مصطفی امینی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
حاکم عظیم الشأن انقلاب
سلامٌ علیکم
و امّا در چهارمین و آخرین نامه ام به حضرتعالی ، نخست به ارائه ده راهکار حل بحران کنونی در کشور می پردازم حال آنکه حال آنکه می دانم دیگران نیز بسیار گفته اند! و آنگاه سخن را پایان می دهم.
از خداوند عزیز خواهانم ، باز شدن گره ها را و رفع مشکلات را!
و امّا راهکارها
اوّلین گام : طلب عفو و بخشش از مردم و عفو و بخشش مردم
سیّد بزرگوار
حضرتعالی اکنون رهبر حکومت هستید ، می دانم که بر حاکم بسیار سخت آید طلب عفو و بخشش از مردم !
در این چند ساله به خاطر تملّق گویی های درباری ، چنان خطّ قرمزهایی اطراف شما درست شده است که جز خسارت و زیان ، ثمری برایتان نداشته است ، خود بهترین شاهد بر این ادّعا هستید ! گاهی برخی از افراد به دلیل نابلدی راه ، حتّی شما را در حدّ خداوند هم بالا می برند خواه نا آگاهانه و خواه تعمّدانه !
می دانیم که مشروعیّت اگر چه لازمه حکمرانی در حکومت دینی است ، لاکن شرط کافی نیست ، آنچه که می تواند مردم را همراه سازد و آنان را تا پای جان به عهد خود با حکومت وفادار سازد ، مقبولیّت است ، حال آنکه مشروعیّت نیز از درب مقبولیّت می گذرد !
اگر سیاست ها و رفتار حاکمی بر دلهای مردم نشست ، می شود راهبر ، می شود پدر ملّت ، آن موقع است که دوام حکومت تضمین می گردد و شاید به همین دلیل است که گفته اند : « مُلک و حکومت ، با کفر دوام می یابد ولی با ظلم و جور هرگز ! »
قبول کنید در این سالها ظلم بسیاری بر مردم شده ، همانطور که بسیاری از دوستانتان پَر کشیدند و رفتند و شما را تنها گذاشتند و بسیاری دیگر از کنارتان دور شدند و دیگرانی اطرافتان خیمه زدند و به شما نیز ستم شده !
خواهش می کنم از مردم عذرخواهی کنید به خاطر اشتباهاتی که در این سالها رُخ داده است و نتایج آن اکنون مشخص شده است و آنها را دریافته اید ، و ببخشید ستم هایی را ، اگر که بر شما روا داشته شده است ، اینگونه قلب های ملّت نسبت به شما رئوف و مهربان خواهد شد ، کینه ها و حسد ها بر طرف شده ، حصار غرور اطرافیانتان شکسته میشود و خط قرمز های ساختگی ، محو خواهند گردید و رحمت جای قساوت را خواهد گرفت .
خواهش می کنم بگذارید جهانیان ، دوستی و برادری و مهر و وحدت را در جامعه ما ببینند نه قصاوت و سهم خواهی و نزاع را!
دومین گام : اعلام عفو عمومی و رفع حصر آقایان موسوی و کرّوبی و همسرانشان
حرکت شما در صدور دستور آزادی تعدادی از زندانیان به خصوص زندانیان سیاسی قابل ستایش است ، محبوس شدگانی که یکایک هشدارهایشان امروز در جامعه محقق شده است ! آنان مجاهدان حقیقی اند و دلسوزترین دلسوزان نظام ! بزرگ مردانی که سرای باقی را به دنیای فانی نفروختند ، و در دفاع از حق ، مصلحت اندیش نبودند ! شما انسانید و رحمت الهی در وجودتان نهفته است و شما مسلمانید و رأفت اسلامی از آیین مسلمانی است ! پس همه زندانیان عقیدتی سیاسی را آزاد کنید و در گامی فراتر ، خود به استقبال آنها بروید و از آنان به خاطر این استقامت بی مانند تقدیر کنید تا سببی گردد برای نزدیکی دلها به یکدیگر! به دیدار آقایان موسوی و کرّوبی بروید ، احوال آنان را جویا شده و این حصر ساختگی را بشکنید !
سومین گام : رسیدگی به خواسته های خانواده های جان باختگان پس از انتخابات
هر کس در مقابل ظلم قیام کند و مظلومی را فریادرس باشد ، آنگاه خونش به ناحق بر زمین ریخته شود ، شهید است حال آنکه پیرو هر دین و آئینی باشد! شهدای منازعات دو سال گذشته را عزیز بدارید که آنان در پیشگاه الهی عزیزند و هر کس عزیز الله را گرامی بدارد خداوند بر عذّتش بیافزاید ! به دیدار خانواده هایشان بروید و از آنان دلجویی کنید و در رسیدگی به آنان ، لحظه ای درنگ مکنید!
چهارمین گام : آزادی احزاب و رسانه ها و توجّه و احترام به تنوّع ادیان و قومیّت ها
فضای بسته جامعه ، عقب ماندگی و پس رفت ، حاصل می آورد ، چاپلوسی و تملّق گویی و نفاق را گسترش می دهد ، نشاط سیاسی را از اجتماع می گیرد و بی تفاوتی را رواج می دهد ، و هرگز جامعه ، سعادتمند نخواهد شد !
آزادی فعالیّت احزاب را فراهم کنید و رسانه های توقیف شده را اجازه فعالیّت دهید ، رسانه ملی را ملّی کنید و سلایق گوناگون را در اداره ی آن سهیم گردانید .
آنگاه خواهی دید دلبستگی مردم به نظام را و احساس مسئولیّت اجتماعی در مردم را !
در موارد بسیار با اقلیّت های دینی و قومیّت های گوناگون به خصوص مردم سیستان و بلوچستان و مردم کردستان ، بدرفتاری شده است ، آنها را جبران کنید .
پنجمین گام : استقلال اقتصادی و طلب یاری از اقتصاد دانان برجسته
آقای خامنه ای
می دانیم ، همیشه تهاجم به یک کشور تهاجم نظامی نیست ، گاهی تهاجم فرهنگی و گاهی هم تهاجم اقتصادی !
کشور شرایط اقتصادی مناسب و قابل قبولی ندارد ، از طرفی تحریم ها و از طرفی واردات بی رویه !
به باور من بر فرض، اگر آمریکا و غرب قصد حمله نظامی به ما را دارند و یا اینکه تهاجم فرهنگی را برای ما سامان داده اند و این فرضیه درست باشد، روسیه و چین نیز سالهاست که به ما حمله ی اقتصادی کرده اند و در موقع نیاز ، تنهایمان خواهند گذاشت و متاسفانه ما از آن غافلیم !
واردات بی رویه و منفعت طلبانه ، کمر اقتصاد را شکسته است ! بسیاری از تولیدی ها یا ورشکسته شده اند و یا ادامه فعالیّتشان زیان ده و محال است و در معرض تعطیلی قرار دارند ! به خاطر وضعیت نامناسب درآمدی ، گرایش مردم به خرید ارزان ، زیاد شده است و کشور چین نیز از این فرصت نهایت استفاده را برده است !
آگاه باشید که اگر کشور به اعتیاد اقتصادی دچار شد که نشانه های آن بسیار است ، آنگاه فتح ایران و سرنگونی حکومت برای چین و روسیه بسیار آسانتر خواهد بود تا آمریکا و غرب!
منع کنید این همه واردات بی رویه را و برای نجات کشور از بحران اقتصادی گسترده پیش رو ، از اقتصاد دانان برجسته ایرانی داخل و خارج کشور ، کمک بخواهید!
اصلاح کنید نظام بانکداری کشور را و کاهش دهید این سود های سراسر اشکال را و بروکراسی طاقت فرسا را!
مردم را برای روزهای بسیار سخت پیش رو آماده کنید و همراهی آنان را طلب کنید !
ششمین گام : تجدید نظر در نحوه فعّالیّت قوای نظامی و ضرورت توجّه به وصایای امام راحل به خصوص در این حوزه
سیّد بزرگوار
تنها وظیفه ای که برای قوای نظامی باید متصوّر شد ، پاسداری از تمامیّت عرضی و حراست از آرمان های انقلاب است .
آن زمان که این نیروهای ارزشی و فداکار ، در مسائل اقتصادی ، سیاسی بین جناحی ، ورود پیدا کنند ، تدریجاً وظایفی جدید را برای خود تعریف می کنند و از وظایف اصلی خود غافل می شوند و این مقدّمه ای میشود بر انحرافات گسترده آنها!
تمامیّت خواهی بر رفتار آنان حاکم می گردد و اخلاص و فداکاری در اعمالشان بی معنا می شود و جز به فکر تامین منافع خویش و مافیا های وابسته به خود نمی اندیشند و تدریجاً در رفتار آنها ، « أشدّاء علی الکفّار و رحماء بینهم »، تغییر کرده و نعوذ بالله « رحماء علی الکفّار و أشدّاء بینهم » ، نمایان می شود ! پس خواهشاً در نحوه فعالیّت آنان تجدید نظر کنید!
هفتمین گام : استقلال دستگاه قضایی و قائل شدن آزادی عمل کافی برای قضّات و وکلا
حاکم گرامی
ما داعیه دار اسلام ناب محمّدی هستیم ، در گام نخست باید برداشت هایمان را از اسلام تصحیح کنیم که در دین محمّد بی عدالتی جایگاهی ندارد !
دستگاه قضایی اسلامی باید دادستان حق و کیفر رسان باطل باشد! اگر استقلال این دستگاه مهم ، مخدوش گردد ، مصلحت اندیشی افراطی ، حق محوری را ضایع ساخته و ترازوی میزان متمایل می شود ، آنگاه بیدادگری در جامعه گسترش می یابد و عدالت خواهی جز بر زبان ها ، مشاهده نمی شود!
این شرایط نیز کاملاً مشهود است ، پس در استقلال این دستگاه ارزشمند بکوشید و برای قداست آن چاره اندیشی کنید و از حقوقدانان با تجربه در این مهم مدد بخواهید!
هشتمین گام : بازنگری در قانون اساسی و به روز رسانی آن
آن زمان که قانون متناسب با نیازهای زمانه نباشد ، ارزش خود را در جامعه از دست خواهد داد و قداست آن شکسته خواهد شد ، قانون گریزی رواج یافته و فرهنگِ قانونمندی بی اعتبار می گردد!
قانون اساسی ، وحی الهی نیست ، نوشته ی انسانی است ، نمی تواند به طور کامل نیاز های مربوط به هر زمانه را تأمین کند ، سرشار از خطا و اشتباه است ! خطاکاری از خصوصیّات انسان است ، برای آنکه قداست قانون در جامعه محفوظ بماند ، بدون تردید باید هر چند سال یکبار متناسب با نیازهای زمانه و نگرش انسان ها ، باز نگری شود آنهم بوسیله کارشناس ترین قانون دانان، تا قانون فصل الخطاب باشد!
نیازهای نو ظهور فراوانی در جامعه وجود دارد ، سطح آگاهی مردم نسبت به مسائل مختلف افزایش یافته و مراودات اجتماعی تغییر بسیار کرده است که اینها بازنگری در قانون اساسی را اجتناب ناپذیر می کند ، پس وقت آن فر ا رسیده که پس از اصلاح خطا ها و اشتباهات ، دستور بازنگری قانون اساسی را صادر فرمایید و در این کار از همه ی سلایق و اندیشه ها و کارشناسان یاری طلبید تا قانون ، نظام مندی آفریند
نهمین گام : تدارک برگزاری انتخابات آزاد
سیّد بزرگوار
انتخابات دوسال گذشته و ابهامات فراوان آن ، عاملی شد برای رنجش خاطر دوستان و دستاویزی شد برای بیگانگان . اگر شرایط به همین منوال باشد ، شرکت در انتخابات ارزش خود را از دست خواهد داد و شرکت نکردن در آن یک هنجار تلقّی خواهد شد ، خطر این مهم وجود دارد ! ، پس هرچه سریعتر مقدّمات برگزاری انتخابات آزاد را فراهم کنید و همه ی سلایق را برای شرکت در آن ، دعوت نمائید ، شرایط برابر را آماده کنید و از مجامع بین المللی بخواهید برای نظارت بر آن در کنار نظارت نیروهای داخلی ، تا ابهامات و وقایع تلخ و عبرت آموزِ ! دوسال گذشته در اذهان عمومی داخلی و خارجی برطرف گردد ! آنرا که حساب پاک است،از محاسبه چه باک است. این اقدام ، وجهه تخریب شده نظام را در نگاه های بین المللی ، ترمیم خواهد کرد و نگاه های سراسر ابهام هموطنان عزیز در داخل و خارج را به نظام امیدوار و دولت های متخاصم را نا امید از براندازی خواهد کرد!
دهمین گام : حرکت همه جانبه و با مشارکت همگان برای ایجاد و گسترش نشاط اجتماعی و آشتی ملّی
رشد و بالندگی معلول نشاط اجتماعی است ، جامعه محزون ، انزوا طلب است و به روزمرّگی دچار خواهد شد ، از سعادت باز خواهد ماند و عقب ماندگی را محصول خواهد داشت . پس مقدّمات آشتی ملّی را فراهم سازید و با کمک همه ی احزاب و گروه ها و رسانه ها و ملّت بزرگوار و با رعایت اعتدال ، نشاط و شادی اجتماعی را در جامعه ایجاد کرده و در گسترش آن بکوشید .
آن زمان است که جامعه ای سعادتمند ، پویا و پرنشاط و منتظر ، خواهیم داشت .
آقای خامنه ای
کوچکترین و کمترین مردم هستم که اکنون با شما اتمام حجّت می کنم . ببخشید که گفتم اتمام حجّت ، چون سزاوارتر از این واژه برای این نامه ام ، کلمه ای نیافتم ، بر من ببخشائید!
سیّد بزرگوار
گذر زمان سریع و فرصت ها اندک است ، تا دیر نشده کاری کنید!
از هر طرف که معترضان را بنگرید و هر لحن و بیان و اندیشه ای که در آنها بیابید ، اینرا در نظر داشته باشید که همه ایرانیند و وطن خویش را دوست می دارند و با همه ی وجود به آن عشق می ورزند ، ممکن است در رفتار و گفتار ما ، تندی و کندی و اعتدال فراوان دیده باشید ، اگر تندی دیدید ، بگذارید به حساب تندروی هایی که با ما شد و اگر کندی دیدید بگذارید به حساب بی تفاوتی که گاهی به دلیل ناملایمات همراه ما می شد و اگر اعتدال دیدید به اسرار قلوب ما و حقیقت حرکت ما پی ببرید .
به سرنوشت صدّام ها و قذّافی ها بنگرید ، مبارک را روی تخت در میان میله های آهنین ببینید و در آنها تامّل کنید!
خداوند با هیچ کس تعارف ندارد و دادگاه زمان ، محکمه ایست بی مانند، آنچه که گفتم از سر خیر خواهی و به جهت اصلاح بود ، در آنها تدبّر کنیم و راه صحیح را انتخاب کنیم .
می دانم که در این فرصت اندک ، اگر دست به اصلاح خود و جامعه نزنیم ، بزودی بحران های اقتصادی اجتماعی گسترده ، جامعه را در بر خواهد گرفت ، نافرمانی ها گسترده خواهد شد و مدّت ها خواهد گذشت تا این مرز و بوم روی آرامش را به خود ببیند و این درست همان چیزی است که بیگانگان می خواهند ، آنان تمدّن تاریخ ساز ما را می شناسند ، به حقّانیّت راه ما پی برده اند و هیچ تلاشی را دریغ نمی کنند برای ایجاد و دوام تفرقه میان ما!
پس باز هم از شما خواهش می کنم ، اندکی بیاندیشید و بر طبل اتّحاد و آزادی و نشاط بکوبید!
ای اسیر رنگ ، پاک از رنگ شو مومن خود ، کافر افرنگ شو
رشته ی سود و زیان در دست توست آبروی خاوران در دست توست
این کهن اقوام را شیرازه بند رایت صدق و صفا را کن بلند
اهل حق را ، زندگی از قوّت است قوّت هر ملّت از جمعیّت است
رای بی قوّت همه مکر و فسون قوّت بی رای ، جهل است و جنون
آقای خامنه ای
هدفم از نگارش این نامه ها، تنها بیان مشکلات و کمک به رفع آنها و حل بحران کنونی و ایجاد آشتی واتّحاد ملّی بوده است .
نه قصد تفرقه داشتم و نه قصد بر هم زدن امنیّت کشور ، امیدوارم اگر قصوری در نوشته هایم بوده ، همگان ببخشند و بر من خرده نگیرند و از دست و زبانم در دنیا و آخرت رضایت داشته باشند .
آرزوی داشتن جامعه ای سراسر شادی و نشاط و همدلی ، جامعه ای که در آن آزادی بیان پاس داشته شود ، جامعه ای که در آن انسان ها به خاطر اینکه انسانند ، محترم شمرده شوند و مردم را خودی و غیر خودی کردن در آن بهایی نداشته باشد ، جامعه ای که ظلم و جور در آن مجال تحرّک نداشته باشد ، در افکار و باورهای ما موج می زند .
امیدوارم آن روز ، هرچه سریعتر فرا رسد و آن زمان پنج نامه ای دیگر بنویسم و با افتخار فریاد برآورم ، ای جهانیان ، من ایرانیم ، من مسلمانم و این کشور من است و این است اسلام رهایی بخش . این است دین کامل الهی !
عاقبت به خیری همگان را از آن یگانه ی رهایی بخش ، خواهانم.
والسلام
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
حاکم عظیم الشأن انقلاب
سلامٌ علیکم
و امّا در چهارمین و آخرین نامه ام به حضرتعالی ، نخست به ارائه ده راهکار حل بحران کنونی در کشور می پردازم حال آنکه حال آنکه می دانم دیگران نیز بسیار گفته اند! و آنگاه سخن را پایان می دهم.
از خداوند عزیز خواهانم ، باز شدن گره ها را و رفع مشکلات را!
و امّا راهکارها
اوّلین گام : طلب عفو و بخشش از مردم و عفو و بخشش مردم
سیّد بزرگوار
حضرتعالی اکنون رهبر حکومت هستید ، می دانم که بر حاکم بسیار سخت آید طلب عفو و بخشش از مردم !
در این چند ساله به خاطر تملّق گویی های درباری ، چنان خطّ قرمزهایی اطراف شما درست شده است که جز خسارت و زیان ، ثمری برایتان نداشته است ، خود بهترین شاهد بر این ادّعا هستید ! گاهی برخی از افراد به دلیل نابلدی راه ، حتّی شما را در حدّ خداوند هم بالا می برند خواه نا آگاهانه و خواه تعمّدانه !
می دانیم که مشروعیّت اگر چه لازمه حکمرانی در حکومت دینی است ، لاکن شرط کافی نیست ، آنچه که می تواند مردم را همراه سازد و آنان را تا پای جان به عهد خود با حکومت وفادار سازد ، مقبولیّت است ، حال آنکه مشروعیّت نیز از درب مقبولیّت می گذرد !
اگر سیاست ها و رفتار حاکمی بر دلهای مردم نشست ، می شود راهبر ، می شود پدر ملّت ، آن موقع است که دوام حکومت تضمین می گردد و شاید به همین دلیل است که گفته اند : « مُلک و حکومت ، با کفر دوام می یابد ولی با ظلم و جور هرگز ! »
قبول کنید در این سالها ظلم بسیاری بر مردم شده ، همانطور که بسیاری از دوستانتان پَر کشیدند و رفتند و شما را تنها گذاشتند و بسیاری دیگر از کنارتان دور شدند و دیگرانی اطرافتان خیمه زدند و به شما نیز ستم شده !
خواهش می کنم از مردم عذرخواهی کنید به خاطر اشتباهاتی که در این سالها رُخ داده است و نتایج آن اکنون مشخص شده است و آنها را دریافته اید ، و ببخشید ستم هایی را ، اگر که بر شما روا داشته شده است ، اینگونه قلب های ملّت نسبت به شما رئوف و مهربان خواهد شد ، کینه ها و حسد ها بر طرف شده ، حصار غرور اطرافیانتان شکسته میشود و خط قرمز های ساختگی ، محو خواهند گردید و رحمت جای قساوت را خواهد گرفت .
خواهش می کنم بگذارید جهانیان ، دوستی و برادری و مهر و وحدت را در جامعه ما ببینند نه قصاوت و سهم خواهی و نزاع را!
دومین گام : اعلام عفو عمومی و رفع حصر آقایان موسوی و کرّوبی و همسرانشان
حرکت شما در صدور دستور آزادی تعدادی از زندانیان به خصوص زندانیان سیاسی قابل ستایش است ، محبوس شدگانی که یکایک هشدارهایشان امروز در جامعه محقق شده است ! آنان مجاهدان حقیقی اند و دلسوزترین دلسوزان نظام ! بزرگ مردانی که سرای باقی را به دنیای فانی نفروختند ، و در دفاع از حق ، مصلحت اندیش نبودند ! شما انسانید و رحمت الهی در وجودتان نهفته است و شما مسلمانید و رأفت اسلامی از آیین مسلمانی است ! پس همه زندانیان عقیدتی سیاسی را آزاد کنید و در گامی فراتر ، خود به استقبال آنها بروید و از آنان به خاطر این استقامت بی مانند تقدیر کنید تا سببی گردد برای نزدیکی دلها به یکدیگر! به دیدار آقایان موسوی و کرّوبی بروید ، احوال آنان را جویا شده و این حصر ساختگی را بشکنید !
سومین گام : رسیدگی به خواسته های خانواده های جان باختگان پس از انتخابات
هر کس در مقابل ظلم قیام کند و مظلومی را فریادرس باشد ، آنگاه خونش به ناحق بر زمین ریخته شود ، شهید است حال آنکه پیرو هر دین و آئینی باشد! شهدای منازعات دو سال گذشته را عزیز بدارید که آنان در پیشگاه الهی عزیزند و هر کس عزیز الله را گرامی بدارد خداوند بر عذّتش بیافزاید ! به دیدار خانواده هایشان بروید و از آنان دلجویی کنید و در رسیدگی به آنان ، لحظه ای درنگ مکنید!
چهارمین گام : آزادی احزاب و رسانه ها و توجّه و احترام به تنوّع ادیان و قومیّت ها
فضای بسته جامعه ، عقب ماندگی و پس رفت ، حاصل می آورد ، چاپلوسی و تملّق گویی و نفاق را گسترش می دهد ، نشاط سیاسی را از اجتماع می گیرد و بی تفاوتی را رواج می دهد ، و هرگز جامعه ، سعادتمند نخواهد شد !
آزادی فعالیّت احزاب را فراهم کنید و رسانه های توقیف شده را اجازه فعالیّت دهید ، رسانه ملی را ملّی کنید و سلایق گوناگون را در اداره ی آن سهیم گردانید .
آنگاه خواهی دید دلبستگی مردم به نظام را و احساس مسئولیّت اجتماعی در مردم را !
در موارد بسیار با اقلیّت های دینی و قومیّت های گوناگون به خصوص مردم سیستان و بلوچستان و مردم کردستان ، بدرفتاری شده است ، آنها را جبران کنید .
پنجمین گام : استقلال اقتصادی و طلب یاری از اقتصاد دانان برجسته
آقای خامنه ای
می دانیم ، همیشه تهاجم به یک کشور تهاجم نظامی نیست ، گاهی تهاجم فرهنگی و گاهی هم تهاجم اقتصادی !
کشور شرایط اقتصادی مناسب و قابل قبولی ندارد ، از طرفی تحریم ها و از طرفی واردات بی رویه !
به باور من بر فرض، اگر آمریکا و غرب قصد حمله نظامی به ما را دارند و یا اینکه تهاجم فرهنگی را برای ما سامان داده اند و این فرضیه درست باشد، روسیه و چین نیز سالهاست که به ما حمله ی اقتصادی کرده اند و در موقع نیاز ، تنهایمان خواهند گذاشت و متاسفانه ما از آن غافلیم !
واردات بی رویه و منفعت طلبانه ، کمر اقتصاد را شکسته است ! بسیاری از تولیدی ها یا ورشکسته شده اند و یا ادامه فعالیّتشان زیان ده و محال است و در معرض تعطیلی قرار دارند ! به خاطر وضعیت نامناسب درآمدی ، گرایش مردم به خرید ارزان ، زیاد شده است و کشور چین نیز از این فرصت نهایت استفاده را برده است !
آگاه باشید که اگر کشور به اعتیاد اقتصادی دچار شد که نشانه های آن بسیار است ، آنگاه فتح ایران و سرنگونی حکومت برای چین و روسیه بسیار آسانتر خواهد بود تا آمریکا و غرب!
منع کنید این همه واردات بی رویه را و برای نجات کشور از بحران اقتصادی گسترده پیش رو ، از اقتصاد دانان برجسته ایرانی داخل و خارج کشور ، کمک بخواهید!
اصلاح کنید نظام بانکداری کشور را و کاهش دهید این سود های سراسر اشکال را و بروکراسی طاقت فرسا را!
مردم را برای روزهای بسیار سخت پیش رو آماده کنید و همراهی آنان را طلب کنید !
ششمین گام : تجدید نظر در نحوه فعّالیّت قوای نظامی و ضرورت توجّه به وصایای امام راحل به خصوص در این حوزه
سیّد بزرگوار
تنها وظیفه ای که برای قوای نظامی باید متصوّر شد ، پاسداری از تمامیّت عرضی و حراست از آرمان های انقلاب است .
آن زمان که این نیروهای ارزشی و فداکار ، در مسائل اقتصادی ، سیاسی بین جناحی ، ورود پیدا کنند ، تدریجاً وظایفی جدید را برای خود تعریف می کنند و از وظایف اصلی خود غافل می شوند و این مقدّمه ای میشود بر انحرافات گسترده آنها!
تمامیّت خواهی بر رفتار آنان حاکم می گردد و اخلاص و فداکاری در اعمالشان بی معنا می شود و جز به فکر تامین منافع خویش و مافیا های وابسته به خود نمی اندیشند و تدریجاً در رفتار آنها ، « أشدّاء علی الکفّار و رحماء بینهم »، تغییر کرده و نعوذ بالله « رحماء علی الکفّار و أشدّاء بینهم » ، نمایان می شود ! پس خواهشاً در نحوه فعالیّت آنان تجدید نظر کنید!
هفتمین گام : استقلال دستگاه قضایی و قائل شدن آزادی عمل کافی برای قضّات و وکلا
حاکم گرامی
ما داعیه دار اسلام ناب محمّدی هستیم ، در گام نخست باید برداشت هایمان را از اسلام تصحیح کنیم که در دین محمّد بی عدالتی جایگاهی ندارد !
دستگاه قضایی اسلامی باید دادستان حق و کیفر رسان باطل باشد! اگر استقلال این دستگاه مهم ، مخدوش گردد ، مصلحت اندیشی افراطی ، حق محوری را ضایع ساخته و ترازوی میزان متمایل می شود ، آنگاه بیدادگری در جامعه گسترش می یابد و عدالت خواهی جز بر زبان ها ، مشاهده نمی شود!
این شرایط نیز کاملاً مشهود است ، پس در استقلال این دستگاه ارزشمند بکوشید و برای قداست آن چاره اندیشی کنید و از حقوقدانان با تجربه در این مهم مدد بخواهید!
هشتمین گام : بازنگری در قانون اساسی و به روز رسانی آن
آن زمان که قانون متناسب با نیازهای زمانه نباشد ، ارزش خود را در جامعه از دست خواهد داد و قداست آن شکسته خواهد شد ، قانون گریزی رواج یافته و فرهنگِ قانونمندی بی اعتبار می گردد!
قانون اساسی ، وحی الهی نیست ، نوشته ی انسانی است ، نمی تواند به طور کامل نیاز های مربوط به هر زمانه را تأمین کند ، سرشار از خطا و اشتباه است ! خطاکاری از خصوصیّات انسان است ، برای آنکه قداست قانون در جامعه محفوظ بماند ، بدون تردید باید هر چند سال یکبار متناسب با نیازهای زمانه و نگرش انسان ها ، باز نگری شود آنهم بوسیله کارشناس ترین قانون دانان، تا قانون فصل الخطاب باشد!
نیازهای نو ظهور فراوانی در جامعه وجود دارد ، سطح آگاهی مردم نسبت به مسائل مختلف افزایش یافته و مراودات اجتماعی تغییر بسیار کرده است که اینها بازنگری در قانون اساسی را اجتناب ناپذیر می کند ، پس وقت آن فر ا رسیده که پس از اصلاح خطا ها و اشتباهات ، دستور بازنگری قانون اساسی را صادر فرمایید و در این کار از همه ی سلایق و اندیشه ها و کارشناسان یاری طلبید تا قانون ، نظام مندی آفریند
نهمین گام : تدارک برگزاری انتخابات آزاد
سیّد بزرگوار
انتخابات دوسال گذشته و ابهامات فراوان آن ، عاملی شد برای رنجش خاطر دوستان و دستاویزی شد برای بیگانگان . اگر شرایط به همین منوال باشد ، شرکت در انتخابات ارزش خود را از دست خواهد داد و شرکت نکردن در آن یک هنجار تلقّی خواهد شد ، خطر این مهم وجود دارد ! ، پس هرچه سریعتر مقدّمات برگزاری انتخابات آزاد را فراهم کنید و همه ی سلایق را برای شرکت در آن ، دعوت نمائید ، شرایط برابر را آماده کنید و از مجامع بین المللی بخواهید برای نظارت بر آن در کنار نظارت نیروهای داخلی ، تا ابهامات و وقایع تلخ و عبرت آموزِ ! دوسال گذشته در اذهان عمومی داخلی و خارجی برطرف گردد ! آنرا که حساب پاک است،از محاسبه چه باک است. این اقدام ، وجهه تخریب شده نظام را در نگاه های بین المللی ، ترمیم خواهد کرد و نگاه های سراسر ابهام هموطنان عزیز در داخل و خارج را به نظام امیدوار و دولت های متخاصم را نا امید از براندازی خواهد کرد!
دهمین گام : حرکت همه جانبه و با مشارکت همگان برای ایجاد و گسترش نشاط اجتماعی و آشتی ملّی
رشد و بالندگی معلول نشاط اجتماعی است ، جامعه محزون ، انزوا طلب است و به روزمرّگی دچار خواهد شد ، از سعادت باز خواهد ماند و عقب ماندگی را محصول خواهد داشت . پس مقدّمات آشتی ملّی را فراهم سازید و با کمک همه ی احزاب و گروه ها و رسانه ها و ملّت بزرگوار و با رعایت اعتدال ، نشاط و شادی اجتماعی را در جامعه ایجاد کرده و در گسترش آن بکوشید .
آن زمان است که جامعه ای سعادتمند ، پویا و پرنشاط و منتظر ، خواهیم داشت .
آقای خامنه ای
کوچکترین و کمترین مردم هستم که اکنون با شما اتمام حجّت می کنم . ببخشید که گفتم اتمام حجّت ، چون سزاوارتر از این واژه برای این نامه ام ، کلمه ای نیافتم ، بر من ببخشائید!
سیّد بزرگوار
گذر زمان سریع و فرصت ها اندک است ، تا دیر نشده کاری کنید!
از هر طرف که معترضان را بنگرید و هر لحن و بیان و اندیشه ای که در آنها بیابید ، اینرا در نظر داشته باشید که همه ایرانیند و وطن خویش را دوست می دارند و با همه ی وجود به آن عشق می ورزند ، ممکن است در رفتار و گفتار ما ، تندی و کندی و اعتدال فراوان دیده باشید ، اگر تندی دیدید ، بگذارید به حساب تندروی هایی که با ما شد و اگر کندی دیدید بگذارید به حساب بی تفاوتی که گاهی به دلیل ناملایمات همراه ما می شد و اگر اعتدال دیدید به اسرار قلوب ما و حقیقت حرکت ما پی ببرید .
به سرنوشت صدّام ها و قذّافی ها بنگرید ، مبارک را روی تخت در میان میله های آهنین ببینید و در آنها تامّل کنید!
خداوند با هیچ کس تعارف ندارد و دادگاه زمان ، محکمه ایست بی مانند، آنچه که گفتم از سر خیر خواهی و به جهت اصلاح بود ، در آنها تدبّر کنیم و راه صحیح را انتخاب کنیم .
می دانم که در این فرصت اندک ، اگر دست به اصلاح خود و جامعه نزنیم ، بزودی بحران های اقتصادی اجتماعی گسترده ، جامعه را در بر خواهد گرفت ، نافرمانی ها گسترده خواهد شد و مدّت ها خواهد گذشت تا این مرز و بوم روی آرامش را به خود ببیند و این درست همان چیزی است که بیگانگان می خواهند ، آنان تمدّن تاریخ ساز ما را می شناسند ، به حقّانیّت راه ما پی برده اند و هیچ تلاشی را دریغ نمی کنند برای ایجاد و دوام تفرقه میان ما!
پس باز هم از شما خواهش می کنم ، اندکی بیاندیشید و بر طبل اتّحاد و آزادی و نشاط بکوبید!
ای اسیر رنگ ، پاک از رنگ شو مومن خود ، کافر افرنگ شو
رشته ی سود و زیان در دست توست آبروی خاوران در دست توست
این کهن اقوام را شیرازه بند رایت صدق و صفا را کن بلند
اهل حق را ، زندگی از قوّت است قوّت هر ملّت از جمعیّت است
رای بی قوّت همه مکر و فسون قوّت بی رای ، جهل است و جنون
آقای خامنه ای
هدفم از نگارش این نامه ها، تنها بیان مشکلات و کمک به رفع آنها و حل بحران کنونی و ایجاد آشتی واتّحاد ملّی بوده است .
نه قصد تفرقه داشتم و نه قصد بر هم زدن امنیّت کشور ، امیدوارم اگر قصوری در نوشته هایم بوده ، همگان ببخشند و بر من خرده نگیرند و از دست و زبانم در دنیا و آخرت رضایت داشته باشند .
آرزوی داشتن جامعه ای سراسر شادی و نشاط و همدلی ، جامعه ای که در آن آزادی بیان پاس داشته شود ، جامعه ای که در آن انسان ها به خاطر اینکه انسانند ، محترم شمرده شوند و مردم را خودی و غیر خودی کردن در آن بهایی نداشته باشد ، جامعه ای که ظلم و جور در آن مجال تحرّک نداشته باشد ، در افکار و باورهای ما موج می زند .
امیدوارم آن روز ، هرچه سریعتر فرا رسد و آن زمان پنج نامه ای دیگر بنویسم و با افتخار فریاد برآورم ، ای جهانیان ، من ایرانیم ، من مسلمانم و این کشور من است و این است اسلام رهایی بخش . این است دین کامل الهی !
عاقبت به خیری همگان را از آن یگانه ی رهایی بخش ، خواهانم.
والسلام
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

0 comments:
ارسال یک نظر