شاعرانه زندگی کنیم

ساقی شیرازی

بوسه آرید تا شکوه براندازیم نخست
به آغوش سپس توان دهیم اندام سست
شهریاران را مهرورزیم و دل آریم به دست
دشمنی براندازیم جشن گیریم چو دوست

ملت ایران
با شما بی پرده و با عشق سخن می گویم.
بی پرده سخن می گویم چون روزگار روزگار ماست. همیشه بوده اند ملتهایی که خود را والا و برتر خوانده اند و ملت ما در این مقوله استثنا نیست. من والایی شما را می بینم ولیکن از روی عدالت کاستیهای شما را هم با تمام وجود احساس می کنم.

از قول حافظ می گویم که گفت: شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد
امیدوارم روزی برسد که مهربانی همه گیر شود. روزی برسد که اعدام را در لغتنامه فارسی پیدا نکنیم و این کردار ناشایست در جامعه مکان و مفهومی نداشته باشد.

این احساس شخصی و انسانی من است که از شما درخواست کنم که دگر به تماشای به دارآویختن کسی نشتابید و به تماشای پایان دنیایی ننشینید. دریابید دوستان که پایان یک نفر پایان یک دنیاست. 
بیایید شاعرانه اندیشیم و شاعرانه گوییم و شاعرانه زندگی کنیم که این بوده و هست و خواهد بود ره جاودان عشق. بیایید دشمنی ها را دوستی کنیم و دوستی ها را پایدار. 
و در آخر بیایید با عشق همه اعدام را رد کنیم. 
به امید آن روز که مهربانی رواست و جفا دگر نیست.


هر چند فراق پشت امید شکست/ هر چند جفا دو دست آمال ببست
نومید نمی شود دل عاشق مست/ مردم برسد بهرچه همت در بست

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

0 comments:

ارسال یک نظر