مسئولان جنگ کُردستان

یوسف حاجی میرزایی

مدتی است که هجمه تیرها و توپ های رژیم اسلامی حد فاصل مرزهای اقلیم کردستان ، ترکیه و ایران را هدف قرار داده و به دنبال آن یورش همه جانبه ای از سوی سپاه به بهانه وجود نیروهای حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک) آغاز شده است. جنگ رسانه ای دو طرف نیز بالا گرفته و هر کدام از وارد آوردن خسارات جانی و مالی بسیاری بر دیگری سخن می گویند. خیل عظیمی از روستاییان مرز نشین آواره گشته و تعدای نیز کشته و یا زخمی شده اند. قربانیان جنگ.


اما این روزها چرا جمهوری اسلامی در پی اجرای یک حمله نظامی علیه پژاک عملا وارد جنگ شده و اعلام کرده تا پاکسازی کوهستانهای قندیل (محل استقرار نیروهای پژاک) به عملیات خود ادامه می دهد؟ بی گمان مستمسک قرار دادن پژاک برای اقدام به یک حمله نظامی از سوی رژیمی که چیزی برای از دست دادن ندارد دور از انتظار نیست. اهداف پشت پرده زیادی را می توان برای این اقدام سران ایران برشمرد. زهر چشم گرفتن و خوار شمردن حکومت محلی اقلیم کردستان در پی تنشهای بوجود آمده چند ماه گذشته بویژه در پی گشایش کنسول ایالات متحده در اربیل ، همکاری و توافق پشت پرده با دولت ترکیه، نشان دادن اقتدار نظامی در پی ضعفهای داخلی و انحراف اذهان مردم ایران، نگاه استراتژیک و یادآوری حوزه نفوذ خود و ... را می توان از اهداف پیدا و پنهان جمهوری اسلامی برشمرد.


نیات درونی سپاه هرچه باشد بی شک در پی منویات سران جمهوری اسلامی ودوام دیکتاتوری ولایت فقیه صورت می گیرد. با این همه سکوت اپوزسیون ایرانی خارج نشین در قتل عام مردم بی دفاع مرز نشین کُرد نه تنها جای سوال بلکه تأسف دارد. این سوال سالهاست که مطرح می شود و کسی یارای دادن پاسخی روشن و قانع کننده به آن نیست که چرا اقدام علیه مردم کردستان جدا از دیگر نقاط ایران مورد داوری و قضاوت قرار می گیرد و در این میان رژیم ایران نیز از این سکوت خبری حداکثر سواستفاده را برده و جنایتهای خویش را در کردستان بدون اعتراضی از سوی دیگران شدت می بخشد.
محکومیت کشتار غیر نظامیان از سوی نهادهای بین المللی و مردم نهاد در جنگی که دو طرف آگاهانه به آن وارد می شوند در برهه کنونی یکی از ملزومات و بدیهیات کنوانسیونهای بین المللی و بشردوستانه است.
هدف سپاه در این جنگ بر نابودی پژاک عنوان شده است. اما قربانی شدن مردم بی دفاع و غیر نظامی کُرد در اثر زیر آتش گرفتن مناطق مرزی و کوهستانهای کردستان در دادگاه های بین المللی قابل پیگیری است.
با اینکه نمی توان دو طرف مخاصمه را به یک اندازه در وارد آمدن خسارتهای جانی و مالی به غیر نظامیان مسئول دانست، اما این مسأله باعث نمی شود مسئولیت پژاک را در وارد آمدن تبعات زیانبار جنگ بر مردم بی دفاع کُرد نادیده گرفت.


پژاک یا حزب حیات آزاد کردستان در سال 2004 و پس از آن تشکیل شد که احزاب دیگر کُردی در عین مسلح بودن مبارزه مسلحانه را کنار گذاشته بودند. پژاک چه از نخست و چه اکنون وفاداری و دنباله روی خویش را از رهبر حزب دیگر کُردی (پ ک ک.) پنهان نساخته و افکار و رهنمودهای آپو( عمو) را تنها راه پیروزی و پایان یافتن ستم و نادادپروری های حکومت های سرکوبگر علیه مردم کُرد می داند و از آن حمایت می کند.
عنوان کردن یک راه حل و پیگیری آن از راه مبارزه مسلحانه که پژاک در پی برآورده کردن آن است بی گمان جای تأمل و تفکر بسیار دارد. نظریات چپ نشأت گرفته از تفکرات « آپو» که پژاک داعیه پیروی بی چون و چرا از آنها را دارد خود در دنیای جدید کنونی جای تردید و تأمل دارد. جدای از آن پرسش ناپذیر بودن این نظریات و حمله رسانه ای و تهدید افراد منتقد عملکرد پژاک ، یادآور عکس العملهای تند احزاب مارکسیستی علیه مخالفان در زمان جنگ سرد است.


نظر پژاک در مورد آینده کردستان و مردم کُرد هر چه باشد نمی توان با زور و قدرت اسلحه آن را به دیگران قبولاند حتی اگر این سخن پژاک را نیز قبول کنیم که مسلح بودن این حزب سیاسی فقط برای دفاع از خود است، با این حال نفس استفاده از اسلحه برای یک حزب سیاسی مشروعیت فعالیت مدنی در جامعه سیاسی کردستان را از او می ستاند.


اسلحه بدست گرفتن و پای در راه مبارزه مسلحانه نهادن تبعاتی دارد که پژاک نیز باید مسئولیتهای آن را بعهده گیرد. مردم کردستان سالهاست هزینه های سنگینی در راه مبارزه مسلحانه پرداخت کرده اند وپرداختن به مسئولیتهای گروههای کُرد مسلح نشانه ندیدن و نادیده گرفتن جنایتها و ستمگری های رژیم ولایت فقیه نیست. نمی توان و نباید یک سوی قضیه را دید. اگر حرکتهای رژیم جمهوری اسلامی در کشتار مردم بی دفاع و غیر نظامی، غیر انسانی و منافی توافقنامه های بین المللی و انسان دوستانه است، رویکرد پژاک به مثابه یک حزب سیاسی که خواسته های خویش را تنها از لوله تفنگ می خواهد به دیگران بقبولاند نیز قابل دفاع نیست.


آنچه از تریبونها و رسانه های پژاک به عنوان پلتفرم و نقشه راه بیرون می آید را نباید و نمی توان به زور به دیگران و البته مردم قبولاند. همچنان که این اعمال برای هر گروه و رژیم دیگری قابل دفاع نیست. خصوصیت و درونمایه گروه های مسلح ، چیزی جز خشونت نیست و دنبال کردن اهداف هر چند هم قانونی و حق مدار از راه مبارزه مسلحانه در دنیای کنونی خالی از مشروعیت است.

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

0 comments:

ارسال یک نظر