انتشار ویژه نامه اختصاصی؛ به مناسبت ٣۰ شهریورماه و روز گفتگوی تمدن ها

به مناسبت ٣۰ شهریورماه و روز "گفت و گوی تمدن‌ها"، ویژه نامه ای توسط تارنمای "دیپلماسی ایرانی" تحت عنوان با گفتاری از سید صادق خرازی، هادی خانیکی، عماد افروغ، علی خوشرو و داریوش قنبری و همچنین رویکردی به نظرگاه برخی رهبران و اندیشمندان جهان پیرامون این مسئله منتشر گردید.

 همزمان با اعلام سال ٢۰۰۸ به عنوان "سال گفت و گوی تمدن‌ها" در ‌اروپا، در تهران مرکز گفت و گوی تمدن‌ها پس از نه سال فعالیت در "مرکز ملی مطالعات جهانی شدن" ادغام و در اصل منحل شد. مرکز بین المللی گفت و گوی تمدن‌ها ، پنج ماه پس از طرح آن موضوع توسط سید محمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل، در دی ماه ١٣۷۷ تاسیس و محمد جواد فرید زاده به ریاست آن منصوب شد.
پس از فرید زاده، سید عطاالله مهاجرانی وزیر مستعفی فرهنگ و ارشاد اسلامی به ریاست مرکز منصوب شد و پس از چندی، محمود بروجردی بر جای او نشست. در سال آخر دوره ریاست جمهوری خاتمی، این مرکز از ریاست جمهوری به وزارت خارجه منتقل شد؛ تا اینکه بعد از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد، شورای عالی اداری کشور طی مصوبه ای این مرکز را به زیرمجموعه ای از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تبدیل کرد و در دی ماه ۸۴، انحلال آن اعلام شد.

خرازی: عده ای این توهمات را به دلیل فقد آگاهی خود بزرگ می‌کنند
در ویژه نامه مذکور که "گفتگوی تمدن ها" نام دارد، ابتدا گفتگو با سید صادق خرازی، سفیر سابق ایران در فرانسه و دیپلمات دوران اصلاحات منتشر شده است؛ که وی با رد شایعات مطرح شده در برخی رسانه‌ها درباره دفتر گفت و گوی تمدن‌ها در ژنو و ارتباط با برخی چهره‌های خارجی از طریق این دفتر گفت: دفتر ژنو در پی انجام کار پنهان و مخفی نبوده است. بزرگان نظام از گذشته و کم و کیف این ایده مطلع بوده و هستند. اینکه عده ای این توهمات را به دلیل فقد آگاهی خود بزرگ می‌کنند کار اخلاقی و درستی نیست.وقتی فضای سیاسی آلوده به گناه و دروغ شود، معصیت و دروغ و گناه دیگر مرز نمی‌شناسد و متاسفانه در این ایام و مدت گذشته جفای زیادی نه در حق فرد بزرگواری مثل آقای خاتمی ‌انجام گرفت بلکه ظلم فاحش علیه نظام و کیان جمهوری اسلامی ‌واقع شد.

خانیکی: این طرح در ایران با بی مهری و در خارج با استقبال رووبرو شد
‌هادى خانيکى، استاد دانشگاه، مشاور رئیس دولت اصلاحات و يکى از چهره‌هاى اصلى حامى طرح گفت‌وگوى تمدن‌ها می گوید "بعد از تصويب پيشنهاد خاتمى در آخرين مجمع عمومى سازمان ملل در هزاره دوم، چند قطعنامه به عملياتى کردن اين مصوبه پرداختند.
اولين قطعنامه که قطعنامه ٢٢/۵۵ است و در آبان ماه ۷۷ در ۴ماده به تصويب رسيد و شخصا از دولت‌ها، سازمان‌هاى تابعه ملل متحد از جمله يونسکو و ديگر سازمان‌هاى بين‌المللى و غير دولتى مربوطه دعوت مى‌نمايد که به منظور ارتقاى مفهوم گفت وگوى تمدن‌ها برنامه‌هاى مناسب فرهنگى، آموزشى و اجتماعى از قبيل برگزارى کنفرانس‌ها و سمينارها و نشر اطلاعات و مواد پژوهشى در خصوص اين موضوع را تدوين و اجرا نموده و دبير کل را از فعاليت‌هاى خود مطلع نمايند.

دومين قطعنامه که ١١٣/۵۴ مجمع عمومى است و در آذر ۷۸ به تصويب رسيده، مقدمه نظرى مهمى دارد که در آن آمده است: "با عنايت به نقش ارزشمند گفت وگوى تمدن‌ها در ارتقاى آگاهى مدرک ارزش‌هاى مشترک بشرى و با اذعان به گوناگونى دستاوردهاى تمدنى نوع بشر که در کثرت گرايى فرهنگى و متنوع اخلاف انسانى تبلور يافته است و با آگاهى از اينکه عليرغم موانع ناشى از منازعات و جنگ‌ها در طول تاريخ بشر، تعامل مثبت و بهره مندى متقابل ميان تمدن‌ها تداوم داشته است، بر اينکه بردبارى و احترام به تنوع بشرى ترويج و حمايت جهانى از حقوق بشر را تسهيل کرده و بنياد سالمى براى جامعه مدنى امنيت اجتماعى و صلح ايجاد مى‌نمايد و دستاوردهاى تمدنى، ميراث مشترک نوع بشر و منبع الهام و پشيرفت براى تمامى بشريت است، تاکيد مى‌شود و از تلاش مشترک جامعه بين‌المللى براى تقويت تفاهم از طريق گفت وگوى سازنده ميان تمدن‌ها در آستانه هزاره سوم ميلادى استقبال مى‌کند و از دولت‌ها مى‌خواهند يک اعضاى جامعه را به مشارکت در ترويج گفت و گوى تمدن‌ها تشويق کنند."

قطعنامه سوم قطعنامه ٢٣/۵۵ است و در آبان ۷۹به تصويب رسيده است، که عامل‌هاى تصميم گيرى و عمل را فراتر از حد دولت‌ها مى‌کند و بر برنامه‌هاى مشخص‌ترى تاکيد دارد.

خانیکی معتقد است "هر چه جهان با مسائل نگران‌کننده‌ترى از برخورد ميان اقدام، مذاهب، اديان. زبان‌ها، نژادها، فرهنگ‌ها و حتى دولت‌ها و جوامع روبه‌رو شده است، متقابلا اهميت و اولويت گفت و گوى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و لزوم تبديل آن به برنامه‌هاى قابل اجرا و کاربرى را بيشتر حس کرده است. هر چند همانطور که گفتم پرداختن به اين مهم و پيگيرى آن در ايران متاسفانه با بى‌مهرى‌ها و بى‌توجهى‌هاى فراوان روبه‌رو بوده است، ولى در جهان و حتى در جهان اسلام با صورت‌هاى مختلف توسط نهادهاى علمى و مدنى و شخصيت‌هاى برجسته دينى و فرهنگى و سياسى و دولت‌ها دنبال شده است. يکى از مشخص‌ترين مصداق‌هاى آن طرح ائتلاف تمدن‌ها از سوى دولت‌هاى ترکيه و اسپانيا در سال‌هاى اخير و تاسيس نهادهاى غير دولتى و فراملى در سراسر جهان براى پيگيرى اين ايده انسانى و راهگشاست که طبيعتا زمينه‌هاى خشونت، زور، سوء تفاهم و برخورد را در جهان کم مى‌کند."

افروغ: امروز دیگر طرح روشنی برای گفتگو نداریم
عماد افروغ، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس، در پاسخ به سئوالی درباره وجهه‌ای که ایران به دلیل ارائه پیشنهاد گفت‌وگوی تمدن‌ها در عرصه بین‌المللی کسب کرد، اظهار داشت: نمی‌توان منکر این شد که پیشنهاد گفت‌وگو برای ایران وجهه دیپلماتیک و سیاسی آ‏فرید، اما اینکه این طرح مبتنی بر چه مبانی نظری بود و چه نسبتی با نظریه پایان تاریخ فوکویاما، نبرد تمدن‌های هانتینگتون و عقلانیت ارتباطی هابر ماس داشت، بحث دیگری است و اینکه اصولا این طرح چه تئوری داشته و آیا آن را در مقابل نظریه نبرد تمدن‌ها پیش برده اند یا در دام آن افتاده اند، مشخص نیست.

وی تاکید می کند امروز با توجه به آن بن‌بست‌ها در نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها، باید موضوع گفت‌وگو را دنبال کرد زیرا امروز هم در دنیا بحث گفت‌وگو و تعامل فرهنگی مطرح است . اما به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی در سطح بین‌المللی طرح روشنی برای گفت‌وگو ندارد و اصولا گفت‌وگو را کنار گذاشته است و قابلیت‌های گفت‌وگویی انقلاب اسلامی را هم به کار نمی‌گیرد.

خوشچهره: این طرح یک اقدام نمایشی نبود؛ بلکه باب گفتگو بین اسلام و غرب را باز می کرد
غلامعلی خوشچهره، معاون سابق وزارت امور خارجه معتقد است "اینکه هنوز از سراسر جهان از محمد خاتمی دعوت به عمل می آید تا در همایش‌ها شرکت کند، تا برای کتاب‌ها مقاله بنویسد و یا در مصاحبه‌ها شرکت کند به این دلیل است که راه گفت و گو و صلح ضرورت گریز ناپذیر زندگی امروز بشر است."

این دیپلمات دوره اصلاحات، همچنین با بیان اینکه گسترش نفرت و دشمنی و دشنام،جنگ و تجاوز را به همراه خواهد داشت، افزود: آخرین نمونه چنین نفرت انگیزی جریان جنون آمیز اهانت به کتاب مقدس مسلمانان است،جریانی که به نام دین ولی با لهیب آتش سخن می گوید. هزینه‌های یک روز جنگ بسیار بیشتر از هزینه‌های سال‌ها گفت و گو و دوستی و تعامل است. به احترام انسان و به پاسداشت ارزش‌های مشترک ادیان و برای صلح باید به منطق گفت و گو و اصل عدالت و آزادی پایبند بود.

معاون سابق وزارت امور خارجه ایران تاکید کرد: نظریه گفت و گوی تمدن‌ها صرفا یک اقدام نمایشی میان دولت‌های عضو سازمان ملل نبود، بلکه یک رویکرد جدید در برخورد با جهان و انسان نه بصورت انتزاعی که در متن تحولات سیاسی و بین المللی و به خصوص در ارتباط با اسلام و غرب بود.این رویکرد جدید راه خود را میان مردم سراسر جهان،فرهیختگان مذاهب مختلف،دانشگاه‌های جهان اسلام و غرب و نیز رسانه‌های ملی و بین المللی باز کرد.

قنبری: دوره کنونی دوره غربت گفتگوی تمدن ها در کشور است
اما داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون اصلاحات مجلس، دوره کنونی را دوره غربت بحث گفت و گوی تمدن‌ها در کشور دانست و گفت: گفت و گوی تمدن‌ها بحث مفیدی بود که از سوی کشور ما در عرصه بین المللی مطرح شد که انعکاس مطلوبی داشت و موجب ارتقای جایگاه ایران در محافل جهانی شد.
داریوش قنبری با ابراز تاسف از عدم پیگیری موضوع گفت و گوی تمدن‌ها در دولت‌های نهم و دهم اظهار داشت: متاسفانه این سیاست تداوم پیدا نکرد و حتی آثار مثبت اقدامات کشور در این عرصه نیز از بین رفت.
به گفته نماینده ایلام در مجلس شورای اسلامی،دولت‌های نهم و دهم در مجموع سیاست گفت و گوی تمدن‌ها را ادامه ندادند و رویکرد دیگری در عرصه سیاست خارجی در پیش گرفتند که با سیاست‌های دولت خاتمی متفاوت بود.

ائتلاف تمدن ها؛ تداوم گفتگوی تمدن ها
"ما می‌خواهیم منابع افراط‌گرایی را مسدود کرده و در جدال عقاید و اصول پیروز باشیم". این جمله‌ای بود که خوزه لوئیس رودریگز زاپاترو، نخست وزیر اسپانیا در توضیح دلیل خود برای ارائه طرح "ائتلاف تمدن‌ها" در پنجاه و نهمین مجمع سازمان ملل متحد در سال ٢۰۰۵ بیان کرد. طرحی که پس از استقبال از سوی اعضای سازمان ملل با همکاری‌های نزدیک همتای ترک او نخستین گام‌های خود را در راستای تحقق اهدافش برداشت. رجب طیب اردوغان، همکاری و حمایت نزدیک خود با اسپانیا را در اجرای این طرح اعلام کرد و ترکیه و اسپانیا بانیان "ائتلاف تمدن‌ها "نام گرفتند. در سال ١۹۹۸، محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران برای نقض تئوری "برخورد تمدن‌های" ساموئل‌هانتینگتون، پیشنهاد "گفت و گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها" را مطرح کرده بود و طرح تشکیل ائتلافی تحت عنوان" ائتلاف تمدن‌ها" نامرتبط با "گفت و گوی تمدن‌ها" و حمایت از طرح پیشنهادی خاتمی نبود.

در ادامه این ویژه نامه، اظهارات برخی رهبران جهان، از جمله روسای جمهور لبنان و پاکستان، در لزوم "گفتگوی تمدن ها" بعد از حادثه قرآن سوزی در آمریکا، مورد مرور و بازگویی قرار گرفته است.

همچنین تحلیلی بر چرایی و چگونگیِ پیشنهاد طرح گفتگوی تمدن ها توسط محمد خاتمی، در برابر برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون، اندیشمند لیبرال آمریکایی ، از قول مجلۀ آمریکاییِ علوم اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است.

گفتاری از سید حسین نصر، فیلسوف و اندیشمند ایرانی، که برگرفته از کتاب "پاسخ آسیا به نظریه برخورد تمدن‌ها" می باشد، پایان بخش این ویژه نامه می باشد.

لینک دسترسی به این ویژه نامه، در آدرس اینترنتیِ سایت «دیپلماسی ایرانی» موجود می باشد.

0 comments:

ارسال یک نظر