاف قرآن و عقل وموجب وهن اسلام است.


بخش دهم ( قسمت آخر): دلایل هفت گانه غیرقابل اجرا بودن حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی 

خاتمه :

الف. مدعی شده اید: «از برخی شبهات چنین برمی‌آید که به شیوه اجتهادی رایج حوزه‌ها انتقاد دارند و بر حسب برخی از مبانی انسان‌شناسی و جهان شناسی و علم تفسیر متون باید شیوه جدیدی را در اجتهاد پایه‌ریزی کرد. در اینکه آیا چنین ادعایی صحیح است یا خیر؟ مجال مستقل و بحث دیگری لازم است. آنچه که ما در این نوشتار آورده‌ایم بر طبق شیوه اجتهادی هزار ساله روحانیت است، بر این اساس هیچ تردیدی در حکم وجوب قتل مرتد نیست و این حکم به عنوان یک حکم غیر موقت است و این چنین نیست که سیاسی محض باشد، اگرچه می‌تواند این جنبه را نیز داشته باشد. شیوه پیشنهادی برخی مستلزم تغییر کثیری از احکام دین است و نتیجه آن چیزی جز اضمحلال دین و پناه بردن به قوانین ساخته دست بشر نیست و به عبارت دیگر اندراس آثار اهل‌بیت و فقه ائمه طاهرین(ع) را به دنبال دارد.»

پاسخ: اولا، نظر مخالف را «شبهه» اعلام کردن ملازم خود را حق مطلق دانستن است. کسانی که خود را حق مطلق می دانند لباس کبریایی به تن کرده اند که ورای قابلیتهای بشری است.

ثانیا، منظور از «شیوه اجتهادی هزار سال روحانیت» شیوه اجتهاد سنتی فقهاست. در این نوشتار بلند مشخص شد که شما حتی در شیوه اجتهاد سلف صالح نیز موفق نبوده اید:

الف، ترک احتیاط در دماء،
ب، تمسک به یک تک روایت در مهدورالدم اعلام کردن مرتد،
ج، جواز صدور حکم قضائی از غیر حاکم شرع،
د، غفلت از تبدل موضوع در احکام ارتداد،
ه، بی توجهی به مبنای بسیار مهم عدم حجیت خبر مخالف قرآن،

این موارد تنها پنج نمونه از تخطی مبنائی شما از شیوه اجتهاد سنتی فقهاست.

اما به چه دلیل شیوه اجتهاد سنتی خود نیاز به اجتهاد و تکمیل و ارتقا ندارد؟ چه دلیلی بر انسداد اجتهاد در اصول و مبانی فقه اقامه شده است؟ در همین نوشتار حداقل در دو موضع ناکارآمدی اجتهاد مصطلح عیان شد: اول. عدم حجیت خبر واحد در امور مهمه (به تفصیل)، دوم، عدم لحاظ روح قرآن به عنوان زمینه استنباط احکام شرعی (به اجمال). با صراحت باید گفت تا مبانی انسان‌شناسی و جهان شناسی و علم تفسیر متون متحول نشود، حاصل کار جز تقلید از فقهای سلف چیزی نخواهد بود. با تصلب در مبانی و انجماد اصول فقه باب اجتهاد منسد شده فقه قرون ماضیه به متدینین تحمیل می شود.

ثالثا، احکام ظاهری اجتهاد مصطلح فهم بشری فقهایی است که به عرف زمانه خود بی توجهی می کنند. در روش پیشنهادی با تصحیح مبانی و اصول اجتهاد، احکام ظاهری دیگری بدست می آید که آنها نیز فهم بشری دیگری از کتاب و سنت و عقل است و امتیازات متعددی بر اجتهاد مصطلح دارد. اندراس آثار اهل بیت و فقه ائمه اطهار (ع) با تقدس عرفیات حجاز و عراق قرن اول تا سوم و غفلت از موازین قرآنی و سنت قطعی و احکام عقل حاصل می شود.

ب. نوشته اید: «فرصت را مغتنم شمرده و اعلام می‌نمایم که مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) که مرکزی است تخصصی در مسائل فقهی آمادگی بحث و مناظره در این موضوع را دارد و دین‌اندیشان و فقه پژوهانی که بخواهند این بحث را فارغ از جار و جنجال‌های سیاسی(۱۶) و تمایلات غربی دنبال کنند، می‌توانند از این طریق به موضوع بپردازند.»

به عرضتان می رساند: اولا از اینکه آمادگی مرکز خود را برای بحث و مناظره اعلام کرده اید، تشکر می کنم. ضمن قبول، نخستین گام عملی پاسخ به ادله و استدلالهایی است که در این نوشتار اقامه شده است. ثانیا پاسخ شما برای آشنایی همگان در وبسایت اینجانب (۱۷) بدون هرگونه مقدمه و مؤخره ای عینا منتشر شد. آیا شما از این سعه صدر برخوردارید که این رساله جوابیه را در وبسایت خودتان و رسانه مرکز تخصصیتان منتشر کنید!؟ ثالثا، تجربه مشترک بشری و نتیجه خرد جمعی تاریخی انسان که اکنون در اوساط علمی معاصر غرب بروز کرده و شامل نحله های گوناگون و گاه متعارض است را یکسره رد کردن از نشانه های تحجر، خودشیفتگی و کم اطلاعی است. ما قال را بنگرید نه من قال را. به هر حال من پرونده این بحث را مفتوح می دانم و از انتقادات و پیشنهادات علمی استقبال می کنم.

ج. نتیجه

۱. حکم به مهدورالدم بودن افراد به اتهام ارتداد یا سبّ النبی (ص) فاقد مستند معتبر شرعی از کتاب و سنت و اجماع و عقل است، بلکه بر خلاف قرآن و عقل بوده و به دلیل مفاسد متعدد مترتب بر آن یقینا موجب وهن اسلام است.

۲. صدور حکم قضائی تنها به عهده محکمه صالح و اجرای آن تنها در صلاحیت ضابطین قضائی است. حکم فقیه جامع شرائط فتوا از محکمه صالحه کفایت نمی کند.

۳. حکم قتل مرتد و سابّ النبی فاقد مطلق مستند قرآنی است.

۴. در اجتهاد مصطلح و فقه سنتی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی متکی بر برخی اخبار واحد صحیحه یا موثقه و ادعای اجماع است.

۵. حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلایل هفت گانه زیر غیرقابل اجراست:

          اول. توقف اجرای حکم قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عنوان ثانوی وهن اسلام (نفی ضرر یا مصلحت یا حکم حکومتی)

          دوم. لزوم تعطیل یا توقف در اجرای حد مطلقا یا دست کم حدود منجر به قتل در زمان غیبت ائمه اطهار (ع)

          سوم. نفی حکم وجوب قتل مبتنی بر خبر آحاد موثق به دلیل وجوب احتیاط در دماء

          چهار. نفی حکم وجوب قتل به دلیل عدم حجیت اخبار واحد موثق در امور مهمه

          پنج. نفی حکم وجوب قتل مرتد به دلیل تبدل موضوع مرتد

          شش. نفی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عدم حجیت اخبار مخالف با محکمات قرآن

         هفت. نفی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عقلی موهون بودن اعدام افراد برای خروج از دین و اهانت به مقدسات

۶. خروج از دین و ارتداد هیچ مجازات دنیوی ندارد.

۷. اعدام افراد به دلیل اهانت به پیامبر (ص) و قرآن مجید و مقدسات دینی امری غیرقابل دفاع است.

                                                          والسلام

پانوشت ها :

(۱۶) برای آشنایی با نمونه تاسف آوری از «جار و جنجالهای سیاسی» می توان به فرمایشات اخیر شما به مناسبت حماسه! نهم دی ایراد شده در آغاز درس خارج تان منتشره در وبسایتتان اشاره کرد.

(۱۷) به پیشنهاد اینجانب مطلب جنابعالی عینا در ستون اندیشه رسانه جرس منتشر شد. http://www.rahesabz.net/story/46249/

  -------------------------------------------------------------------
بخش های پیشین این رساله را می توانید در آدرس های زیر ببینید :

پیشگفتار و مقدمه : رساله نقد مجازات مرتد و سابّ النبی
بخش اول: صدور حکم ارتداد و سبّ النبی خارج از محکمه صالحه و سپردن اجرای حکم اعدام به توده مردم رواج بی قانونی و هرج و مرج است

بخش دوم: ادعای مهدورالدم بودن مرتد و سابّ النبی بر اساس تک خبر واحد مخدوش

بخش سوم : نقد ادعاهای «تواتر معنوی و اجمالی و صحت اکثر روایات قتل مرتد»

بخش چهارم : نقد ادعای اجماع و ضرورت در قتل مرتد و سابّ النبی

 بخش پنجم : هیچ کس به صرف عنوان ارتداد به امر رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) و دیگر ائمه (ع) به قتل محکوم نشده است

بخش ششم : اقوال فقیهان برجسته در تعطیل شدن مطلق حدود، یا تعطیل شدن حدود مستلزم قتل و جرح، و توقف در جواز اقامه حدود در زمان غیبت
بخش هفتم: عدم حجیت خبر واحد در امور مهمه
بخش هشتم: صدور فتاوای اعدام مرتد و سابّ النبی «وهن اسلام» است
بخش نهم: تبدّل موضوع مرتد و نقد دائمی بودن حکم قتل مرتد و سابّ النبی
بخش دهم: (قسمت اول):  ناسازگاری حکم قتل مرتد و سابّ النبی با محکمات قرآن
بخش دهم: (قسمت دوم) : ناسازگاری حکم قتل مرتد با محکمات قرآن

منبع : سایت نویسنده

نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.
 

» ادامه مطلب

داوود احمدی نژاد: اختلاس سه هزار میلیارد تومانی توسط جریان انحرافی صورت گرفت

جـــرس: مسئول سابق بازرسی نهاد ریاست‌جمهوری گفت: فساد مالی اخیر یعنی اختلاس سه هزار میلیاردی به دست باند انحرافی که اخیراً تشکیل شده است انجام شد.


به گزارش فارس، داود احمدی‌نژاد عصر پنجشنبه در جمع دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد، با بیان اینکه باید در حال حاضر شناختی از وضعیت حاضر در کشور داشته‌باشیم اظهار عقیده کرد: امروز نظام جمهوری اسلامی ایران دنیا را هدایت می‌کند.


مسئول بازرسی نهاد ریاست جمهوری در دولت نهم افزود باید به دلایل شکل‌گیری انقلاب اسلامی به دقت بیاندیشیم و بررسی کنیم و ببینیم که به چه صورتی امروز این انقلاب دنیا را متأثر از خود کرده است و نه تنها دنیا بلکه تمامی فرهنگ‌های دنیا نیز متأثر از فرهنگ ایران شده است.


وی افزود: در این سی و دو سال جریان‌ها و باندهای سیاسی بسیاری شکل گرفته‌اند که بسیاری از آنها با انقلاب همراه شدند و برخی نیز از مسیر انقلاب خارج شدند و دلیل خارج شدن آنها عدم تواضع و عدم قناعت بود.


احمدی‌نژاد در ادامه با اشاره به جریان انحرافی (طیف دولتی ها) تصریح کرد: جریان انحرافی نیز که عده کمی هستند از مسیر انقلاب خارج شدند که به دلیل داشتن کبر و طمع بود ولی همواره نتوانستند به اهداف خود از جمله آسیب زدن به چهارچوب نظام و هدایت مردم به مسیرهای انحرافی برسند که این ناشی از موهبت الهی ولایت فقیه و امروز نیز موهبت الهی رهبری است.


وی در ادامه با تاکید بر اینکه "باید همواره گوش به فرمان رهبری باشیم"، ادعا کرد: "امروز تمامی افکار عمومی دنیا در اختیار مستضعفین دنیا و سربازان ولایت و جوانان انقلابی ایران است و در این راستا می‌بینیم که غربی‌ها تمام سیاست‌ها، رسانه‌ها و کمپانی‌های خبر خود استفاده می‌کنند تا از هدایت افکار عمومی توسط جوانان انقلابی ایران جلوگیری کنند در حالیکه امروز تمام دنیا را این جوانان فتح کرده و برنامه‌های آنها را نقش برآب کرده است. "


احمدی نژاد نیز همانند دیگر چهره های جریان اصولگرا، با اطلاق لفظ "فتنه" برای قیام جنبش سبز مدعی شد: "در فتنه 88 که فتنه سبز نامگذاری شده است، محور شعارهای آنها این بود که بر اصل ولایت جسارت کردند و چون اصل ولایت را مورد هدف قرار دادند تمام منافع همه مستکبران و پیاده نظام آنها مخدوش شد و از بین رفت."


احمدی‌نژاد در ارتباط با اختلاس سه هزار میلیاردی اخیر گفت: این احتلاس توسط جریان انحرافی انجام شد و همین جریان انحرافی قصد دارد با پول‌هایی که از این اختلاس بدست آورد عناصر نامطلوب و حتی ضد انقلاب را وارد مجلس کند و این همان‌کسانی هستند که به دنبال جایگزین کردن مکتب ایرانی با مکتب اسلام بودند.
» ادامه مطلب

کناره‌گیری '۱۷۵ نامزد انتخابات مجلس ایران از رقابت های انتخاباتی'

وزارت کشور ایران مسئول برگزاری انتخابات در این کشور است

یک مقام بلندپایه وزارت کشور ایران از کناره‌گیری ۱۷۵ نامزد انتخابات مجلس این کشور از حضور در رقابت های انتخاباتی خبر داده است.

حسنعلی نوری، جانشین رئیس ستاد انتخابات کشور در ایران به خبرگزاری رسمی ایرنا گفته است که تا عصر روز سوم اسفند، ۱۷۵ نامزد تایید صلاحیت شده، از شرکت در رقابت های انتخاباتی انصراف داده اند.

دلیل یا دلایل کناره گیری این افراد از حضور در رقابت های انتخاباتی اعلام نشده است.

وزارت کشور ایران پیش از این تعداد داوطلبان تایید صلاحیت شده را ۳ هزار و ۴۴۴ نفر عنوان کرده بود.

تبلیغات نامزدهای انتخابات مجلس ایران از ساعت ۸ صبح پنجشنبه چهارم اسفند به وقت محلی آغاز شده و تا یک هفته ادامه خواهد داشت.

قرار است انتخابات روز جمعه، دوازهم اسفند در ایران برگزار شود.

دعوت رهبر ایران به حضور گسترده، دعوت مخالفان به خانه نشینی

احزاب اصلاح طلب در اعتراض به شرایط کشور از جمله آنچه "نبود شرایط اصلی و اولیه برای یک انتخابات آزاد و عادلانه" خوانده اند در این انتخابات شرکت نکرده و عملا دست به تحریم آن زده اند.

رقابت اصلی برای تصاحب ۲۹۰ کرسی مجلس، میان طرفداران و منتقدان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور این کشور است.

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران پیش از این خواستار "حضور گسترده مردم ایران" در پای صندق های رای شده بود اما رهبران مخالف دولت، این دوره از انتخابات مجلس را "فرمایشی" خوانده و محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران، شرکت در آن را بی معنا توصیف کرده است.

شورای هماهنگی راه سبز امید از تشکل های مخالف دولت ایران و نزدیک به میرحسین موسوی، با انتشار بیانیه‌ای از مردم ایران خواسته است تا در روز برگزاری انتخابات از خانه خود بیرون نروند.

این شورا دعوت به خانه نشینی مردم در روز انتخابات را "نشانه همبستگی" با میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد به همراه مهدی کروبی رهبران مخالف دولت ایران خوانده که یک سال است از سوی حکومت در حبس خانگی قرار گرفته اند.
» ادامه مطلب

بازداشت دانشجویی که در دانشگاه یاسوج لبهایش را دوخت

داریوش جلالی، دانشجوی ایرانی که در دانشگاه یاسوج لبهایش را دوخت

بنابر گزارش‌ها، یک دانشجوی دانشگاه یاسوج که تصویر ویدئویی او با دهان دوخته در یوتیوب منتشر شده، بازداشت شده است.

این ویدئو نشان می دهد که داریوش جلالی به نشانه اعتراض به "وضعیت دانشگاه یاسوج" لب‌هایش را دوخته و خود را به نرده‌های دانشگاه زنجیر کرده بود.

یک منبع آگاه در گفت و گو با بی‌بی‎سی فارسی با تایید این خبر گفت :"داریوش جلالی، دانشجوی رشته مهندسی مواد دانشگاه یاسوج و ورودی سال ۱۳۸۸، که سال گذشته به مدت سه ماه به زندان افتاده بود، در اعتراض به محدودیت‌های اعمال شده در دانشگاه و مشکلاتی که بعد از آزادی برای او ایجاد شده بود، در روز ۳۰ بهمن‌ماه دهانش را دوخت."

این منبع آگاه افزود:" نیروهای حراست دانشگاه به محض اطلاع از این موضوع، آقای جلالی را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند، از آن زمان تاکنون نیز هیچ اطلاعی از وضعیت این دانشجو و محل بازداشت وی در دست نیست."

داریوش جلالی در بهمن سال ١٣٨٩ چند روز پس از تظاهرات ٢۵ بهمن توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت و به یک سال حبس محکوم شد.

وی بعد از گذراندن سه ماه حبس از زندان آزاد شد.

این منبع آگاه همچنین گفت :"داریوش جلالی پس از آزادی از زندان با تعلیق های پیاپی از تحصیل و همچنین فشار هایی از طرف حراست دانشگاه مواجه شده بود."

وی در هنگام این حرکت اعتراضی بیانیه‌ای منتشر کرده که در بخشی از آن آمده است :"اما چرا بدین شیوه معترضم؟ چرا با دهان بسته؟ چرا با پای در زنجیر نشسته؟ دهان خود را دوخته ام، چرا که فریاد تظلم خواهی ام را کسی نشنید. پای خود بسته ام چرا که دویدنم به جایی نرسید. هر چه فریاد زدم کسی نشنید، گفتم شاید سکوتم را بشنوند، هر چه دویدم کسی ندید، گفتم شاید به غل نشستنم را ببینند."
» ادامه مطلب

آمریکا گزارش‌های مبنی بر تأیید حکم اعدام کشیش ندرخانی را محکوم کرد

آقای ندرخانی که متولد رشت و ساکن گیلان بود، از حدود سه سال پیش زندانی است

دفتر رئیس جمهوری آمریکا با صدور بیانیه‌ای گزارش های منتشر شده مبنی بر اینکه مقامات ایران حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی را تنها به دلیل اعتقادات مذهبی او تأیید کرده اند، "به شدیدترین وجه ممکن" محکوم کرده و خواهان لغو این حکم و آزادی آقای ندرخانی شده است.

در این بیانیه که امروز پنجشنبه ۴ اسفند (۲۳ فوریه) منتشر شد، آمده است: "این اقدام نمونه بهت آور دیگری است از عدم پایبندی حکومت ایران به الزامات بین المللی، قانون اساسی این کشور و ارزش های مذهبی تثبیت شده".

آقای ندرخانی ۳۳ سال دارد و در اکتبر سال ۲۰۰۹ ظاهرا به اتهام ارتداد بازداشت و سپس محاکمه و محکوم شد.

بر اساس گزارش ها، او در سن ۱۹ سالگی از اسلام به مسیحیت گروید و هنگام بازداشت، رهبری یک گروه کوچک از مسیحیان تبشیری به نام "کلیسای ایران" را بر عهده داشت.

دفتر رئیس جمهوری آمریکا در بیانیه امروز خود با آقای ندرخانی، خانواده او و همه کسانی که در ایران خواهان عمل کردن به اعتقادات مذهبی خود، بدون هراس از تعقیب قضایی هستند ابراز همبستگی کرده است و این امر را از حقوق بنیادین و جهانشمول بشر دانسته است.

محاکمه و محکومیت آقای ندرخانی در این بیانیه شاهدی بر "بی اعتنایی مطلق حکومت ایران به آزادی مذهبی و نمونه ای دیگر از نقض حقوق جهانی شهروندان ایرانی توسط حکومت کشورشان" توصیف شده است.

دفتر رئیس جمهوری آمریکا از مقامات ایران خواسته است که حکم اعدام آقای ندرخانی را لغو و او را آزاد کنند و همچنین به حقوق ابتدایی و جهانشمول بشر، از جمله آزادی مذهب پایبند باشند.

دولت آمریکا مردم و دولت های سراسر جهان را دعوت کرده است که از حکومت ایران بخواهند آقای ندرخانی را به سرعت آزاد کند.

دیوان عالی ایران در اکتبر سال ۲۰۱۱ (مهرماه ۱۳۹۰) حکم اعدام آقای ندرخانی را به دلیل "نقص تحقیقات" نقض کرد و پرونده را برای تکمیل به دادگاه صادرکننده حکم بازگرداند.

این دیوان در آن زمان با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده بود که پرونده آقای ندرخانی که قبلا مسلمان بوده ولی سپس مسیحی شده و اقدام به ترویج این دین کرده است، مفتوح می ماند.
» ادامه مطلب

آخرین آخبار