در حالیکه روز گذشته سهراب سلیمانی، رئیس سازمان زندان های استان تهران به خانواده شانزده زندانی اعتصاب کرده اوین قول داده بود تا این خانواده ها بتوانند با عزیزانشان دیدار کنند، اما مسئولان اوین اجازه این ملاقات را ندادند و گفتند دادستان دستور داده که این خانواده ها حق ملاقات ندارند.
گفتنی است، علی رغم انتشار خبر انتقال زندانیان اعتصاب کرده به بند عمومی اما تاکنون هیچیک از خانواده ها موفق به ملاقات یا یک تماس تلفنی با عزیزانشان نشده اند و این موضوع بر نگرانی خانواده ها نسبت به سلامت آنها افزوده است.
به همین مناسبت "جرس" با فاطمه سوری مادر حمیدرضا محمدی در خصوص علت لغو ملاقات با این زندانیان به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:
خانم محمدی بعد از اینکه زندانیان اعتصاب کننده به بند عمومی منتقل شدند شما خبری از فرزندتان دارید؟
هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندم ندارم نه تنها ملاقات نمی دهند بلکه تماس تلفنی هم نداریم و بشدت نگران وضعیت پسرم هستم. می گویند که ازانفرادی به بند عمومی منتقل شده اند اما ما که خبری از آنها نداریم و ما حتی مطمئن نیستیم آنها را به بند عمومی منتقل کرده اند. این وضعیت زندانیان و خانواده های آنهاست.
گویا امروز قرار بود که به شما ملاقاتی بدهند تا از وضعیت عزیزانتان با خبر شوید، می توانید در این خصوص توضیح دهید؟
ما خانواده های دوازه تن از زندانیانی که اعتصاب کرده بودند، امروز به زندان اوین رفتیم چون دیروز به ما قول داده بودند که امروز ملاقات می دهند و می توانیم عزیزانمان را ببینیم اما گفتند دادستان زنگ زده و دستور داده که این خانواده ها حق ملاقات ندارند .بروند و دوشنبه هفته آینده بیایند. بعد که خانواده ها گفتند ما بشدت نگران وضعیت عزیزانمان هستیم پس بگذارید تلفنی با آنها صحبت کنیم گفتند ما هم اطلاعی نداریم فقط دستور آمده که شما حق ندارید.
یعنی رئیس سازمان زندانها با ملاقات موافقت کردند دادستانی مخالفت کرده است؟
بله دیروز رئیس سازمان زندان های استان تهران جلوی خانواده ها زنگ زد و هماهنگی کرد و گفت فردا می توانید ملاقات داشته باشید که امروز ما دوازه خانواده برای ملاقات رفتیم اما گفتند دادستان زنگ زده و مخالفت کرده است.
آیا نگفتند که علت این محرومیت از ملاقات چیست؟
نخیر، اصلا جوابی به ما نمی دهند.همینطوری خانواده ها را در نگرانی نگه داشته اند که بخدا داریم مثل شمع ذوب می شویم اما کسی جوابمان را نمی دهد. هر جا که برای پیگیری می رویم اصلا ما را راه نمی دهند که صحبت کنیم و هیچ نهاد و مسئولی نیست که به درد دل ما خانواده ها گوش کند. بیست و چهار روز است که ما خانواده ها به غیر از آخر هفته هر روز به نهادهای مختلف مراجعه کردیم به مسئولین نامه دادیم، اما بی نتیجه بوده است. دراین مدت ما خانواده ها به قوه قضاییه، دادستانی، زندان اوین و مجلس مراجعه کردیم اما دریغ از یک پاسخ و برمی گشتیم. خود من هیجده روز است که نوبت می گیرم تا با دادستان ملاقات کنم اما حاضر به ملاقات و شنیدن درد دل یک مادر نمی شود. ازما شماره تلفن می گیرند که زنگ بزنند اما هیچ تلفنی نمی شود.حتی به خانواده ها گفته اند که شما اصلا نامه ای به قوه قضاییه ندادید و همه چیز را انکار می کنند.
نامه دادخواهی شما که علاوه بر ارسال به رئیس قوه قضاییه که همه جا منتشر شده است .چگونه اظهار بی اطلاعی می کنند؟
این را باید از مسئولین پرسید. ما که نه دستمان به جایی بند است نه کسی جوابمان را می دهد. بخدا نمی دانید از نگرانی چه حالی داریم حداقل یک تلفن، که ما بدانیم فرزندانمان حالشان خوب است. بخدا از امروز که از اوین آمده ام فقط گوشم به تلفن است که شاید صدای پسرم را بشنوم اما ناامید شده ام، هیچ تماسی، هیچ خبری...
اینها به ما معترض هستند که چرا با رسانه ها درددل می کنیم و مدام ما را تهدید می کنند که چرا با رسانه ها مصاحبه می کنید. آنها ما را به صورت جمعی و تک تک تهدید می کنند و می گویند بروید با رسانه ها صحبت کنید ،خود رسانه ها هم مشکلاتتان را حل کند. من هم گفتم ما هر جا که برای پیگیری می رویم ، شما جوابی نمی دهید ،ما هم مجبوریم مصاحبه کنیم .شما بگذارید ما فرزندانمان را ببینیم تا خیالمان راحت شود تا با جایی مصاحبه نکنیم. ما که راهی به جایی نداریم و چیزی به رسانه ها نمی گوییم. شما که مسئول هستید جوابی در خصوص وضعیت عزیزانمان نمی دهید ما هم مجبوریم این مشکلات را به گوش مردم برسانیم که چه دردی می کشیم. ما که هر چه بر سرمان می آید صدایمان در نمی آید و چیزی زیادی هم که از مسئولین نمی خواهیم فقط یک خبر، یک تماس تلفنی از بچه هایمان را می خواهیم که بدانیم اصلا حالشان خوب است یا نه؟
مدتهاست که من مادر این دردها را در دلم نگه داشته ام و با جایی مطرح نکرده ام اما دریغ از یک مرخصی. پسرم مریض بود و دوازده کیلو وزن کم کرده بود، التماس کردم یک مرخصی بدهید تا ببرمش دکتر اما مرخصی ندادند در این مدت هم که مثل شمع آب شدم و از نگرانی نمی دانم چکار کنم.
آیا تضمینی به شما دادند که دوشنبه هفته آینده این زندانیان را ملاقات کنید؟
نخیر اصلا هیچ تضمینی ندادند و ما هم خوش بین نیستیم . مثلا دیروز گفتند امروز حتما عزیزانتان را ملاقات می کنید اما امروز که رفتیم گفتند دستور داده شده است که نمی توانید ملاقات داشته باشید. خوب دیگر چه خوش بینی می توانیم به ملاقات دوشنبه هفته آینده داشته باشیم تا دوشنبه هفته آینده ما همین جوری در نگرانی بسر ببریم؟
من از مسئولین می خواهم به عنوان یک ایرانی، یک هموطن، یک مسلمان، درد من مادر را درک کنند و بگذارند که یک تماس تلفنی با پسرم داشته باشم که حداقل صدایش را بشنوم و مطمئن بشوم که بلایی سرش نیامده است این که درخواست زیادی نیست.یک مادر شصت و دوساله هستم که نگرانم اما هیچ یک از مسئولین تحویلم نمی گیرند و جوابی به من نمی دهند.
با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.
"مژگان مدرس علوم"

0 comments:
ارسال یک نظر