من در تمام سالهای حصر مرحوم آیت الله منتظری در قم بودم. تقریبا هر روز از اطراف بیت ایشان رد می شدم و با شور و اشتیاق، خودم را به رواق های اطراف حرم می رساندم تا فلسفه و فقه و عرفان بخوانم. اگر چه در کلاسهای درس و بحث، از صدها نکته، سوال و پرسش می کردیم و کتابها را زیر و رو می نمودیم، ولی هیچ گاه از خود یک سوال را نپرسیدم. سوالی که امروز آزارم می دهد. این سوال نه در کتاب، که در کنار راهی که به کتاب و کلاس ختم می شد بود. "راستی این شیخ به کدام مستند دینی، در خانه اش، در خانه ای که کنار کلاس درس ما است حبس و حصر شده است؟". نمی دانم چرا این سوال را هیچ گاه از خود در آن روزها نپرسیدم. من که فقه می خواندم و خوب هم می خواندم، چرا یک بار نشد که از خود بپرسم، چه مستند فقهی ای برای حصر این پیرمرد، می توان در لابلای این کتاب ها یافت؟
شاید به این خاطر که جواب همه ظلم ها را در یک جمله می دادم. هرکس علیه حاکم اسلامی دست به تحریک زده است، استحقاق بیش از این را دارد. ولی بر اساس کدام مستند؟ چرا از خود نپرسیدم که مگر دادگاهی تشکیل شده است؟ حتی اگر او بغی هم نموده است، باید دادگاهی و محکمه ای و کیفرخواستی و دفاعی و وکیلی باشد. نه همین طور بی حساب و کتاب.
افسوس که آن سالها گذشت و ما هم با سکوت خود، در ظلم ظالمان شریک شدیم. که علی علیه السلام می فرماید، کسی که به عملی راضی باشد، خود نیز محشور با عاملان آن عمل است. هر چند امروز از گذشته خود توبه می کنم و از شیخ مظلوم طلب بخشش می کنم و ازدرگاه الهی غفران می خواهم.
اما امروز سکوت نخواهیم کرد.
من از صاحبان قدرت می پرسم و با آنها احتجاج می کنم که بیاید قرآن و سنت وسیره، که شما مدعی آن هستید، میان ما و شما حاکم باشد. بگویید بر اساس کدام مستند فقهی، میرحسین ما و همسرش ونیز شیخ شجاع و خانواده اش را در حصر برده اید؟ از میان هزاران روایت و آیه و سیره متشرعه، یک دلیل موجه بیاورید. کجای فقه گفته است که بی محکمه و قاضی و دادگاه و دفاع، و صرفا به توصیه نیروهای امنیتی می توان کسی را در حصر و بند قرار داد؟
من مطمئن هستم که آقایان هیچ جوابی ندارند الا اینکه "مصلحت" اینگونه اقتضاء می کند. مصلحتی که هیچ ریشه ای نه در دین دارد و نه در مردانگی و مروت حتی لامذهبان. مصلحتی که توجیهش جز این نیست که چون ما حقیم و فعلا بر سرکاریم، هرکاری را که لازم باشد انجام می دهیم تا سرکار بمانیم. مصلحتی که دستاویز تمام قدرت طلبان عالم بوده است.
از دین که بگذریم، آقایان شرف و مردانگی هم ندارند. آنها از محاکمه ای که خود نیز بپادارند، واهمه دارند. حداقل یک دادگاه برگزار کنید و شجاعانه علیه به اصطلاح سران فتنه حکم صادر کنید و سپس به بند بکشید. از حسین علیه السلام بیاموزید که فرمود اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. شما هم اگر فکر می کنید به حقید و حجت ها را بر همگان تمام کرده اید، بسم الله، محکمه را برپا کنید و حکم را ولو ظالمانه صادر کنید و سپس آهن بیاورید و درب خانه میرما را قفل و زنجیر کنید.
به هر حال ظلم پایدار نخواهد ماند و من نیز این بار، سربلند خواهم بود. که سکوت نخواهم کرد. و همه فریاد های فرو خفته ای را که در زمان حصر آن شیخ پیر و فرتوت، که از میان ما رفت، نزدم، این بار بر سر شما خواهم زد.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

0 comments:
ارسال یک نظر