چهارشنبه برای مراسم تشییع و تدفین روان شاد مهندس سحابی به همراه چند تن از دوستان به محل خاکسپاری یعنی گورستان گلندوک لواسانات (بهشت فاطمه) رفتیم .
گویا آن گورستان و حومه ی آن تبدیل به پادگان نظامی شده بود؛ صدها و اگر محاسبه خطا نباشد هزار نفر مامور پلیس و انتظامی و ضد شورش با دها دستگاه ون و مینی بوس و صدها موتورسیکلت و چندین و چند ماشین نیروی انتظامی حضور داشتند. این تعداد جز ماموران لباس شخصی بودند که با چهره های آنچنانی در میان جمعیت می لولیدند و اگر سه تن کنار هم جمع می شد 2 نفرشان خود را به تجمع !! می رساند . دها دوربین فیلم برداری و عکس برداری هم مشغول تصویر برداری از حاضران بودند تا خدای ناکرده آرشیو دستگاه های مختلف امنیتی خالی از چهره های سوگواران نماند.
در این فضا بود که خبر رسید هاله سحابی دختر بزرگ مرحوم سحابی توسط مامورین انتظامی مورد ضرب و شتم واقع شده و براثر ضربه های لگد چند مامور به سینه و صورتش با ایست قلبی مواجه شده و متاسفانه جان به جان آفرین سپرده است.
در پی این حادثه تاسف آور چند پرسش از مسوولین مربوطه به ویژه شورای تامین استان دارم:
دلیل این لشکر کشی برای یک مراسم خاک سپاری چه بود؟
دلیل رفتار دور از شان انسان با چند جوان و بازداشت آنها چه بود؟
چرا با بانویی داغدار که در غم فراق پدر در سوگ نشسته بود چنین برخورد شد؟
آیا دلیل مرگ هاله سحابی مننژیت اعلام می شود؟!...
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

0 comments:
ارسال یک نظر