تشکل پرسا (پویش راه سبز امید)، با انتشار تحلیلی از پرونده و چالش هسته ای جمهوری اسلامی و بیان این نتیجه گیری که دیگر نمیتوان اعتباری برای ادعای حکومت ایران در مورد صلحآمیز بودن این برنامه قائل بود"، از گروهها و فعالان جنبش سبز خواست، تا با مشارکت فعال در این مساله و اعلام نظراتشان، ابطال ادعای حکومت مبنی بر برخورداری از حمایت همهجانبه ایرانیان برای ادامه ماجراجوییهایش را ثابت کنند.
این تشکل همچنین رویکردی به گزارش های آژانس و عدم شفافیت دولت ایران در پرونده هسته ای داشته و خاطرنشان می کند "شواهد روشن برای صلحآمیز ندانستن ماهیت و اهداف برنامه هستهای حاکمیت از سوی کارشناسان نظامی مدتهاست که از سطح کفایت گذشته، و دیگر نمیتوان اعتباری برای ادعای حکومت ایران در مورد صلحآمیز بودن این برنامه قائل بود."
متن بیانیۀ این تشکل که در اختیار جـــرس قرار گرفته، به شرح زیر است:
باوجود ارتباط مستقیم مشکلات اقتصادی ایران با رویکرد ایدئولوژیک حکومت به مسائل ملی و بینالمللی، و اولویت معضلات اقتصادی برای عموم مردم، متاسفانه فعالان جنبش سبز توجه کافی به روشنسازی این ارتباط و جلب توجه افکار عمومی به ریشههای این معضلات را نداشتهاند.
با آنکه بحران هستهای که نتیجه تعقیب نیات ماجراجویانه و رویاروییطلبانه حکمرانان ایران است، فشارها و دشواریهای اقتصادی را افزایش بخشیده، همراهان جنبش سبز همچنان از ورود فعال به این موضوع خودداری میکنند.
اگرچه سکوت فعالان داخل کشور نتیجه فضای اختناق کودتایی است، حتی بسیاری از فعالان خارج از کشور نیز با عدم شفافیت در موضوعگیری نسبت به نیات حکومت ایران از تعقیب برنامه هستهایاش، تنهابه شکایتهای کماثر نسبت به کارکرد دستگاه دیپلماسی در این ماجرا بسنده کردهاند.
آیا همچنان میتوان برنامه هستهای حاکمیت را صلحآمیز دانست؟
سه رکن اساسی دستیابی به سلاح هستهای، تولید اورانیوم با غلظت بالا، دسترسی به فنآوری چاشنی کلاهک هستهای و سرانجام داشتن توان موشکی لازم برای پرتاب کلاهکهستهای به مقاصد مورد نظر است. باوجود ارزشافزوده پائین تولید سوخت هستهای و پایبندی روسیه به تامین این سوخت، برنامه هستهای ایران با تاکید بر ذخیرهسازی اورانیوم غنیشده، گامهای اصلی رساندن اورانیوم به غلظت تسلیحاتی را به اتمام رسانده، و دستیابی ایران به غلظت لازم برای سلاح هستهای تنها محتاج گذشت زمان و ادامه فرآیند غنیسازی است. مدارک انتقال فنآوری چاشنی هستهای از پاکستان به ایران سالهاست که در اختیار بازرسان آژانس بینالمللی انرژی هستهای قرار گرفتهاست، و حاکمیت ایران تنها بر ناخواسته بودن دسترسیاش به این نقشههای فنی در جریان انتقال فنآوری هستهای تاکید دارد.
علاوه بر موارد فوق، آزمایشهای موشکی که تنها به کار کلاهکهای غیرمتعارف میآید (افزایش برد موشکها بدون بهبود دقت آنها) توان پرتاب کلاهک هستهای به اهداف مورد نظر در منطقه را نشان میدهد. در نبود اعلان عمومی یا دسترسی به اطلاعات محرمانه، تا زمانیکه حکومت ایران دست به آزمایش هستهای نزند، نمیتوان به صورت صددرصد قطعی بر تسلیحاتی بودن برنامههستهای حکومت صحه گذاشت.
با این حال گامهای برداشته شده در این برنامه تفاوت ماهوی و روشنی با اقدامات لازم برای دستیابی به توانایی استفاده صلحآمیز دارد. شواهد روشن برای صلحآمیز ندانستن ماهیت و اهداف برنامه هستهای حاکمیت از سوی کارشناسان نظامی مدتهاست که از سطح کفایت گذشته، و دیگر نمیتوان اعتباری برای ادعای حکومت ایران در مورد صلحآمیز بودن این برنامه قائل بود. حاکمیت ایران موقعیتهای فراوانی برای تغییر جهت برنامههستهایاش به سمت برنامهای صلحآمیز داشتهاست که با خلفوعده به هدر رفتهاند. تعلیقها و نرمشهای گهگاه حکومت نیز تنها برای کسب فرصت جهت چیرگی بر مشکلات فنی این برنامه و یا شکستن اجماع جهانی بودهاست. با اینکه فعالان و کارشناسان مستقل ایرانی تعقیبکننده این برنامه از صلحآمیز تلقیکردن این برنامه سربازمیزنند، جو اختناق و سانسور خبری شدید اعمال شده درباره این موضوع در داخل ایران، عامه مردم را نسبت به اهداف و نتایج حاصل از ادامه این برنامه در تاریکی قرار دادهاست. این درحالی است که آخرین فرصت تغییر سیاست هستهای در شرایطی با دیپلماسی تاخیری حاکمیت روبرو میشود، که فعالان مدنی و سیاسی از ورود فعال به این بحران و جلوگیری از عواقب اسفناک مترتب بر آن پروا دارند.
اهداف حکومت از ادامه برنامه هستهای چیست؟
سهم ناچیز تولید انرژی به صورت هستهای و ضررهای روزافزون انزوای اقتصادی ناشی از این بحران بر صنایع داخلی به خصوص تولید و صادرات نفتوگاز، هرگونه توجیه اقتصادی ادامه این برنامه را بیمعنا میسازد. دستیابی به چند کلاهک هستهای نیز توان تهاجمی خاصی در برابر زرادخانه قدرتهای هستهای منطقه و جهان برای حکومت ایجاد نخواهد کرد. با این حال توان بازدارندگی و رفع خطر موجودیتی که از دستیابی به سلاح هستهای، حتی به تعداد اندک، ناشی میشود، گسترش فراگیر مداخلات حکومت ایران را در کشورهای منطقه از طریق گروههای ایدئولوژیک وابسته نظیر حزبالله، حماس و … مهیا خواهد ساخت. تعقیب برنامه هستهای به صورت کنونی و تحمیل هزینههای گزاف اقتصادی و امنیتی بر ایرانیان، تنها با توجه به ماهیت ایدئولوژیک قدرت حاکمیت و بالخصوص رهبری ایران، که فلسفه وجودی خود را در مقابلهجویی با تمدن مدرن میبیند، معنا مییابد.
ضررهای اصلی ادامه بحران هستهای چه خواهد بود؟
بیشک دستیابی حاکمیت ایران به سلاح هستهای نه تنها باعث امنیت و آسایش مردم نخواهد گشت، بلکه با ایجاد تضمین امنیتی برای حاکمان ایران راه را برای گسترش اعمال مقابلهجویانه ایشان و تحمیل هزینههای گزاف انسانی و اقتصادی بر ایرانیان هموارتر خواهد ساخت. مردم ایران علاقهای به رویاروییهای ایدئولوژیک حاکمیت با قدرتهای جهانی ندارند و خواهان درگیری با هیچ قدرت جهانی نیستند. تجربه جنگ هشتسالهای که به سبب ندانمکاریهای ایدئولوژیک و رقابتهای سیاسی داخلی بیهوده ادامه یافت، ایرانیان را از درگیریهای بیثمر ایدئولوژیک که مستلزم هزینههای گزاف میشود، به حق گریزان ساختهاست. از سوی دیگر نگرانی گسترده قدرتهای جهانی از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای و گسترش ماجراجوییهایاش در منطقه، فشار بینالمللی برای توقف این روند را افزودهاست. شدتبخشیدن به تحریمهای اقتصادی کنونی و توسل به حمله نظامی راهکارهای محتمل قدرتهای جهانی برای پیشگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای خواهد بود. یادآوری این نکته ضروری است که حتی در صورت دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای، اعمال انزوای فراگیر(containment)، که در مورد کرهشمالی به اجرا درآمدهاست، سرنوشت رنجآوری برای مردم ایران رقم خواهد زد.
آیا تسلط بر سرنوشت خویش همراهی با بیگانگان است؟
متاسفانه چارهجویی بسیاری از فعالان و دلسوزان ایرانی خارج از کشور تنها در گوشزد کردن خسارات تحریمها و ضررهای انسانی فجیع برخورد نظامی، برای افکار عمومی غربی خلاصه شدهاست. برخی حتی با وجود غیرصلحآمیز دانستن نیات حاکمان ایرانی، به گمان اینکه مطرحکردن این موضوع بهانه به دست جریانهای نومحافظهکار برای حمله با ایران خواهد داد، از ورود فعال به این موضوع میپرهیزند.
ذکر این نکته ضروری است که ناچیز بودن اثربخشی ایرانیان بر افکار عمومی غرب و کم وزنی توجه به تالمات مردم ایران در برابر منافعملی قدرتهای جهانی، منطق این پرهیز را نادرست میسازد. تعیینکننده درجه اول سیاست قدرتهای جهانی در این موضوع، گامهای حکومت ایران در راستای دستیابی به توانایی تسلیحاتی هستهای و رفتار این حکومت در منطقه است. بیشک تغییر روند افزایش فشارها بر مردم ایران با توقف گامها و رفتارهای حکومت ایران میسر خواهد شد.
چگونه ایرانیان میتوانند این بحران را پایان بخشند؟
حاکمیت ایران با تعقیب همزمان تاکید بر عواطف میهندوستانه در مورد حق استفاده صلحآمیز مردم ایران از انرژی هستهای و اعمال سانسور قوی در مورد ماهیت و گامهای برنامه هستهای فعلی، تاکنون موفق به ایجاد اتحادی هرچند شکننده در حمایت از این برنامه بودهاست. بخشهای ایدئولوژیکتر حاکمیت امیدوارند با افزایش سطح رویارویی با قدرتهای جهانی در این مساله، مشروعیت از دسترفته حکومت را در قالب تقابل با بیگانگان بازیابند. ورود فعالان مدنی و سیاسی جنبش سبز به بحران هستهای و روشنساختن تفاوتهای بنیادین برنامه هستهای حاکمیت با گامهای لازم جهت استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای ضروری است.
تنویر افکار عمومی نه تنها دروغگوییها و ندانمکاریهای حاکمیت در این زمینه را برای مردم روشن میسازد، بلکه با تبدیل فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها به فشار سیاسی، حاکمیت را وادار به توقف برنامه غنیسازی کنونی خواهد ساخت. بیشک جلوگیری از دستیابی حاکمیت ایران به توانایی تسلیحاتی هستهای توسط فعالان و مردم ایران بهترین رویکرد برای پرهیز از افزایش فشارهای اقتصادی بر مردم و برطرف ساختن خطر فزاینده درگیری نظامی خواهدبود.
پویش راه سبز دانشآموختگان ایرانی خارج از کشور، در راستای پیشنهاد مغفولمانده میرحسین موسوی مبنی بر لزوم همهپرسی در مورد برنامههستهای و لزوم اعلام نظر تمامی ایرانیان درباره این موضوع، با تشکیک شدید نسبت به صلحآمیز بودن نیات حاکمیت از تعقیب این برنامه، خواهان توقف بلادرنگ برنامه غنیسازی هستهای است. بیشک دستیابی به توانایی صلحآمیزهستهای، با تمرکز بر توسعه فنآوری ساخت نیروگاههای ایمن میسر خواهد شد و نه تعقیب توامان غنیسازی هستهای و برنامههای موشکی.
پرسا از سایر گروهها و فعالان جنبش سبز نیز دعوت میکند تا با مشارکت فعال در این مساله و اعلام نظراتشان، ابطال ادعای حکومت مبنی بر برخورداری از حمایت همهجانبه ایرانیان برای ادامه ماجراجوییهایش در بحران هستهای را ثابت کنند. بدیهیاست که جنبش سبز که اساسیترین خواستهاش تسلط مردم بر سرنوشت خویش بودهاست، نباید سرنوشت کشور در موضوع حساس هستهای را به دست حاکمان دروغگو و ندانمکار فعلی بسپارد.

0 comments:
ارسال یک نظر