هفت پرده: ازرهبر “دانشمند برتر” تا سرطان در جان نی نواز

سعید زندگانی
  جرس : دراولین پرده به مراسم رونمائی از کتاب "روشنای علم" می رویم که در آن به رهبر جمهوری اسلامی عنوان "دانشمند برتر" دادند؛ در پرده دوم از مشکلات تولید در سینمای ایران پس از هدفمندکردن یارانه ها باخبر می شویم؛ سخنان درویشی موسیقی دان را در پرده سوم می خوانیم که می گوید جای پخش "شوق نامه" آنتن زنگ زده تلویزیون نیست؛ پاسخ آوا مشکاتیان به "کم لطفی لطفی" را در پرده چهارم می خوانیم؛ خبر جلوگیری از نمایش عکسهای سپانلو در پرده پنجم آمده است؛ در پرده ششم سخنان رئیس بسیج صدا و سیما را می شنویم که می گوید رویکرد جدید بسیج قلم دردست گرفتن و دوربین به دوش انداختن است؛ و در آخرین پرده سراغ استاد حسن کسائی نی نواز می رویم که در پیرانه سری با سرطان دست و پنجه نرم می کند!

عنوان جدید رهبر: دانشمند برتر!

عنوان تازه ای که رهبرجمهوری اسلامی به آن آراسته شده، «دانشمند برتر» است، عنوانی که در مراسم رونمائی از کتاب «روشنای علم» اعلام شد! این مراسم با حضورآیت اله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان و محمد حسینی وزیر ارشاد یکشنبه گذشته در دانشگاه امام صادق برگزار شد. «روشنای علم» مجموعه ای است از سخنان آیت اله خامنه ای پیرامون دانش و پژوهش و تولید علم و یکی از جدیدترین محصولات موسسه پژوهشی/ فرهنگی انقلاب اسلامی که با شمارگان پنج هزار نسخه در بیش از هشتصد صفحه به بهای سیزده هزار تومان منتشرشده است. وزیر ارشاد در این مراسم از ترجمه این کتاب به زبانهای مختلف خبرداد و افزود که متأسفانه به دلیل عدم چنین اقداماتی تاکنون ویژگی‌‌های بارزعلمی مقام معظم رهبری در جهان ناشناخته مانده است!

اما عجیب تراز اظهار نظر وزیر ارشاد، سخنان صادق واعظ زاده است که مدتی معاون علمی احمدی نژاد بود و اینک ریاست شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را دارد. در این مراسم او رهبر جمهوری اسلامی را «دانشمند برتر» خواند و گفت: "در طول تاریخ به ندرت بزرگانی بودند که در مناصب درجه اول حکومتی باشند. در حالی که ما مشاهده می‌کنیم که حکومت حکیمان به معنای واقعی در حکومت پیامبران الهی و پیامبر اسلام به عنوان برترین آن‌ها و امیر المومنین علی(ع) در دوره کوتاهی تحقق یافت و پس از آن این جمهوری اسلامی بود که توانست به این آرمان رویایی یعنی وجود رهبری فرزانه و دانشمند در رأس حکومت برسند. اینکه بینش و روش علمی در صدر یک حکومت باشد موهبتی الهی است و در نظام ما نیز رهبر یعنی شخص اول مملکت به عنوان دانشمند برتر باید با نظر مجموعی از علما تعیین شود و جمهوری اسلامی این رویا را تحقق بخشید. حکیمانه بودن نظام جمهوری اسلامی به دلیل حکومت دانشمند برتر دررأس حکومت است."

وی در ادامه به سخنی از رهبراشاره کرد که علم در کنار تفکر و معنویت را به عنوان سه گانه موتور پیشرفت فردی و اجتماعی می داند و افزود: "فکر و علم ارتباط وسیعی با یکدیگر دارند و معنویت نیز پایه پیش برنده علم است و اگر فکر را بذر علم بدانیم معنویت روح علم است، علم بدون معنویت نیز علم بدون مقصد است و علم بدون مقصد روشن بخش و هدایت‌گر نخواهد بود. بنابراین جامعه باید به این سه گانه توجه ویژه‌ای مبذول دارد تا بذر علم در فضای معنویت بارور شود. در حوزه علمی پیشرفت‌های بسیاری داشته‌ایم و این بیانگر همان پیش‌بینی پیامبر اسلام است که می‌فرماید اگر علم در ثریا هم باشد مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت."

هدفمندسازی یارانه ها و بحران تولید درسینمای ایران

هدفمند سازی یارانه ها از سوی دولت احمدی نژاد، بحران تولید در سینمای ایران را دامن زده است. امیرحسین شریفی سخنگوی شورای مرکزی انجمن تهیه‌کنندگان مستقل سینمای ایران، در این مورد به خبرگزاری "ایلنا" گفته است: "شورای مرکزی انجمن در آخرین نشست خود مسائل و مشکلات تولید را مورد بحث و بررسی قرار داد. بنابه گزارش‌های ارائه شده به شورای مرکزی درحال حاضر 118 فیلم در مرحله پیش‌تولید هستند و این یعنی مشکلات تولید افزایش چمشگیری یافته است که باید برای آن فکری عاجل کرد. در بررسی‌های به عمل آمده اعلام شد که بطور متوسط چهل درصد هزینه‌های تولید افزایش یافته است. بخش اعظم این افزایش هزینه تولید نیز به افزایش بی‌رویه و بدون ضابطه دستمزد بازمی‌گردد که نقش برخی از بازیگران و عوامل تولید قابل ملاحظه است."
شریفی می افزاید: "بخشی دیگر از افزایش هزینه‌های تولید بر اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها بازمی‌گردد. در این زمینه علیرغم گفتگوهایی که انجام شده، هیچگونه اقدام عملی صورت نگرفته است. ما انتظارداشتیم معاونت سینمایی در این زمینه گام‌هایی بردارد که بهرحال نشد. درمقابل درآمد تهیه‌کنندگان از اکران فیلم‌ها بشدت کاهش یافته است. فیلم‌ها ازاکران شهرستانها تقریبا درآمد قابل ملاحظه ندارند، بگذریم که نیمی از فیلم‌ها عملا در شهرستانها اکران نمی‌شوند. بازارشبکه نمایش خانگی نیز که می‌توانست بخشی از هزینه فیلم‌ها را تامین کند تایک سوم کاهش یافته است و تلویزیون نیز بدلیل ضوابط حاکم فیلم‌های محدودی را برای نمایش خریداری می‌کند."

به گفته سخنگوی شورای مرکزی انجمن تهیه کنندگان مستقل، "شورای مرکزی انجمن پس ازبحث و گفتگوی مختلف پیشنهادهایی را مطرح کرد که امیدواریم پس از کارشناسی در شورایعالی تهیه‌کنندگان شکل اجرایی بگیرد. اگرچه دراین زمینه بنظر می‌رسد اراده‌ای دولتی برای همکاری و هماهنگی وجود ندارد. شورای مرکزی در همین جلسه عدم امنیت شغلی تهیه‌کنندگان را موردتوجه قرارداد و اعتقاد داشت که نه تنها مشکل امنیت شغلی در زمینه سرمایه وجود دارد، بلکه در زمینه‌های دیگر حرفه‌ای نیز تهیه‌کنندگان با مشکل امنیت شغلی روبرو هستند؛ نگاهی به ورودی این حرفه نشان از بی‌سامانی فراوانی دارد. عدم کاربلدی این واردشدگان جدید باعث افزایش مشکلات حرفه و هزینه‌های آن شده است. شورای مرکزی ضمن ابراز نگرانی از شرایط موجود از دیگر تشکل‌های سینمایی خواسته تا با هماهنگی در شورایعالی تهیه‌کنندگان برای حل و فصل مشکلات حرفه‌ای گام‌هایی عملی بردارد."

درویشی نمی خواهد "شوق نامه" از آنتن زنگ زده تلویزیون پخش شود!

محمدرضا درویشی موسیقی دان وپژوهشگربرجسته عرصه موسیقی، بالاخره پس از سالها کوشش و پژوهش توانست آلبوم "شوق نامه" در مورد "عبدالقادرمراغه ای" را با صدای همایون شجریان منتشر سازد. این نوع کارهای پژوهشی خاص، درکشورهای دیگر معمولا با یاری سازمانهای فرهنگی و رادیو تلویزیون و با بودجه دولتی انجام می گیرد؛ اما درویشی در نشست نقد وبررسی این آلبوم اعلام کرد که "شوق نامه" تنها با کوششها و سرمایه گذاریهای شخصی او و دوستانش وبا همکاری همایون شجریان ساخته شده است و سازندگان آن به هیچ وجه نمی خواهند این اثراز "آنتن زنگ زده تلویزیون" پخش شود!
آلبوم "شوق نامه" اثر محمد رضا درویشی و با صدای همایون شجریان، یکشنبه 29 آبانماه در فرهنگسرای ارسباران نقد شد. به گزارش "ایسنا"، در ابتداي اين نشست محمدرضا درويشي در سخناني گفت:‌ "«شوق نامه» اثري است كه مراحل تمرين،ضبط و توليدش شش سال به طول انجاميده و پيش از آن نيز بنده چند سالي تفكر و مطالعه در اين زمينه داشتم، بنابراين نمي‌توان چنين آلبومي را در يك جلسه كوتاه مورد بررسي قرار داد. موضوع تصنيف‌هاي عبدالقادر مراغي درسي سال اخير درايران مورد بررسي قرار نگرفته است. جز فرهاد فخرالديني و پايان‌نامه‌ي هومان اسعدي ديگر مقاله‌اي درباره اين هنرمند موجود نيست؛ حتي در اين سي سال هيچ كس اين سوال برايش پيش نيامد كه عبدالقادر مراغي كيست؟ نت‌هايش در ايران چه مي‌كند؟ و سوالاتي از اين قبيل ذهن كسي را مشغول نكرده است. مدت‌ها پيش متوجه شدم كه آقاي مسعوديه اين نت‌ها را در اختيار دارند و وقتي با ايشان تماس گرفتم و پرسيدم نت‌ها را از كجا آورده‌اند، پاسخ داد كه نت‌ها را از ثمين باغچه‌بان گرفته است. من هم به باغچه‌بان سپردم تا اين نت‌ها را برايم پيدا كند."

اين پژوهشگر با اشاره به همايشي درباره عبدالقادر مراغي درفرهنگستان هنر و درزمان ریاست میرحسین موسوی، در پاسخ بر نقدهايي كه به آلبوم «شوق نامه» صورت گرفته، گفت: "امروز «شوق نامه» منتشر شده و بازتاب سخناني كه به گوشم مي‌رسد حاكي از آن است كه خيلي‌ها مي‌گويند اين موسيقي سنگين و دشوار است و هضم سختي دارد. مراغي خودش درباره تصنيف‌هايش مي‌گويد «اينها تصانيف هنري و اخص تصنيف هستند» بنابراين درست است كه تصنيف‌هاي پيچيده‌اي به شمار آيد. ما با تلاش خودمان براي انتشار «شوق نامه» اركستر تشكيل داديم و از همايون شجريان خواستيم كه با ما همكاري كند. بنابراين نمي‌خواهيم اين اثر از آنتن زنگ زده تلويزيون پخش شود."

درويشي درباره‌ي دلايل شناخته نشدن عبدالقادر مراغي در ايران، توضيح داد:‌ "براساس بعضي از نشانه‌ها و مستندات، سبك و شيوه مراغي تا اواسط حكومت صفوي هنوز در ايران وجود داشته و ايرانيان به شيوه مراغي آهنگسازي مي‌كردند؛ اما به تدريج وارد دوران تاريكي مي‌شويم كه اسناد قابل توجهي در اين رابطه نداريم كه دقيقا چرا سبك عبدالقادر مراغي فراموش شد. البته اين را مي‌دانيم كه اين شرايط هم‌زمان با جنگ‌هاي ميان ايران و عثماني بود. همانطور كه عبدالقادر مراغي به تدريج در ايران كمرنگ مي‌شد در عثماني پررنگ مي‌شد و بيشتر او را مي‌شناختند و اين امر طبيعي است چرا كه وقتي در ميان دو كشور جنگ در مي‌گيرد هر كدام مي‌خواهند نشاني از كشور ديگر در وطنشان وجود نداشته باشد. عثماني‌ها به قدري مقام مراغي را ارج نهادند كه به او لقب «نياي بزرگ» را دادند و او را به عنوان يك اسطوره مي‌شناسند. آنها اين ديد را به هيچ يك از موسيقيدانان ديگرشان ندارند."

پس از پخش ترنم‌هايي از آلبوم «شوق‌نامه» و توضیحات درویشی در مورد این ترنمها، وی افزود: "زماني كه در حال ضبط «شوق نامه» بوديم، محمد رضا شجريان معتقد بود‌ شوق نامه به گونه‌اي است كه در آن جايي براي نفس كشيدن خواننده وجود ندارد. صحبت شجريان مرا به فكر واداشت و با خود گفتم شايد جاهاي خالي كه در اين موسيقي وجود دارد جاي جملات سازي بوده است. اما نمي‌توانستم بدون سند چنين تفسيري داشته باشم، چرا كه راويان آثار عبدالقادرمراغي هيچ كدام آهنگساز نبوده و همه خواننده بودند. چه بسا جملاتي كه همايون در آلبوم «شوق نامه» خوانده همگي جملات سازي بوده‌اند اما نمي‌توانيم استناد كنيم." وی در بخش ديگري از سخنانش با اظهار تاسف از فراموش كردن دانش موسيقي در ايران ،گفت: "ما نمي‌خواهيم موسيقي حال حاضر را رها كنيم و به موسيقي ششصد سال پيش بيانديشيم، اما به هر حال بايد بدانيم كه آن زمان بر موسيقي ايراني چه گذشته است؟"

آوا مشکاتیان و "کم لطفی لطفی"!

استاد محمدرضا لطفی نوازنده نامدار تار، از نتیجه کنسرت اخیرش عصبانی است که نه مردم از آن استقبال باشکوهی کردند و نه نامداران موسیقی و دوستان قدیم به دیدارش رفتند؛ از نوشته ها و نقدهای منتشر شده در اینترنت، می توان پی برد که این موسیقی دان صاحب نام نیز به سرنوشت دیگر هنرمندانی گرفتار آمده که در سالهای اخیر از مردم فاصله گرفته به دولت و حکومت نزدیکتر شدند. لطفی در گفت و گوئی که مجله "ملودی" آنرا منتشر ساخته، به همکار دیرین خود محمدرضا شجریان تاخته و گفته است: "اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم. یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است."

لطفی درمورد همکاران دیگرش از جمله زنده یاد پرویزمشکاتیان هم به تندی سخن گفته است. در پاسخ به این همه، "آوامشکاتیان" دختر این موسیقی دان و نوه شجریان، چهارشنبه دوم آذرماه دل نوشته ای در فضای اینترنتی با عنوان "کم لطفی لطفی" منتشر ساخته و نوشته است: "هنوز به یاد دارم شوقی را کزآمدن شما در چشمان مهربان پدرم دیدم...به یاد دارم ظهری را که به دیدارتان آمد به رسم رفاقتِ دیرین...پدرِ من هیچگاه (رفیق) را (سیاسی )نکرد!!!!چیزی که شما بودید! و اکنون از معنی‌ هردو بازماندید!!!که دگر نه پیرو آن فکرید کز برایش از این سرزمین گریختید و نه معنی‌ حقیقی رفیق می‌دانید...و خوش به روزگار من و آئین که تا هستیم سرمی افرازیم به غرور از حرمت‌ مردمی که پرویز می‌دانست...باری او رفت با دستان هنرمندش و ماند نغمات زیبایش... و شما !!!همان دوست که پرویز آن همه دوستش میداشت نه تنها کلامی به مهر برای خاندان من ننگاشتید در آن هنگام سوگ، که آن کذب‌های خنده آور گفتید! ...باشد تا اینجا نیز در قاموس من به جز سکوت نبود ،اما این بار که آتش بیار معرکه ای شدید که نباید! پس برایتان مرور می‌کنم چیزهایی را که نمی‌دانید یا نمیخواهید که بدانید."
"خاطرهٔ به چالش کشیدن بیداد در مجلس وقت و آن همه اذیّت را به یاد دارید؟ به یاد دارید که پدرم و همراهانش ساز را به سان سلاح باید با مجوز حمل میکردند؟ می‌دانید چند ساز هنرمندان این سرزمین در آن سالها شکست؟ چند ساعت موسیقی ضبط شده به خونِ دل ،پاک شد؟ به یاد دارید کنسرت هایی را در میان اجرا هنرمندانمان را از روی سن پایین می کشیدند؟ آن سالها شما در گوشه‌ای از دنیا آرام گرفته بودید! استاد لطفی اگر شما یادتان نیست به خاطرتان می‌آورم که در اوایل انقلاب آنقدر بعضی‌ تندرو بودند که باید سِلفون روی کاست‌های سونی را میسوزاندی! بیداد در این هنگام منتشر شد! در همین محیطی‌ که شما خیلی راحت از آن سخن میگویید."

"بعد ازسه دهه، در هنگامی که هنرمندان این سرزمین خون دلها خوردند که بخشی، تنها بخشی از حقوقشان را باز پس گیرند، آمدید گفتید هیچ کس هیچ کاری نکرده است. اگر از خاطرات رنجش‌های گونه گون در این سال‌ها بگویم می شود کتاب نوشت...از خاطراتی که اگر بگویی می شود جار زدن و جلب توجّه! پس بماند برای دلم...آنقدر ضدو نقیض میان گفته های شما هست که نمیدانم کدام را باید به چالش کشید! گویی خود نیز نمی‌دانید چه می‌خواهید!...بر محمدرضا ی شجریان خرده گرفته‌اید که دردش موسیقی‌ نیست و نمی‌خواهد یک جریان فرهنگی‌ باشد!..مرور کنید مصاحبه هایتان را! شما به همه کار وجزییات زندگی‌ همه کار داشتید و از همه سخن گفتید و به راستی‌ آنقدر که سنگ خودتان را به سینه زدید که من چنین و چنان، چقدر سنگ موسیقی‌ را به سینه زدید؟ شاید نمی‌دانید اما بسیاری را می‌شناسم که عاشقانه دوستتان داشتند و اکنون از گفته‌های شما خجلند!...استاد لطفی آوا موسیقی شما را به چالش نمی کشد اما میتواند راوی خاطره ای از مردی باشد که هنوز مردمانش اشک به گونه و گاهی‌ هم سماع کنان به نغماتش گوش می کنند."

"شبی‌ که پدرم به کنسرت شما آمد و از نیمهٔ کنسرت به خانه بازگشت، تا صبح غمگین در خانه قدم‌ زد...گاهی بغض داشت...هنگامی که رسید از راه، نشست. طبق عادت و به هنگام تاٌثر زیاد، دو دست بر پیشانی گذاشت و سر به زیر افکند...پرسیدم چرا اینقدر زود آمدید؟ خوبید؟ با نگاهی‌ همه غم و صدایی گرفته گفت: آوا، امشب احساس می‌کردم لطفی دارد روی سِن خودش را پیش چشم همگان دار می زند"!

نمایشگاه عکسهای سپانلو لغو شد

قراربود جمعه 27 آبان نمایشگاهی از عکسهای گذشته و حال محمدعلی سپانلو، شاعر، نویسنده و مترجم، در گالری "آن" برپا شود و سیمین بهبهانی، محموددولت آبادی و جوادمجابی در آن سخنرانی کنند؛ اما یکی دور روز قبل از آن خبر رسید که اداره اماکن از برگزاری این نمایشگاه جلوگیری کرده و حتی گالری "آن" نیز پلمپ شده است که البته پلمپ شدن گالری از سوی ارشاد و مدیر گالری تکذیب شد، اما نمایشگاه را نگذاشتند برگزار شود.

سپانلو در این مورد به «دویچه وله» گفته است: "اینجا انگار هیچ کاری حساب و کتاب ندارد، ممکن است صد نفر با کاری موافق باشند اما یکهو یکی پیدا شود و مخالفت کند"! وی در گفت وگو با خبرگزاری "ایسنا" نیز لغو شدن نمایشگاه عکسهایش را تائید کرده است. اين نمايشگاه دربرگيرنده‌ي عكس‌هايي از دوران مختلف زندگي سپانلو به كوشش «يارتا ياران» است که قرار بود در گالري «آن» گشايش يابد.

شاعر، زاده‌ي سال 1319 در تهران است. «رگبارها»، «پياده‌روها»، «سندباد غايب»، «هجوم»، «نبض وطنم را مي‌گيرم»، «خانم‌زمان»، «تبعيد در وطن»، «ساعت اميد»، «خيابان‌ها، بيابان‌ها»، «فيروزه‌ در غبار»، «پاييز در بزرگراه»، «ژاليزيانا»، «كاشف از يادرفته‌ها» و «قايق‌سواري در تهران» از مجموعه‌هاي شعر او هستند. همچنين ترجمه‌ي «آن‌ها به اسب‌ها شليک مي‌کنند» نوشته‌ي هوراس مک‌کوي، «مقلدها» نوشته‌ي گراهام گرين، «شهربندان» و «عادل‌ها» نوشته‌ي آلبر کامو، «کودکي يک رييس» نوشته‌ي ژان پل سارتر، «دهليز و پلکان»، شعرهاي يانيس ريتسوس، و «گيوم آپولينر در آيينه‌ي آثارش»، شعرها و زندگي‌نامه‌ي گيوم آپولينر، از ديگر آثار منتشرشده‌ي سپانلو هستند. اوکتابهای چندی نیز دراداره کتاب وزارت ارشاد دارد که جواز انتشار برایشان صادر نمی شود.

بسیج، قلم به دست و دوربین به دوش می شود؟

علی اصغر جعفری رئیس مرکز بسیج صدا و سیما طرحی را نوشته و به بچه های بسیجی سپرده است تا از آن یک مجموعه تلویزیونی در 26 قسمت بسازند. فیلم برداری این مجموعه با عنوان "بالهای خیس" هفته گذشته در تهران کلید خورد و جعفری در مراسم شروع فیلمبرداری آن اعلام کرد که رویکر جدید بسیج، قلم به دست گرفتن و دوربین به دوش انداختن است!

به گزارش خبرگزاری فارس، مجموعه تلویزیونی «بال‌های خیس» به کارگردانی «عباس رنجبر» آخرین روز آبانماه در کتابخانه مسجدالنبی واقع در محله ستارخان کلید خورد. در این مراسم، کارگردان این مجموعه درسخنانی گفت: "خدا را شاکرم که در هفته بسیج سریال ۲۶ قسمتی بال‌های خیس را کلید می‌زنیم. این سریال حدود ۹ ماه پیش از سوی آقای جعفری به ما سپرده شد تا ساخته شود و طرح نیز متعلق به خودشان است که در نهایت فیلمنامه به قلم مهدی رجبی نوشته شد.کار نگارش حدود پنج ماه و نیم به طول انجامیده و بیش از سه ماه نیز بازنویسی آن زمان برده است. تولید این سریال هفت ماه به طول خواهد انجامید."

پس از سخنان رنجبر و انجام مداحی در وصف امیرالمؤمنین حضرت علی(ع)، جعفری در سخنانی اظهار داشت: "امروز روز ارزشمندی برای ماست برای اینکه یکی از کارهای خوب و اثربخش رسانه ملی کلید می‌خورد و با جمعی از نیروهای مومن و متعهد این کار آغاز خواهد شد. تقارن این کار با روز مباهله برای ما پیام بلندی دارد. امروز جامعه ما رویاروی انجام کاری عمیق در حوزه فرهنگ است که دشمن آن را هدف گرفته است. امروز هالیود با تمام تکنولوژی و توان خود از این وسیله و ساحت برای برخورد با اندیشه سترگ ما استفاده می‌کند. شاید مباهله واقعی برای ما این باشد که کارهای خوب، ماندگار، اثربخس، موثر و هوشمند تولید کنیم تا در مواجهه با دشمنان آثار برتری ذر زمینه تولید داشته باشیم."

جعفری با بیان اینکه امروز مستقیم‌گویی، نصیحت و ... مرسوم نیست، عنوان داشت: "در جامعه امروز باید کار را به زیور هنر آمیخت. متاسفانه ما در ابلاغ مسائل دینی ساده‌ترین، کم هزینه‌ترین و مستقیم‌ترین مسیر را به کار می‌بریم در حالی که باید برای ارائه آثارمان بهترین اندیشه و وسیله را در دست بگیریم. باید در حوزه‌های علمی، فرهنگی و هنری با رویکرد تازه‌ای وارد شویم. رویکرد تازه بسیج قلم به دست گرفتن و دوربین به دوش انداختن است که به باروری فرهنگ دینی و علمی کشور بیانجامد. برخی فکر کرده‌اند نسلی که جنگ را روایت کرده به دنبال مطامع هستند اما آنها پای ایران ایستاده‌اند و بعد از گذشت دو قرن طی جنگ‌های مختلف نگذاشتند حتی یک سانتیمتر از سرزمین ما کم بشود."

رئیس بسیج صدا و سیما در ادامه سخنان خود به تولیدات دیگر بسیج در رسانه ملی اشاره کرد و گفت: "فردا مراسم رونمایی از سریال «تیغ و ترنج» با موضوع زندگی شهیده افضل برگزار می‌شود و همچنین در این هفته تله فیلم ستاره‌های دنباله‌دار با موضوع زندگی شهید والی کلید می‌خورد. سریال «فاخته» و تله‌فیلم «شیران سال نو» نیز به زودی وارد پیش‌تولید می‌شوند. در رویکرد جدید مرکز بسیج صداوسیما به برنامه‌سازی توجه دارد؛ بر این اساس ساخت ده سریال، پانزده تله‌فیلم، سی مستند و سی سرود و یک انیمیشن سه ساعته با عنوان «فرزندان ایران» در دستور کار این مرکز قرار گرفته است."

نی نواز بزرگ و سرطان

نقل است، هنگامی که سید محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران بود، در سفری به اصفهان به دیدار استاد حسن کسائی نی نواز بزرگ ایران رفت و درستایش از هنر او گفت: "سیاستمداران میهمان تاریخند، می آیند و می روند؛ اما شما هنرمندان میزبان تاریخ هستید، می آئید و می مانید"، ستایشی که استاد کسائی می گفت در همه عمر از زبان هیچ دولتمردی نشنیده است! حالا روزگار برگشته؛ استاد نی نواز درهشتاد وسه سالگی دچار سرطان شده و در بستر بیماری است و حکومت گران و دولتمردان گوئی دست از سر تاریخ بر نمی دارند و آنرا به هنرمندان وانمی گذارند که هیچ، احوالی هم از آنان نمی پرسند!

نام نی با نام نوازنده مشهور آن یعنی حسن کسایی در ذهن بسیاری عجین شده است. در این زمینه، مجید زهتاب پژوهشگر هنر و ادبیات و از نزدیکان استاد کسایی به خبرگزاری"مهر" می گوید: "استاد کسایی مشهورترین نی نواز تاریخ ایران است که نی را به ظرفیتی که باید برساند، رسانده است. ما از میراث گذشته شنیده‌هایی داریم و اکنون بعضی از آثار ضبط شده از استادان ایشان مانند نوایی و غیره موجود است. ایشان شاگرد استادانی بوده‌ که نی نوازی را از آنها آموخته ولی بدون تردید استاد کسایی خیلی بهتر از استادان خود نی نوازی کرده و نسبت به آنان فضل تقدم دارد و نی را به ظرفیتی که باید رسانده و اگر می‌گوییم کسایی شاگرد مهدی نوایی بوده به این معنا نیست که نوایی بهتر از کسایی نی می‌زده بلکه استاد کسایی نی را از ایشان دریافت کرد و به اوج آسمان رساند."
مجید زهتاب درمورد منقطع شدن نسل طلایی موسیقی در اصفهان معتقد است: "در روزگاری که کسایی و شهناز در قله موسیقی پرورش یافتند، در حوزه ادبیات نیز امثال همایی و فروزان فر را داشتیم که آن‌ها نیز در نسل خود بی‌بدیل هستند. این نسل از نظر جوشش درون افرادی منحصر بفرد بوده‌اند و روزگار باید منتظر بماند که افرادی پرورش پیدا کنند که این جوشش درون را داشته و بتوانند به این قله‌ها برسند. استاد کسایی شخصا معتقد بود هرچه تکنیک در نواختن نی داشت، به شاگردان خود منتقل کرده که کاملا صحیح است ولی شاگردان ایشان در نی نوازی به پای وی نمی‌رسند زیرا شور درون و شیونی که در وجود استاد کسایی جریان دارد و تبدیل به ملودی شده و با نی نواخته می‌شود، قابل انتقال به شاگردان نیست. دیگرانی که شاگردی استاد را می‌کنند در بهترین حالت نواخته‌های استاد را می‌نوازند ولی تنوع‌ها، تکثرها و رنگهای مختلف الحان در وجود آنها نیست چون آن کشش درونی مانند کشش درونی بی‌نظیر استاد کسایی وجود ندارد."

این روزها استاد نی نواز در حال دسته و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان است و سازش کوک نیست. مجید زهتاب که از نزدیکان به استاد کسایی است، در مورد بیماری ایشان می گوید: "نزدیک دو دهه است که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند که حدود ده سال قبل عمل جراحی داشت که البته با توجه به روحیه شاداب و خوبی که دارند، تاکنون بر این بیماری غلبه کرده‌ بود ولی اکنون در شرایط سخت‌تری از بیماری است." به گفته وی متاسفانه کسایی هم‌اکنون حال مساعدی ندارد و هنردوستان ایرانی باید برای سلامتی او دعاکنند.

0 comments:

ارسال یک نظر