محمد نوری زاد در دلنوشته ای برای محمدرضا جلایی پور با تقدیر از این جوان آگاه و انتقاد از حبس و محدودیتهای وی می نویسد: مخالفین خود را از گردونه ی حضور در اجتماع، بیرون می کشیم و آنان را به کنج زندان بلاتکلیفی درمی اندازیم تا جگر گر گفته ی خود را با این کار "خنک" کنیم و جلا بدهیم.
متن این نوشته که در وبسایت نوری زاد آمده، بشرح زیر است:
من با محمدرضا جلایی پور هم بند نبوده ام . اما این زندانی مغضوب را نیک می شناسم. این جوان ، یک جواهر تمام عیاری از درستی هاست.که عده ای از کج فهمان ما ، اصرار به این دارند که او خرمهره ای بیش نیست. اشکال ندارد. خاک افشاندن به روی طلا و جواهر ، از قیمت آن نمی کاهد.
محمد رضا جلایی پور از این روی به زندان کج فهمی ما درافتاده است که او ، نه خشم ما ، که "حسادت" ما را برانگیخته است. با چه؟ با فهم بلند خود. با درخشندگی ها و برازندگی ها و دارایی های ناب فکری اش.
دوستان ما از این روی برمحمد رضای جوان سخت گرفته اند که : از تماشای این همه جذبه های معرفتی دراین جوان تیزهوش ومبتکروخلاق و مدیر ، "رنج" می برند. من کاملا به رنج این دوستان واقفم. چرا که آنان هرچه به فرزندان خود ، و فرزندان خویشان خود ، و فرزندان اطرافیان خود ، و فرزندان مسئولان طراز اول کشور نگاه می کنند ، جوانی به فهمیدگی و افتادگی و درستی محمدرضا جلایی پور ، که هم مسلمانی فهیم و با شعور و معتقد و پای درکار باشد ، و هم در عرصه های علمی به قله های بلندفهم دست یافته باشد ، سراغ نمی گیرند. محمد رضایی که درعین جوانی ، از بسیاری از برجستگان مدیریت ، مدیرتر است ، واز بسیاری از مدعیان عرفان ، عارف تر. واین ، رنج کمی نیست.
خدایا تو شاهدی که من در تعریف محمد رضا جلایی پور ، سخن به گزاف و اغراق آمیخته به غلو نمی گردانم. او ، قطعا ، از طیف آدمیانی است که فرشتگان تو به سجده اش مباهات می کنند. که من او را از جهات گوناگون آزموده ام. و خود به شایستگی های فردی و ایمانی، و روح شریف آزادگی اش واقف آمده ام.
جرم محمد رضا جلایی پور هیچ نبوده مگر ابراز نشاط سیاسی اش که این ابراز ، از اصول اساسی قانون اساسی ماست و ما به اسم : اقدام علیه امنیت ملی ، از آن یاد می کنیم و به ضرب این تفسیرناجوانمردانه ، مخالفین خود را از گردونه ی حضور در اجتماع، بیرون می کشیم و آنان را به کنج زندان بلاتکلیفی درمی اندازیم تا جگر گر گفته ی خود را با این کار "خنک" کنیم و جلا بدهیم.
محمد رضا جلایی پور اکنون قریب به دوسال است که توسط ما از همسرخود دور افتاده است . ما این جوان پاک و پاکدامن را به گرو گرفته ایم تا مگر همسر او از دیار دور باز آید و ما با دستگیری و به زندان انداختن همسرش، بخش دیگری از جگر گر گرفته ی خویش را جلا بدهیم.
آهای بزرگانی که اسلام از ذهن و زبان شما دور نمی شود، بدانید و آگاه باشید که : دور ساختن دو زوج بی گناه ازهم ، و بستن راه تنفس آنان ، لاجرم به بستن راه تنفس همان اسلامی منجر می شود که مرتب از آن دم می زنید.
آیا در این میان کسی هست که به این مهم درایت یابد؟



0 comments:
ارسال یک نظر