هفت پرده: از کنسرت شجریان تا کتابی که به چاپ سوم نرسید!

سعید زندگانی
جرس: این هفته و در اولین پرده، به استانبول ترکیه می رویم که آماده پیشواز از استاد شجریان و گروه "شهناز" شده است؛ در پرده دوم رقابت فیلمهای ایرانی برای حضور در "اسکار" را پی می گیریم که به جای حساسی رسیده است؛ در پرده سوم به مراسم روز ملی سینما سر می زنیم و حرفهای کمال تبریزی را می خوانیم که خطاب به مخاطبانش می گوید: خوشحال نیستم، چون شما خوشحال نیستید؛ پرده چهارم گرارشی است از روزگار بد تئاتر و هنرمندانی که می گویند وزیر ارشاد نه حرفمان را می شنود و نه می گذارد حرفمان را بزنیم؛ در پرده پنجم خبر اولین افدام قانونی سینماگران ایران علیه تلویزیونهای ماهواره ای را پیگیری می کنیم؛ در پرده ششم پای صحبت نویسنده ای می نشینیم که پس از دوچاپ و اعمال چندین مورد ممیزی، کتابش در چاپ سوم ممنوع الانتشار شده است؛ و در آخرین پرده، خبرمی گیریم که چگونه تصاویر زنان بازیگر از بیلبورهای خیابانی ناپدید می شوند!

 

استانبول به پیشواز شجریان رفته است!

شهر دوازده میلیونی استانبول در ترکیه، تنها شهری که در قاره جهان واقع شده و آسیا را به اروپا پیوند می دهد، جمعه همین هفته (25 شهریور/ 16 سپتامبر) میزبان استاد محمد رضا شجریان است که با گروه بزرگ "شهناز" به سرپرستی مجید درخشانی دراین شهرروی صحنه می رود. به روزگاری که استاد بزرگ آواز ایران امکان برگزاری کنسرت در وطنش را ندارد؛ صدا و سیمای جمهوری اسلامی از صدای او خالی است؛ مجوز انتشار آلبومهایش به ندرت از سوی وزارت ارشاد صادر می شود؛ و حتی مطبوعات وطنی نیز نمی توانند آزادانه در مورد او و کارهایش بنویسند، رسانه‌هاي تركيه به پیشواز شجریان و گروه "شهناز" رفته اند. تور اروپائی شجریان از همینجا شروع می شود، توری که آواز خوان هفتاد و یک ساله گفته است، احتمالا آخرین گشت هنری او به این شکل خواهد بود؟

شجریان، پیش از انقلاب، کنسرتهائی در ترکیه داشته است و حتی در یک مسابقه قرائت قرآن نیز در قونیه شرکت کرده؛ اما پس از انقلاب این دومین کنسرت او در این کشور به شمار می رود. سال پیش، شجریان و گروهش در قونیه و برای بزرگداشت مولانا به روی صحنه رفتند و این بار شهر بزرگ استانبول میزبان آنان است. داستان رویاروئی حکومت با شجریان، در ترکیه نیز نقل محافل هنری است و روزنامه‌هاي مطرح تركيه مانند "توديز زمان/ زمان امروز"، "ديلي‌نيوز/ نسخه انگليسي‌زبان روزنامه حريت" و "زمان" با چاپ مطالب و گزارش‌هايي به استقبال کنسرت روز جمعه رفته اند.



"تودیز زمان" در گزارش خود آورده است: "استاد بزرگ موسیقی ايران روز جمعه در مركز گردهمايي‌هاي استانبول به اجراي برنامه خواهد پرداخت و انتظار مي‌رود به دليل روي صحنه نرفتن وي در ايران طي سه سال گذشته، هواداران ايراني شجريان در كنار ديگر دوستداران موسيقي ايراني در استانبول همایش بزرگي را تشكيل دهند. این براي اولين‌بار است که شجریان در استانبول روي صحنه مي‌رود. او هنرمندي است كه در ميان هم‌وطنان‌اش چهره‌اي ماندگار شناخته می شود. شجریان در سال 1999 جايزه پيكاسو را از يونسكو گرفت و در سال 2006 هم موفق به دريافت مدال موتزارت شد."

"دیلی نیوز" در گزارشی با عنوان "شهر ميزبان استاد موسيقي ايران مي‌شود" شجريان را خواننده‌اي افسانه‌اي خوانده و نوشته است: "قرار است در اين كنسرت، شجريان در كنار سازهاي معمول موسيقي ايراني از سه ساز ساخته خود كرشمه، تندر و صراحي هم استفاده كند" در کنار این دو روزنامه، "زمان" ديگر روزنامه پرتیراژ ترکیه نیزنوشته است: "شعر مولانا با شجريان معنا پيدا مي‌كند. افراد كمي هستند كه بتوان لقب استادي را برازنده آنها دانست كه محمد‌رضا شجريان يكي از آنهاست"!

در این گشت هنری، شجریان و گروه "شهناز" سیزده کنسرت در شهرهای مختلف اروپا خواهند داشت و با فاصله ای چند ماهه، به کانادا و آمریکا خواهند رفت. این برنامه در دوبخش تنظیم شده که آهنگسازی تصنیف ها را شجریان و درخشانی انجام داده اند. بخش اول در دستگاه سه‌گاه و بخش دوم در آواز بيات‌اصفهان خواهد بود. اجرای پيش‌درآمد "شوشتري" در آواز بيات‌اصفهان اثر استاد جليل شهناز، كه نام گروه به پاس احترام به او و هنرش "شهناز" انتخاب شده، قطعه آغازین بخش دوم است. درخشانی اين پيش‌درآمد را براي اجرای گروهی تنظیم کرده است.

رقابت حساس فیلمهای ایرانی برای حضور در "اسکار"

داستان انتخاب فیلمی که از سوی ایران به رقابنهای "اسکار" در هالیوود می رود، به جاهای حساسی رسیده است. نویسنده و کارگردان فیلم "آلزایمر" که ارشاد آنرا برای معرفی به اسکار در برابر "جدائی نادر از سیمین" قرار داده و قدرت اله ضرغامی رئیس صدا و سیما آنرا مناسب ترین گزینه خوانده بود، برای جلوگیری از شکست اقتصادی فیلمش و همچنین برای اینکه متهم به پایمال کردن حق دیگران نشود، از این رقابت کنار کشید، اما تهیه کننده فیلم اعلام کرد که همچنان می ماند و به نظر هیئت انتخاب احترام می گذارد!

احمد رضا معتمدی کارگردان و نویسنده "آلزایمر" که فیلمش در طول بیست روز اکران، فروشی کمتر از صد میلیون تومان داشته، طی نامه ای که بیشتر به شکوائیه شباهت دارد، درخواست کرد تا فیلمش را از رقابت برای "اسکار" خارج کنند. معتمدی در این نامه آورده است: "بنده در طول سی سال حضور در سینمای ایران، همواره مبتلا به محرومیت‌ها و تبعیض‌های خرد و کلان بودم و ایستادن بر جایگاهی که نسل جدید را متوهم به بی عدالتی و پایمال نمودن حق دیگران از ناحیه این جانب نموده است؛ صواب نمی‌دانم"!

اشاره معتمدی در این نامه به فیلم "جدائی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی است که هم اکنون در جشنواره بین المللی تورنتو نمایش داده می شود و به احتمال زیاد به عنوان پرطرفدارترین فیلم این جشنواره غیر رقابتی از سوی بینندگان معرفی خواهد شد که راهش را تا به دست آوردن تندیس "اسکار" هموار خواهد کرد. با جوایز متعددی که فیلم فرهادی از جشنواره مختلف در چهار گوشه جهان گرفته و دراکرانهای بین المللی نیز پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده است، همه صاحب نظران "جدائی نادر از سیمین" را تنها گزینه منطقی سینمای ایران برای معرفی به رقابتهای امسال "اسکار" شناخته و ارسال فیلم دیگری را "فرصت سوزی تاریخی" خوانده اند.

معتمدی در ادامه نامه خود آورده است: "ده سال در دهه 1360 علیرغم نوشتن فیلمنامه‌های متفاوت از فیلمسازی محروم بودم. فیلم زشت و زیبای من علی رغم تماس تلفنی دبیر جشنواره با این جانب، به کن ارسال نشد. فیلم "دیوانه از قفس پرید"، علیرغم اکران هر روزه در زمان جشنواره تا سپیده صبح، و استقبال بی‌نظیر مردم، فیلم دوم از ناحیه تماشاگران معرفی شد تا پرمخاطب‌ترین فیلم سال را بشود یک ماهه از اکران برداشت و... . بالاخره اکنون فیلم "آلزایمر" تنها به دلیل اعلام نامزدی جهت اسکار، مورد بایکوت و غضب و فحاشی و لعن و نفرین از ناحیه فرهنگ پروران این مرز و بوم واقع شده است. تا آن جا که بنده با بیش از سی و پنج سال پژوهشگری و دانشجویی در حوزه فلسفه و هنر، در ساحت رسانه‌ها، به نابخردی و دشمنی با معرفت و عقلانیت و فضل فروشی در عین بی سوادی متهم شدم. حال آن که آلزایمر تنها کوششی است محدود با بضاعت اندک و الکن بنده در جهت کشف قواعد زبان رسانه در جهت انتقال میراث متعالی عقلانی و اشراقی خودمان. آلزایمر نه سفارش دولتی است و نه این جانب در طول این سی سال یک سطر سفارش پذیرفته‌ام. چرا که هنر را اساسا سفارش نمی‌انگارم و این طی طریق را به صلاح فرهنگ نمی‌پندارم. زیاده مصدع شدم از این همه نامهربانی رنج می‌برم. سپاس شما راست"!

چند روز قبل از این نامه، اعضای هیئت انتخاب فیلم ایرانی برای معرفی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی آمریکا (اسکار 2012) معرفی شدند که عبارتند از: رویا تیموریان، پوران درخشنده، محمد بزرگ‌نیا، شهرام جعفری‌‌نژاد، محمد داودی، علیرضا شجاع‌نوری، مهدی صباغ‌زاده، رسول صدرعاملی و امیر اسفندیاری سخنگوی این هیئت که اعلام کرده است با توجه به مقررات موجود، درخشنده و صدرعاملی اعضای این هیئت فیلم‌های اکران شده خود "خواب‌های دنباله‌‌دار" و "زندگی با چشمان بسته" را از جریان بررسی ها خارج کرده اند. به گفته اسفندیاری، پس از بررسی شصت فیلم نمایش داده شده از تاریخ نهم مهرماه سال 89 تا هشتم مهر ماه سال 90 ، پنج فیلم "آلزایمر" ساخته احمدرضا معتمدی، "اینجا بدون من" ساخته بهرام توکلی، "جدایی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی، "مرهم" ساخته علیرضا داودنژاد و "ورود آقایان ممنوع" ساخته رامبد جوان به منظور بررسی و ارزیابی نهایی مورد توجه قرارخواهند گرفت. آخرین مهلت ارسال فیلم به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی یازدهم مهر‌ماه/ سوم اکتبراعلام شده است.

تبریزی: خوشحال نیستم، چون شما خوشحال نیستید!

کمال تبریزی در روز ملی سینما اعلام کرد که خوشحال نیست، چون مخاطبانش خوشحال نیستد! بیست و یکم شهریور، روز ملی سینما در ایران بود؛ در این روز خانه سینما طی مراسمی از كمال تبريزي(فیلمساز)، داوود رشيدي(بازیگر) و مسعود بهنام(صدابردار) به پاس خدمتتشان به سينما تجليل کرد و تنديس سيف الله داد به عليرضا زرين مديرعامل اسبق كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اهدا شد.سيد محمد بهشتي رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در زمان دولت اصلاحات درباره زرين گفت: "مديريت زرين از نوع مديريتي بود كه اگر امروز وجود داشت، ساير بخش‌هاي كشور نيز اصلاح مي‌شد. وجود افرادي مانند زرين نشان مي دهد كه مي‌توان به خوبي كار كرد، به شرطی که مديريت در كشور به شكل باغباني و پرستاري باشد نه به شكل نجاري"!

عليرضا زرين که زمان سید محمد خاتمی در وزارت فرهنگ و ارشاد، مدیر عامل کانون پرورش فکری بود، هنگام دريافت تنديس سيف الله داد با توجه به جوانی خود در آن دوره گفت: من دركانون پرورش فكري كار خاصي نكردم، فقط توانستم به عنوان يك مسوول كارهاي دوستان را همآهنگ کنم؛ اما هرگز در كار فيلمسازان دخالت نكردم. من مي‌دانستم كه خواستن توانستن است و از سوي ديگر اعتقاد داشتم كه مديريت و مسووليت نيز زمانبردار است. ما در زمانه‌اي كار مي‌كرديم كه موسيقي و ساخت فيلم بسيار مشكل بود و يكي از فعاليتهای اصلی ما اجازه گرفتن از مراجع در زمينه فعاليت‌هاي هنري بود."


اما تیزترین حرفها را در این مراسم كمال تبريزي سازنده "مارمولک" و "لیلی با من است" به زبان آورد که هنگام دريافت تنديس خانه سينما گفت: "با اين كه امروز جشن مي‌گيريم، اما بايد ابراز تاسف كنم كه در زمانه ای هستيم كه براي اولين بار كساني را در سينما و هنر داريم كه به زندان رفتند و يا ممنوع القلم و يا ممنوع از كار شدند و اين اتفاق اثربد مي‌گذارد. امروز به بعضي‌ها اجازه كار نمي‌دهند و يا به بعضي‌ها پروانه ساخت و اجازه نمايش نمي‌دهند از آن طرف گروهي به راحتي آب خوردن هر دو پروانه مي‌گيرند و اين امر نشان مي دهد كه يك تبعيضي در سينما وجود دارد كه روح را آزار مي‌دهد. امروز تك صدايي در شان سينماي ايران نيست. ايران سرزمين نجيب زادگان است؛ در اين سرزمين بعضي‌ها خوب كار نمي‌كنند و با هنر و اهالي هنر ستيز و كج رفتاري مي‌كنند و نام آن را مي‌گذارند مهر ورزي و با شعار مهرورزي اين ستيزها صورت مي‌گيرد"!

فیلمساز شناخته شده ایران با اشاره به اينكه دليل پروا نگرفتن برخي فيلم‌ها مشخص نيست گفت: "من وقتي بررسي كردم ديدم عمده كساني كه در سينما كار مي‌كنند و فيلم‌هايشان پروانه نمايش نمي‌گيرد، مي‌خواهند بگويند كه بياييم آدم خوبي باشيم و پيام فيلم‌هاي آنها نيز خوب بودن است.با همه اين احوال ما نبايد مايوس شويم و در شرايطي كه با هيچ كدام از مديران سينمايي نمي‌توان ارتباط گرفت، بايد با خدا درد و دل كرد زيرا خدا طرفداران مظلومان است و حتما نتيجه مي‌گيريم زيرا ما سينماگران مي‌مانيم و اين ديگران هستند كه مي‌آيند و مي‌روند." تبريزي همچنين در بخشي از فيلم نكوداشت خود رو به مخاطبان گفت : "من امروز نمي خندم، زيرا خوشحال نيستم و آدمي كه خوشحال نيست نمي خندد. من خوشحال نيستم زيرا شما خوشحال نيستيد"!


مشکلات تئاتر برجا ماند، "مسافر آستانه" رفت!

بالاخره پس از هفته ها کش و قوس، استعفای حسین مسافر آستانه مدیرکل هنرهای نمایشی روز دوشنبه بیست و یکم شهریورماه از سوی معاون هنری وزیر ارشاد پذیرفته شد. مسافرآستانه که قبل از آن و طی دوروز جلساتی را برای مشخص شدن وضعیت خود با حمید شاه ابادی معاون هنری وزیر داشت، پس از این نشستها درباره دلایل فراهم نشدن شرایط برای ادامه حضور در اداره‌کل هنرهای نمایشی به خبرگزاری "مهر" گفت: "شرایط بنده و معاون هنری قابل تطبیق با هم نبود و ایشان نگاه مدیریتی‌ای دارند که بنده به آن احترام می‌گذارم اما با کمال عذرخواهی نمی‌خواهم در اداره‌کل هنرهای نمایشی حضور داشته باشم. ما در نهایت دوستی و احترام متقابل به این نتیجه رسیدیم و استعفای بنده پذیرفته شد. امیدوارم تئاتر راه تکامل و رشد را طی کند و موفق باشد."

دو روز پیش از پذیرش استعفای مسافر آستانه، اعضاي خانه تئاتر در نشست فوق‌العاده خود كه به‌منظور دستيابي به فرايندي براي برون‌رفت از مشكلات قعلي حوزه تئاتر‏ تشكيل شده بود، با ارائه بيانيه‌اي درباره وضع نابسامان تئاتر توضيحاتي ارايه كردند. از جمله بهزاد فراهانی عضو هیئت مدیره خانه تئاتر ایران، با اشاره به وضعيت نامناسب تئاتر امروز گفت: "ماسعي مي‌كنيم كه جمع‌بندی‌ كاملي از دوره نوین معاونت هنری داشته باشیم. معاونت هنري ارشاد در اين دوره قوانين را بر ما تحميل كرده ‌است. مميزي و سانسور به حد وفور رسيده است و ما بايد براي برون‌رفت از اين مشكل، به فكر تشكيل سازمان تئاتر باشيم اگرچه مي‌دانيم كه با تشكيل اين سازمان هم تمامي مشكلات ما حل نخواهد شد ولي دست‌كم قدمي است درجهت مثبت براي تئاتر كشور. ما بارها از وزير ارشاد دعوت كرده‌ايم كه در اجراي تئاتر‌هاي ما و در جلسات ما حاضر شود ولي وزیر درعوض نه حرف‌مان را می‌شنود و نه می‌گذارد حرف‌مان را بزنیم. معاونتی برای ما انتخاب می‌شود که نه با ما خویشاوندی دارد و نه تئاتر را می‌شناسد"!
در این جلسه حسین كيايي گفت: "در محافل مديران گفته شده كه تئاتر دچار نابهنجاري شده است ولي آنها هیچگاه نتوانستند نشان دهند که تئاتر باعث یک ناهنجاری در جامعه شده باشد؛ درصورتیکه در فوتبال مدام ناهنجاری ایجاد می‌شود و باز بودجه‌ي هنگفت به آن اختصاص پیدا می‌کند. معاون هنری رأسا نماینده خود را به جلسات بازبینی می‌فرستد چون این عدم اطمینان در مديريت وجود دارد و گمان می‌شود که فسق و فجوری درحال رخ دادن است. این موضوع بی‌حرمتی به اهالی تئاتر است."

اولین اقدام قانونی سینماگران ایران علیه شبکه های ماهواره ای

همان شب که فیلم " میم مثل مادر" شادروان رسول ملاقلی پور با بازی درخشان "گلشیقته" فراهانی را یکی از شبکه فارسی زبان خارج از کشور پخش می کرد و پس و پیش، لابلای آن، آگهی های تبلیغاتی داروهای تقویت جنسی را به خورد تماشاگران می داد، فرشته طائرپور در برنامه "هفت" کانال سه در سیمای جمهوری اسلامی نشسته بود و از اقداماتی که چهل و چهار تهیه کننده ایرانی می خواهند انجام دهند تا فیلمهایشان به این صورت از شبکه های فارسی زبان پخش نشود، سخن می گفت. چندی بعد، شکایت این سینماگران همزمان با روز ملی سینمای ایران، از سوی تیم وکلای شورای عالی تهیه کنندگان به دادسرای تهران ارائه شد.

حالا خانه سینما به عنوان شاکی حقوقی وارد این پرونده شده و برای صیانت از حقوق معنوی و اقتصادی اعضای خود و همچنین برخورد با نمایش غیر قانونی فیلم‌های مستند و کلیپ‌های مراسم جشن این نهاد صنفی از سایتها و شبکههای ماهوارهای شکایت کردهاست. این اولین اقدام قانونی و قضایی سینماگران ایرانی و خانه سینما در برخورد با سرقت آثار سینمایی و مستند از سوی شبکه‌های متخلف در داخل و خارج از کشور است که می‌تواند تکلیف پشتیبانی مراجع قضایی و اجرایی را در حمایت از حقوق اجتماعی و هنری جامعه فرهنگی کشور روشن سازد. با توجه به ممنوعیت‌های جدی قانونی برای سینماگران حرفه‌ای که طی این سال‌ها به طور فردی یا صنفی درخواست مجوز برای تأسیس شبکه‌ای مستقل جهت پخش فیلم‌های سینمایی و مستند ایرانی و تبلیغ فیلم‌های خود را داشته‌اند، این سوال مطرح می شود که شبکه‌های متخلف چگونه از موانع قانونی در این مسیر عبور کرده و موفق به راه‌اندازی شبکه و نمایش بی‌قید و شرط آثار سینماگران ایرانی شده‌اند؟


باوجود آنكه پيش از اين اعلام شده بود هيچكدام از شبكه‌هاي ماهواره‌اي از وزارت ارشاد مجوز ندارند، عليرضا سجادپور مديركل اداره نظارت وارزشيابي معاونت سینمائی، اعلام کرد که سه شبكه ماهواره‌اي مجوز لازم از ارشاد را دريافت كرده‌اند. سجادپور به خبرگزاری "ایلنا" گفت: "براساس آنچه به ما اعلام شده، سه شبكه‌ي فارسي زبان در كشور مجوز فعاليت دارند. اما اين مجوزها دايمي نيستند و هرچند ماه يك‌بار بررسي مجدد مي‌شوند." وي با پرهيز از نام بردن از اين شبكه‌ها افزود: "تهيه‌كنندگان سينما در ايران اجازه ندارند كه با شبكه‌هاي ماهواره‌اي بدون مجوز همكاري كنند، اما همكاري آنها با شبكه‌هايي كه مجوز دارند اشکالی ندارد."

پیش از این اعلام شده بود که سه شبکه "ایرانیان - پرشین تی وی - آی سی سی" دارای مجوز ار وزارت ارشاد هستند. طائرپور در برنامه "هفت" اعلام کرد که تعدادي از اين شبكه‌ها در ايران نمايندگي و رابط دارند اما به جز شبكه های "من و تو - كهكشان - ام بي سي پرشيا" هيچكدام از شبكه‌ها مبلغي براي خريد فيلم‌ها هزينه نمي‌كنند و اين سه شبکه نيزبراي هر فيلم حداکثر دو ميليون تومان پرداخت مي‌كنند. تهيه‌كنندگان داخلي هم حق معامله با اين شبكه‌ها را ندارند و اين كار توسط پخش كننده خارجي انجام مي‌شود. وي با اشاره به مشكلاتي كه تهيه‌كنندگان سينما براي تبليغات آثار خود دارند افزود: "متاسفانه نسخه ويدئويي فيلم‌هاي ايراني توسط واسطه‌هاي اين شبكه‌ها در عرض كمتر از يك هفته به دست آنها مي‌رسد و سپس فيلم پخش مي‌شود. اين شبكه‌ها نيز آن اندازه گستاخ شده‌اند كه شماره‌ي رابط‌هاي خود را در تهران و شهرستان‌ها اعلام مي‌كنند. اين درحالي است كه اگر ما به اين شبكه‌ها آنونس و آگهي بدهيم، ارشاد سريعا با ما برخورد مي‌كند. حتي ممنوعيت دادن آگهي به اين شبكه‌ها را در برگه‌ي پروانه نمايش و ساخت نيز اعلام مي‌كند."

طائرپور بااشاره به اينكه بايد راهكاري قانوني براي علاقمندان سينماي ايران در آنسوي آب‌ها پيدا كرد، افزود: "سال‌هاست كه تشكل‌هاي صنفي به دنبال تاسيس يك شبكه تلويزيوني قانوني و بين‌المللي براي پخش و نمايش فيلم‌هاي خود هستند اما با اين امر موافقت نمي‌شود. متاسفانه بنظر مي‌رسد در كشورعده‌اي فقط سعي مي‌كنند جلوي رودخانه را با سيم خاردار بگيرند"!

"سوران سرد" به چاپ سوم نرسید

نویسنده ای که دو هفته پیش در یک گفت و گوی رسانه ای اعلام کرده بود ممیزان اداره کتاب در وزارت ارشاد به او گفته اند داستان به دنیا آمدن یک کره اسب را از کتابش حذف کند "چون بد آموزی دارد"، این بار می گوید سانسورچی ها برای همیشه جلوی انتشار این کتاب را گرفته اند، شاید برای زهر چشم گرفتن از نویسنده ها که ماجراهای سانسور را علنی نکنند!

جواد افهمي كه كتاب "سوران سرد" او توسط انتشارات "سوره‌مهر" منتشر شده، از اعلام نظر نهايي اداره‌ي كتاب مبني بر عدم تجديد چاپ اين كتاب خبر داد و اینکه اين تصميم موجب می شود این کتاب به چاپ سوم نرسد. نويسنده در گفتگو با خبرگزاری "ایلنا" گفته: "سوران سرد به سرعت مورد توجه منتقدان قرار گرفت و به عنوان كانديداي جوايز كتاب‌ فصل و قلم زرين كه هر دو جوايزي دولتي هستند؛ معرفي شد. در يكسال اين كتاب به چاپ دوم هم رسيد اما در نوبت دوم چاپ،‌ مشكلات مميزي آغاز شد."

وي ضمن اظهار تعجب از اينكه كتابي در چاپ اول بدون اصلاحيه منتشر شده اما در چاپ دوم به اصلاحيه برمي‌خورد، گفت: "براي چاپ دوم، جمعا چيزي حدود بیست مورد اصلاحيه به كتاب وارد شد. من نيز به‌ناچار اين اصلاحيه‌ها را اعمال كردم و چاپ دوم زير چاپ رفت. اما حكايت من و مميزان به اينجا ختم نشد، آن چنانكه «سوران سرد» به دليل استقبال مخاطبان كتاب، ظرف مدت حدودا سه ماه به چاپ سوم رسيد؛ اما مشكلات مميزي دوباره تكرار شد. اين اتفاق براي من شوكه كننده بود، زيرا بررسان اداره‌ي كتاب اصلاحيه‌هاي ديگري را براي چاپ سوم اين كتاب صادر كردند شامل 37 مورد. اما بايد ديد چطور ممكن است كتابي كه سه ماه قبل با اعمال اصلاحيه‌اي بیست بندي منتشر شده، براي چاپ سوم با 37 مورد اصلاحيه‌ي جديد مواجه شود؟"

افهمي افزود: "موضوع را از مسوولان اداره‌ي كتاب جويا شدم كه در جواب گفتند موارد جديد در چاپ دوم مورد توجه مميزان قرار نگرفته بود و در بازخواني مجدد به موارد جديدي برخورده‌اند. در ادامه با پيگيري‌هاي متوالي و مذاكره با آقاي الهياري (مدير اداره ‌كتاب) با توضيحات خود؛ موارد ايرادي را به چهار مورد تقليل دادم و رضايت‌مندانه كتاب را دوباره به ارشاد فرستادم و منتظر شنيدن خبر صدور مجوز براي چاپ سوم بودم كه اعلام كردند اين كتاب نتوانسته نظر اداره‌ي كتاب را جلب كند، بنابراين قابل چاپ نيست"!

افهمي كه معتقد است به‌عنوان مولف تمام خط قرمز‌هاي تبيين شده در مصوبات حوزه‌ي‌ نشر را رعايت كرده،می گوید: "متاسفانه مشكل اصلي اين است كه از اين خطوط قرمز و قوانين موجود، تفسير‌هاي شخصي صورت مي‌گيرد و درنهايت به صدور راي‌هاي سليقه‌اي مي‌انجامد. برخورد‌هاي متضاد و صدور مميزي‌هاي متفاوت باهم، باعث ايجاد توهمات گسترده‌اي براي اهالي‌ قلم شده است. اين توهمات رفته رفته نويسنده را از خلاقيت و خلق اثر ارزشمند بازمي‌دارد و با اين حساب نمي‌توان آينده‌ي روشني را پيش‌روي ادبيات كشور ديد."


تصاویر بازیگران زن روی بیلبورها پاره می شوند

بیلبورهای "زندگی با چشمان بسته" ساخته رسول صدر عاملی را عده ای شبانه اما با چشمهای باز از سطح شهر تهران جمع کردند چون صحنه ای از فیلم را که در آن دختر و پسری دوچرخه سواری می کنند، به تصویر کشیده بود. پس از آن تهیه کننده مجبور شد برای این فیلم که روی پرده سینماهای تهران است، بیلبورهایی جدید دست و پا کند که تصاویر ممنوعه نداشته باشند. جالب اینکه اعلام شد این بیلبوردها به دستور سازمان زیباسازی تهران جمع آوری شده است!



پس از این ماجرا، علی سرتیپی پخش کننده فیلم، به خبرگزاری ها گفت: "نزديك به ده بيلبورد از بيلبوردهاي فيلم زندگي با چشمان بسته كه در آنها ترانه عليدوستي و حامد بهداد درحال دوچرخه‌سواري هستند، توسط سازمان زيباسازي جمع‌آوري شد. پس از پيگيري‌هاي صورت گرفته، بنرهاي جديد تهيه و به مروز نصب شدند." فيلم زندگي با چشمان بسته به كارگرداني رسول صدرعاملي و با بازي ترانه عليدوستي، حامد بهداد، پولاد كيميايي و فرهاد قائميان، داستان زندگي يك خواهر و برادر و مشكلات آنها را بيان مي‌كند.

از سوی دیگر روابط عمومي فيلم سينمايي "ندارها" نیز اعلام کرد که تصوير "هانيه توسلي" بازیگر این فیلم  روي بيلبوردهاي ايستگاه‌هاي مترو تهران مانند ايستگاه آزادي و دروازه دولت پاره شده است، درحاليكه‌دلايل و عوامل اين اتفاق هنوز مشخص نشده‌است، روابط عمومي اين فيلم اعلام كرد پيگير اين موضوع است.

0 comments:

ارسال یک نظر