کتمان رویداد شهادت هاله

عبدالله حامد زاده
پس از انتشار برق آسای خبر ناگهانی و بهت آور شهادت "هاله" در جریان تشییع جنازه پدر آزاده و متفکر خود، خبرگزاری های دولتی شروع به کتمان واقعیت و قلب حقیقت کردند. خبرگزاری هائی مثل "رجانیوز"، "جهان نیوز" و پایگاه خبری جوان(وابسته به سپاه)، هریک درگذشت هاله را ناشی از عواملی مانند: " شوک شدید ناشی از درگذشت پدر، گرما زدگی، فشار خون بالا، بیماری قند، تشنج و سکته که به ایست قلبی منتهی شده است! اعلام کردند و برخی نیزاضافه کردند که: " مراسم تشییع جنازه مهندس عزت الله سحابی در آرامش (بدون هرگونه ممانعت و حادثه) برگزار گردید. از جمله:
رجانیوز: هاله سحابی دختر مرحوم سحابی پس از شوک شدید ناشی از درگذشت پدر دچار تشنج شد.... و دار فانی را وداع گفت".
جهان نیوز: "دختر عزت الله سحابی صبح امروز پیش از تشییع جنازه پدرش، به دلیل ایست قلبی درگذشت.... و مراسم تشییع با آرامش برگزار شد".
پایگاه خبری جوان ( ارگان سپاه): هاله سحابی فرزند عزت الله سحابی صبح امروزپیس از آغازمراسم تشییع پدرش در سن ۵۷ سالگی دچار ایست قلبی شد.... هاله سحابی پیش از این از عارضه هائی چون فشار بالای خون و قند رنج می برد.
 
متاسفانه چون مسئولین حکومتی و خبرگزاری های دولتی در جریان قتل های گذشته، از جمله شکنجه و قتل شادروان روح الامینی و کامرانی، علت فوت را مننژیت اعلام کرده بودند (که بعدا معلوم شد در اثر شکنجه های وحشتناک زندان کهریزک بوده است)، این گونه اخبار به هیچ وجه معتبر و قابل اعتماد نبود، به سرعت اخبار مربوط به چگونگی درگذشت هاله از سوی کسانی که برای تشییع جنازه مرحوم مهندس سحابی همراه او بودند، در همان صبحگاه ۱۱ خرداد در سراسر جهان انتشار یافت. این خبر آنچنان غیرمنتظره و تکان دهنده بود که ضایعه درگذشت شادروان مهندس سحابی را تحت الشعاع قرار داد.
 
اخباری که به سرعت درباره این حادثه می رسید حکایت از حمله ماموران امنیتی و لباس شخصی ها به تشییع کنندگان و برهم زدن آرامش مراسم و ضرب و شتم مردم به ویژه هاله سحابی می کرد که با عکس بزرگی از پدر روی سینه پیشاپیش جمعیت حرکت می کرد، از جمله این اخبار، گزارش آقایان احمد منتظری، حامد منتظری و منصور سحابی (عموی شهید هاله) و حبیب الله پیمان به شرح زیر بود:
احمد منتظری: "دقیقا هم ضرب و شتم همراه با هتاکی بود و من که در چند متری ایشان بودم ازقول تمامی حضار که در کنار وی بودند، متوجه شدم که یکی از چند ماموری که قصد داشتند تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش (هاله) بود بگیرد، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمین کرد، بلافاصله نیز وی را به همراهی یک پزشک به بیمارستان منتقل کردند که متاسفانه ایشان درگذشتند".
آقای حامد منتظری نیز به عنوان شاهد عینی در مصاحبه خود با رسا اظهار داشت که حاضر است شهادت بدهد درحالیکه در پشت سر خانم هاله سحابی قرار داشته ، شاهد وارد شدن ضربه ای به ایشان بوده است که زمین خوردن و مرگ می شود. ضارب نیز فرار کرده و خود را بین جمعیت مخفی می سازد.
منصور سحابی (عموی هاله) در مصاحبه ای با خبرنگار"رسا" می گوید: "علت فوت ضربه ای است که بر شکم و سینه ایشان زده اند و ایست قلبی.... هاله طفلک عکس پدرش را به سینه گرفته بود، مامور امنیتی این عکس را گرفته پاره می کند و بعد با مشت و لگد بر سینه و پهلوی هاله زد و بعد هاله افتاد و اصلا بلند نشد".
حبیب الله پیمان : " ... کوشش های من و دو پزشک دیگر برای احیاء او با تنفس از راه دهان و فشار بر قفسی سینه در آن لحظات پرتنش و فشار، درحالی که تهاجم فیزیکی و لفظی و خشونت و ضرب و شتم جمعیت از هرسو ادامه داشت، بی حاصل می نمود، هرلحظه بر اضطراب ما افزوده می شد.... ماموران بی اعتنا به فاجعه ای که درحال رخ دادن بود، همه را با ضرب و شتم می راندند... به سختی پیکر هاله را به درون اتومبیل می کشیدیم، هنوز نیم تنه هاله درون ماشین جای نگرفته بود و آنها که برای بیرون کردن ما از صحنه عجله داشتند باتندی در ماشین را به پاهای هاله می کوبیدندو فرصت نمی دادند تا درماشین بسته شود... شاهدان می گویندهاله برای پس گرفتن عکس پدراز دست مهاجم،با ضربه دو دست به عقب پرت شد... دست کم دو شاهد دیگر گفته اند درست پیش از اینکه هاله به زمین بیفتد، یک لباس شخصی با آرنج بر پهلوی هاله می کوبد... براساس گفته های یک پزشک متخصص که این شرح حال را شنیده، می توان احتمال داد که ضربه های وارده بر هاله، آن هم تحت شرایطی که به شدت زیر فشار عصبی و خستگی و هیجان مفرط قرار داشته است، با توجه به سابقه بیماری دیابت و ضعف و تنگی عروق به صورت شوک موجب قطع جریان خون به مغز و بی هوشی وایست قلبی شده باشد یا این فرآیندها بعد از سقوط بر زمین دراثر ضربه های وارده و برهم خوردن تعادل وی رخ داده باشند... در این نکته تردید نیست که اگر هاله به خاطر در دست داشتن عکس پدرش مورد هجوم و حمله فیزیکی و روانی و ضربه شوک آور قرار نمی گرفت، اکنون میان ما بود".
از اخبار فوق آنچه قطعی به نظر می رسد، حمله نیروهای امنیتی، لباس شخصی و انتظامی به تشییع کنندگان برای گرفتن جنازه و ممانعت از تشییع گسترده مردم بوده است که به علت مقاومت آنها، به ضرب و شتم تشییع کنندگان پرداخته اند و نهایتا پیکر مرحوم مهندس را کشیده و برده اند. در این جریان، خانم هاله سحابی که عکسی از پدر را بر سینه داشته و پیشاپیش جمعیت حرکت می کرده، ابتدا مورد هجوم ماموران لباس شخصی قرار می گیرد و چون حاضر نمی شود عکس را به ماموران بدهد، یکی از آنان با خشونت ضربه ای شدید براو وارد می سازد که موجب بر زمین افتادن و کشته شدن ایشان می گردد.
 
برخلاف آنچه برخی خبرگزاری ها منتشر ساخته اند که هاله سحابی در منزل و قبل از آغاز مراسم تشییع سکته کرده است،! او پیشاپیش جمعیت بوده، هوای صبحگاهی ییلاق لواسان نیز کسی را گرمازده نمی کند! با گذشت ۳۶ ساعت از فوت پدر هم کسی دچار شوک ناگهانی و ایست قلبی نمی شود، بیماری قند نیز به طور ناگهانی کسی را نمی کشد، این اخبار همگی ساختگی و برای پوشاندن وقلب حقیقت است.انتظار از حکومت، حفظ و دفاع از حقوق مردم است، نه کتمان حقایق و سلب حقوق آنان.
 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

0 comments:

ارسال یک نظر