سخنگوی دولت قبلی احمدی نژاد، دلیل تداوم عضویتش در شورای نگهبان و خروجش از دولت را، مصوبه مجمع تشخیص مصلحت دانست و ضمن حمایت از تجمع و اهانت لباس شخصی ها به ساحت مجلس پیرامون دانشگاه آزاد گفت "آیا مجلس تصور نمیكرد كه این حد لرزه در پس خوردن خربزه وقف دانشگاه آزاد صورت خواهد گرفت؟ اما موضوع تنها این جهت نیست بلكه زمینه اعتقادی و ولایی در جامعه ما بسیار بالاست."
غلامحسین الهام در گفتگو با ایسنا پیرامون مسئله دانشگاه آزاد ادعا کرد "گروهی از نمایندگان مجلس و تشكل های دانشجویی و سایر قشرها به عینه میدیدند روالی دارد در تصویب این لایحه دنبال میشود كه بر خلاف احكام ولایی است و حتی خود رئیس مجلس هم این را میپذیرد ولی این اتفاق میافتد و معلوم است كه علت آن لابی دانشگاه آزاد است. به نظرم این واكنش صرفنظر از شعارها و حواشی آن شایسته تقدیر است. چون خاستگاه آن حساسیت تشكلهای دانشجویی در مبانی نظام و عدالت است. "
انتخابات دهم
سخنگوی دولت نهم، پیرامون نقش خود در انتخابات ریاست جمهوری دهم مدعی شد "خودم اجتناب میكردم در شوراهای نظارتی حضور داشته باشم، هم من اجتناب میكردم، هم شورای نگهبان چنین چیزی را نمیخواست و شما میدانید كه در انتخابات، شورا مستقیما چندان كاری بر عهده ندارد، شاید در نهایت بحث ابطال یا صحت انتخابات را برعهده داشته باشد و در مورد ریاستجمهوری، تایید صلاحیت كاندیداها را، ولی در مورد بررسی شكایتها و تخلفات و مسائل دیگر این امور از مجاری هیات نظارت میگذرد و فیلترهایی وجود دارد كه نهایتا به شورای نگهبان میآید. "
شورای نگهبان
این عضو شورای نگهبان، بدون اشاره به نفوذ و حاکمیت دبیر شورای نگهبان (احمد جنتی) بر آن شورا گفت " فضای شورای نگهبان اینگونه نیست كه یك نفر بتواند شورا را تحت تاثیر قرار دهد. حقوقدانان و فقها اصولا از طیفهایی هستند كه به این راحتی زیر بار هر حرفی نمیروند و هر كدام روی نظرهایشان پافشاری دارند، چون بر مبانی آنان متكی است و تغییر نظر آنها كار سختی است. "
دلیل خروج از دولت
وی درباره عضویتش در شورای نگهبان و دلیل خروجش از دولت، مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام را توجیهی برای این اقدام دانست و همچنین در واكنش به واژه "ابوالمشاغل" كه در مورد وی به كار برده میشد، اظهار كرد: حرفها و تحلیلهایی در مورد ابوالمشاغل مطرح میشد كه واقعی نبود و در واقع وقتی كه این تحلیلها از مسیر درست خارج میشد، ناراحت میشدم، ولی اثر بیشتری نداشت. مگر الان كه من از دولت رفتم مساله حل شده است؟ یا اكنون اعضای شورای نگهبان واقعا هیچ جای دیگر حضور ندارند؟
وی درباره مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اكثر افراد چنین تحلیلی Iدارند كه به خاطر شخص من این قانون تصویب شد؛ البته چند باری در طول انقلاب نیز این مساله مطرح شده بود. من قبل از همه اینها در شورای نگهبان تنها كسی بودم كه از نظر "شغل بودن عضویت در شورا" دفاع میكردم، حتی قبل از اینكه به دولت نیز بیایم این نظر را داشتم و بعد از اینكه به دولت آمدم و این مصوبه قبل از مجمع تشخیص در شورا بحث شد تنها كسی بودم كه اعتقاد داشت مغایرتی با قانون اساسی ندارد؛ در واقع میخواستم با این كار این نهاد را فعالتر كنم تا كارهایی
وی خاطرنشان كرد: در مورد مساله انتخابات نیز باید بگویم من خودم اجتناب میكردم كه در شوراهای نظارتی حضور داشته باشم، هم من اجتناب میكردم، هم شورای نگهبان چنین چیزی را نمیخواست و شما میدانید كه در انتخابات، شورا مستقیما چندان كاری بر عهده ندارد، شاید در نهایت بحث ابطال یا صحت انتخابات را برعهده داشته باشد و در مورد ریاستجمهوری، تایید صلاحیت كاندیداها را، ولی در مورد بررسی شكایتها و تخلفات و مسائل دیگر این امور از مجاری هیات نظارت میگذرد و فیلترهایی وجود دارد كه نهایتا به شورای نگهبان میآید.
سخنگویی دولت
الهام با اشاره به وضعیت پست سخنگویی دولت گفت: به نظر من مناسب است سخنگویی را سازمان دهیم و در واقع به شغل و یك پست سازمانی تبدیل كنیم و ابزار و امكانات در اختیارش بدهیم؛ گرچه اكنون اینگونه نیست و از اول تاكنون نیز اینگونه نبوده است.
وی در مورد عضویتش در ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز به نمایندگی از رییسجمهور با یادآوری اینكه "زمانی نماینده رییسجمهور فرمانده نیروی انتظامی بود و با حفظ سمت این مسوولیت را بر عهده داشت، زمانی نیز وزیر كشور این سمت را برعهده داشت" گفت: در مورد من مقداری فضاسازی شد و ذهنیتهایی در جامعه ایجاد كردند و عمده تلاش این بود كه من به عنوان عضو دولت در شورا نباشم یا ضمن عضویت در شورا در دولت نباشم.
دولت نهم و دهم
سخنگوی سابق دولت، دولت نهم را به لحاظ حجم "فشارها، انتقادها و تخریبهایی كه علیه دولت میشد" خیلی ویژه دانست و با بیان اینكه "در دولتهای قبل یك جریان رسانهای و سیاسی پشتوانه دولت بودند، ولی در دوره دولت نهم رسانههای اصولگرا هم منتقد دولت بودند و خیلی از اشخاص ذیاثر كه نقش رسانهای نیز داشتند احتیاط میكردند انگ دولتی بودن به آنها نخورد" افزود: البته این فضا در دوره دهم كمتر شده است. در این دوره فضای رسانهای دولت پررنگتر و زیادتر شده و حجم تخریبهایی كه علیه دولت میشود كمتر است؛ البته فضای یك سال اخیر بعد از انتخابات دهم تحت تاثیر حوادث پس از انتخابات و فتنههاست و یك رنگ دیگری پیدا كرده است.
وی با اشاره به اینكه "سخنگویی در شورای نگهبان در هنگام انتخابات حساس بود" از جمله این حساسیت را در قضیه دور اول انتخابات نهم ریاستجمهوری زمانی كه در مصاحبهای نتیجه اولیه انتخابات دور اول را اعلام كرد، دانست و تاكید كرد: من در آنجا جهتگیری سیاسی نداشتم بلكه از باب اطلاعرسانی وارد شده بودم. نهایتاً نیز معلوم شد كه این گزارش اولیه درست بود، و با الحاق بخشی از باقیمانده نتیجه نیز تغییر نكرد.
قدرت رئیس جمهور
وی با اشاره به اینكه "خیلی از نهادها مستقل از رییسجمهور هستند" گفت: مثلا در مورد صداوسیما یا نیروهای مسلح و نیروی انتظامی چه كاری میتواند انجام دهد؟ یك بار شورای نگهبان این اصل را تفسیر كرد ولی مشكل اجرایی آن حل نشد، از طرف دیگر ما در قانون اساسی اصل 71 را داریم كه میگوید مجلس در عموم مسائل میتواند قانونگذاری كند. عموم مسائل یعنی چی؟ مثلا یك تصمیمی دولت گرفت و مجلس هم، همعرض آن تصمیم دیگری بگیرد؛ این باعث تداخل میشود. مثلا دولت سازمان مدیریت را منحل كند، مجلس آن را ایجاد كند. مثلا دولت بگوید ساعت رسمی را تغییر نمیدهد، مجلس بیاید ساعت را تغییر دهد. ما اگر عموم مسائل رادر این حدعام بدانیم در واقع مجلس میتواند در همه امور داخل شود و تداخل ایجاد میشود و همعرضی دو قوه باعث میشود تصمیمات متعارضی گرفته و مشكلاتی ایجاد شود.
اصلاح قانون اساسی
دبیر شورای نگهبان درباره مباحثی كه پیرامون "ضرورت ایجاد اصلاحات در قانون اساسی" مطرح میشود، گفت "یك بار فرصت برای بازنگری در قانون اساسی و تغییرات ایجاد شد، ولی اكنون هزینههای تغییر قانون اساسی بسیار زیاد است و من تغییر قانون اساسی را به مصلحت نمیدانم. اكنون زمان این كار نیست، ولی اشكالاتی نیز وجود دارد كه باید از طریق تفسیرهای مناسب و همگرا با روح قانون اساسی آنها را برطرف كرد كه به كار مستمر نیاز دارد تا بتوانیم با رویههای محكم و تفسیرهای مناسب، نه تفسیرهایی كه رافع تكلیف باشد، بنشینیم و مسائل را حل كنیم، البته برخی چیزها نیز تحت تاثیر فضای سیاسی رنگ میگیرند؛ مثلا بحث لایحه بودجه كه وقتی كه دولت آن را به مجلس میدهد در آن تغییرات زیادی ایجاد میكند و این باعث میشود برای دولت مشكلاتی ایجاد شود.
دانشگاه آزاد
وی در بیان نظر خود در مورد مسائلی كه در ارتباط با دانشگاه آزاد مطرح است، به تعریف جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی در امر تصمیمگیری پرداخت و درباره ورود مجلس به این تصمیمات یادآور شد: رهبری تاكید بر این كردند كه هر چیزی كه شورا تصویب كرد مجلس در آن وارد نشود و در حقیقت رهبری ضابطهای را مشخص كردند و این مبنای كار است و آنچه كه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب میكند قابل نقض از طریق قانونگذاری توسط مجلس نیست و اگر این اتفاق بیفتد ،كه قبلا نیز چنین اتفاقی پیش آمده بود، شورای نگهبان به آن ایراد میگیرد و در واقع آن را خلاف اصل 57 قانون اساسی میداند.
لرزش های پس از خربزه
سخنگوی سابق دولت درباره تجمعی كه در اعتراض به مصوبه مجلس در برابر ساختمان این نهاد برگزار شد و برخی تحلیلها كه شعارهای مطرح شده در این تجمع را نشانه اختلاف اصولگرایان دانستهاند، و نیز با اشاره به اینكه "یكی از دغدغههای اصلی خیلی از خانوادهها بحث شهریه دانشگاه آزاد است و دولتها كمكهای بسیاری به این دانشگاه كردهاند و این یك مساله ملی است" ادامه داد: آیا مجلس تصور نمیكرد كه این حد لرزه در پس خوردن خربزه وقف دانشگاه آزاد صورت خواهد گرفت؟ اما موضوع تنها این جهت نیست بلكه زمینه اعتقادی و ولایی در جامعه ما بسیار بالاست. گروهی از نمایندگان مجلس و تشكل های دانشجویی و سایر قشرها به عینه میدیدند روالی دارد در تصویب این لایحه دنبال میشود كه بر خلاف احكام ولایی است و حتی خود رئیس مجلس هم این را میپذیرد ولی این اتفاق میافتد و معلوم است كه علت آن لابی دانشگاه آزاد است. به نظرم این واكنش صرفنظر از شعارها و حواشی آن شایسته تقدیر است. چون خاستگاه آن حساسیت تشكلهای دانشجویی در مبانی نظام و عدالت است.
نقبی بر تعاریف موجود از اصولگرایی و اصلاحطلبی
سخنگوی سابق دولت درباره تعاریف موجود از اصولگرایی و اصلاحطلبی با بیان اینكه "اصولگرایی یك حزب نیست، تفكر و گفتمان است" گفت: البته در یك موقعیت زمانی این تقسیمبندی اصلاحطلب و اصولگرا ایجاد شد؛ در زمان اصلاحات عدهای از اصلاحطلبان قصد داشتند تیشه به ریشه انقلاب بزنند و با مبانی انقلاب مشكل پیدا كرده بودند، با اصل اسلامیت نظام، ولایت فقیه، امام و رهبری و قانون اساسی و در واقع از نظر مبانی دچار مشكل بودند و آن را به صورت آشكارا مطرح میكردند و حتی به تصمیمات علنی سیاسی منجر شد، عدهای نیز كه به مبانی انقلاب حساسیت داشتند و با این رفتارها موافق نبودند با هم همگرایی پیدا كردند و دفاع از اصول انقلاب موضوعیت و ضرورت پیدا كرد. در واقع اصولگرایان در مخالفت با اصلاحطلبانی كه مبانی را قبول نداشتند به هم رسیدند. "
این افراد در مبانی میلنگند
غلامحسین الهام با حمله به اصولگرایان منتقد دولت گفت "عدهای گفتند كه ما اصولگرای اصلاحطلب هستیم یا برعكس و در واقع تلاش كردند كه نشان دهند كه هم آنطرفی هستند و هم اینطرفی و در واقع مبانی خود را شفاف نكردند البته به نظر من این افراد در مبانی میلنگند و برای این افراد تصاحب قدرت اصالت دارد و نه مكتب و اندیشه. در واقع وقتی كه موج به نفع اصولگرایی باشد میگویند اصولگرا هستیم، وقتی كه به سمت اصلاحطلبی باشد میگویند اصلاحطلب هستیم. آنها اصولگرای واقعی نیستند. "
اشاره تلویحی وی، به مواضع و سخنان امثالی چون علی مطهری، خوش چهره و برخی نمایندگان و مقامات منتقد دولت است.
موسوی
وی ادامه داد "در قضیه انتخابات دهم وضعیت بدتر شد و یك عده از آنها در حمایت از كاندیدایی برآمدند كه گزینه اصولگراها نبود، گرچه موسوی هم خود را اصولگرا معرفی میكرد و هم اصلاحطلب، در حالی كه خودش در این موضوع مانده بود. یك وقت مجبور شد روی اندیشههای امام اتكا كند و خیلی زود از آن نیز گذشت و از امام و خط امام نیز عبور كرد و در واقع در آن زمان این مبانی مقداری به هم ریخت ولی بعد از فتنه پس از انتخابات كه از سوی آنها مواضع شفافتر شد، عدهای از اصولگرایان كه به سوی این طیف رفته بودند دیگر نمیتوانستند با این طیف همراهی كنند ولی باید دید حد اصولگرایی آنها چقدر است و در واقع معیار اصولگرایی آنها باید سنجیده شود. یك عده به خاطر مخالفت با احمدینژاد به هر قیمتی به سمت جریان سبز رفتند و این اتفاق افتاد البته برخی از اصولگرایان كه با آن سمت رفته بودند برگشت پیدا كردند ولی لغزش آنها جای سوال دارد. "
اصولگرایانی كه از مردم جا ماندهاند باید خود را به مردم برسانند
الهام ادامه داد "اصولگرایی كه در بزنگاه سخت تصمیمگیری نتواند جهت خود را حفظ كند، اصولگراییاش مورد تردید است و باید قبول كند كه این لغزش در ذهن مردم میماند و سابقهای از عملكرد وی به خاطر این موضوع در اذهان ایجاد میشود ... جریان اصولگرایی در حال حاضر در حال بازیابی خود است و این اجتنابناپذیر است... شاخص اصولگرایی برای مردم رهبری هستند و مردم از احزاب اصولگرا عبور كردهاند، مردم اصولگرا هستند و از جریانهای اصولگرا عبور كردهاند. اصولگرایانی كه از مردم جا ماندهاند باید خود را به مردم برسانند تا ماندگار شوند و اگر بخواهند مردم را مدیریت كنند باید بدانند كه مردم زیر بار مدیریت اینچنینی نمیروند و شاخص مردم در اصولگرایی رهبری است.
صلح ناممکن
عضو شورای نگهبان سپس افزود "آقای هاشمی امروز حامل یك گفتمان متفاوت از احمدینژاد است و اگر شما بخواهید آنها را به زور آشتی دهید میشود صلح كل كه عیبی ندارد ولی اگر بخواهید این تلقی را داشته باشید و به خودتان بقبولانید كه اینها یك چارچوب دارند، اشتباه میكنید. ممكن است یك نفر از سر دلسوزی بخواهد بین احمدینژاد، موسوی، كروبی و هاشمی را جمع كند، این ایدهآل خوبی است، ولی شدنی نیست. البته در مقاطعی مثلاً الان، كه مرز حق و باطل باید شفاف شود، این افراد آسیب میزنند ولو نیت خیرخواهی داشته باشند. ازطرف دیگر باید دانست كه برخی از طیفها نقاب اصولگرایی دارند و ما شاهد این موضوع هستیم نمی شود پذیرفت كسی به موسوی رای بدهد اما بگوید اصولگراست! مشكل با این فرد در معیارهاست. نه مخالف یا منتقد بودن احمدی نژاد!
اختلاف جدی هاشمی و احمدی نژاد
الهام همچنین با اشاره به "اختلاف گفتمانی بین احمدینژاد و هاشمیرفسنجانی" و شركت نكردن رییس دولت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت، خاطرنشان كرد: وقتی ابزارهای حكومتی در خدمت حمایت و یا مخالفت با گفتمانی كه درست نیست صرف شود مسوول آن كسانی هستند كه این كار میكنند. آقای هاشمی مجمع را خوب اداره نكرد كه نتیجه آن نرفتن احمدینژاد به جلسات مجمع شد. اگر مجمع تشخیص در جایگاه عالی مصلحت نظام فراتر از نگرشهای جریانی و حزبی اداره میشد، این اتفاقات پیش نمیآمد كه مثلا خیلی سطحی و خیابانی مسائلی راجع به اساس فتنه و تقلب در انتخابات در جلسات مجمع مطرح شود.
وی تاكید كرد: احمدینژاد بعد از جریان فتنه به جلسات مجمع نرفته است و قبل از آن را نمیتوان گفت كه نمیرفت. آقای احمدینژاد نسبت به مسائل حاكمیتی مشكل نداشت؛ چراكه هم جلسات را میرفت، هم در جلسهای كه با پیشنهاد خبرگان در سال 86 یا 85 تشكیل شد و رئیس خبرگان و رییس مجمع در آن حضور داشت شركت كرد. ایشان بحث و باب ارتباط حكومتی و حاكمیتی را نبسته بود. در جلسات مجمع شركت میكردند و حالا اگر در برخی جلسات نبودند به دلیل حجم زیاد فعالیتهایش بود. ولی با سوءاستفاده از ظرفیت مجمع تشخیص علیه گفتمان اصولگرایی ناب كه احمدینژاد از دولت نهم عامل آن بود و به عنوان گفتمان امام نیز مطرح شد، عمل و با این گفتمان مخالفت و مشكلسازی شد. بحث آقای موسویان از دل مجمع بیرون آمد. چه بود مساله؟ این جلوهای از مشكلات بود.
هاشمی، هاشمی اوایل انقلاب نیست
سخنگوی سابق دولت گفت: در انتخابات سوالات جدی مطرح بود. مثلا در مورد عقبه حمایتی ستاد صیانت از آرا سوالاتی مطرح است، عقبه محكم حمایتی آن در كجا بود؟ مجمع در این كارها چه نقشی داشت؟ خیلی از مسائل هست. الان آقای هاشمی كجا ایستاده است؟ این ایراد به رئیس مجمع وارد است. این ظرفیتها، ظرفیت نظام و برای حل معضلات نظام است كه متاسفانه مدیریت آن معضلسازی كرد و اكنون با این تعارفات این معضل حل نمیشود. واقعیت تیز و تلخ است. باید قبول كرد. آقای هاشمی اشتباهات بزرگی كرده است كه ریشهی آنها در تغییر گفتمان، اندیشه و مسیر ایشان است. چرا رهبری گفتند كه میزان حال فعلی افراد است. هاشمی، هاشمی اوایل انقلاب نیست.
من هنوز نمیدانم در كهریزك چه اتفاقی افتاد
این عضو شورای نگهبان با ادعای اینکه "من هنوز نمیدانم در كهریزك چه اتفاقی افتاد. دادگاه غیر علنی دارد به مسائل رسیدگی میكند. چرا علنی نمیكنند تا همه بدانند چه شده است؟"، گفت "وقتی به یك طرف فحش دادی آن طرف هم عصبانی میشود و جواب میدهد؛ افراط، افراط را به همراه میآورد.
وی خاطرنشان كرد: در مورد كهریزك و كوی، نظام وارد شده و در حال رسیدگی به این موضوعات است و باید رسیدگی و اطلاعرسانی شود. من هم با این امر موافق هستم كه باید اصل قضیه را باز كنیم و در مورد مسائلی كه پیش میآید همیشه كسانی هستند كه به دنبال این هستند كه یك مساله فرعی بسازند و در جهت اهداف خود استفاده كنند و آن طیفی كه هیچ منطقی برایش نمیماند باید آثار بعدی را پایه قرار دهد و بگوید كهریزك و كوی چه شد و ریشه ای را كه مسبب اصلی است رها كند. نظام هم سختتر از اصل ماجرا با این عوارض دارد برخورد میکند.
چرا هاشمی هنوز میگوید...
سخنگوی دولت نهم سپس ادعا کرد اصلاح طلبان میتوانستند 29 خرداد قضایا را تمام كنند، چرا 30 خرداد دوباره آشوب درست كردند؟ چرا روز قدس مبانی را تخریب كردند؟ چرا هاشمی هنوز میگوید برای بیرونرفت از«بحران»؟ چرا هنوز باور نمیكنند مردم یك تصمیم گرفتهاند و این تصمیم چیز دیگری غیر از آن چه آنها میخواستند بود؟ چرا این واقعیتها را نمیخواهند بپذیرند و هنوز میخواهند خودشان و افكار خودشان را به فضای عمومی جامعه تحمیل كنند؟ اینها سوء مدیریت است و اگر آنها این كارها را نمیكردند این همه هزینه پرداخت نمیشد، اصلا هزینهای پرداخت نمیشد. مگر چه اتفاقی رخ داده است؟ اتفاق این بود كه یك انتخابات بینظیردر طول انقلاب واقع شده است و یك رقابت خیلی سخت و جدی پیش آمده و نشاط انتخاباتی نیز بود. هزینههایی هم داشت؛ جوانانی در فضای انتخابات مخالفت و موافقت میكردند و شعار میدادند. البته اینها را نیز میشد بهتر مدیریت كرد و بالاخره نشاطی بود كه آنها نیز دنبالش بودند. در فضای بینالمللی نیز در جایگاه خوبی بودیم. بعد از انتخابات همه این فضا را آنها شكستند. در حالی كه میشد خیلی خوب مدیریت شود. به نظر من اینها سناریوی تعریفشدهای بود.
بی تردید براندازی نرم بود
این فعال اصولگرا تاکید کرد "تردید ندارم كه براندازی نرم بود. مخملی نبود، سبز بود. بازیگران اصلی در این قضیه آگاه بودند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. من مردم را متهم نمیكنم ولی نمیتوانم بگویم این آقایان و بقیه كسانی كه آتش را شعلهورتر كردند، ناآگاه بودند. حداكثر آن این است كه آنها فكر میكردند این قضایا به سمتی میرود كه دوباره به سمت آنها برمیگردد و آنقدر زرنگ هستند كه با دشمن میآیند و از دشمن میگیرند. اتكا به دشمن با هر توجیهی غیرقابل دفاع است و این یكی از اركان اصلی اصولگرایی است. "
احمدی نژاد در مناظره ها غالب بود
الهام درباره موضع تحلیلگرانی كه منشاء حوادث پس از انتخابات را مناظرهها به خصوص مناظره موسوی و احمدینژاد میدانند، با بیان اینكه "احمدینژاد در این مناظرات غالب بود و طرفش در مناظره اول كم آورد" درپاسخ به منتقدانی كه میگویند چرا احمدینژاد در مناظرات از هاشمی و ناطق نوری نام برد؟ گفت: به نظر من این اشكال مناظره نبود، بلكه نقطه كلیدی مناظره بود. ببینید! یك جریان پشت پرده و یك جریان روی پرده است و احمدینژاد با شفافكردن پشت پرده، رای مردم را جلب كرد و این یك واقعیت مربوط به جامعه است. میگویند چرا احمدینژاد این حرف را زد؟ این حرف در جامعه زمینه داشت. اگر مردم ببینند آقای هاشمی پشت یك جریان است، به آن جریان رویكرد مثبت نخواهند داشت. آقای احمدینژاد این باور را داشت. ممكن است هنوز برخی این باور را نداشته باشند، ولی در انتخابات این موضوع اثبات شد. احمدینژاد وقتی مرزبندی را با هاشمی شفاف كرد، برخی افراد كه پشت هاشمی بودند به سمت او آمدند، ولی موسوی حاضر نشد این مرزبندی را شفاف كند، بلكه حمایت كرد. شما وقتی میخواهید از تاكتیكی استفاده كنید، باید هزینه آن را پرداخت كنید. اگر با هاشمی هستید، نتایج آن را نیز باید بپذیرید. احمدینژاد حرفش درست بود و واقعیت نیز آن را نشان داد.
همه آمدند تا احمدی نژاد نباشد
عضو شورای نگهبان اظهار عقیده کرد "همه آمده بودند تا احمدینژاد نباشد؛ خاتمی، كروبی، موسوی، هاشمی و حتی با فاصله، رضایی. اینها به خصوص طیفی كه مطرح بودند، یعنی هاشمی، موسوی، خاتمی و كروبی همه یك حرف و حركت را داشتند و همهشان آمده بودند علیه احمدینژاد. احمدینژاد این را در مناظره كالبدشكافی كرد آنچه احمدینژاد راجع به برخی اشخاص گفت حرف نهفته عموم جامعه بود.
الهام همچنین اظهار کرد "اكنون تفاوت نظر در بین اصولگرایان وجود دارد و این مبدانی است كه از دل آن تقسیمات جدیدی صورت میگیرد. اگر در یك سال آینده فضای سیاسی كشور را تحلیل كنیم، حتما یك نگرش جدید و جریان جدیدی در آن میبینیم. سیاست در جامعه ما در متن مردم رفته و فراگیر و تودهای شده است. اصلاحطلبان میخواستند آن را به احزاب محدود كنند و میگفتند باید جامعه تودهای را به جامعه مدنی تبدیل كنیم، ولی این جامعه تودهای در انتخابات دهم و نهم بر خیلی از این جریانها غلبه كرد. مردم ما دارای هوش سیاسی بالایی هستند و با این نظام یكگونه ارتباط ولایی دارند كه باید روی این عامل تعمق كرد و آن را شناخت. احزاب نمیتوانند بر مردم قیمومیت كنند؛ البته باید توجه داشت كه احزاب میآیند و مردم نیز آن را میپذیرند."
غلامحسین الهام در پایان پیرامون مطالب تند و افراطی همسر خود (فاطمه رجبی) گفت "شجاعت ایشان در گفتن و بینششان در فهمیدن هر دو قابل تحسین است. من هر دو را قبول دارم. ایشان خوب میفهمد، زود میفهمد و صادق هم هستند. "
غلامحسین الهام در گفتگو با ایسنا پیرامون مسئله دانشگاه آزاد ادعا کرد "گروهی از نمایندگان مجلس و تشكل های دانشجویی و سایر قشرها به عینه میدیدند روالی دارد در تصویب این لایحه دنبال میشود كه بر خلاف احكام ولایی است و حتی خود رئیس مجلس هم این را میپذیرد ولی این اتفاق میافتد و معلوم است كه علت آن لابی دانشگاه آزاد است. به نظرم این واكنش صرفنظر از شعارها و حواشی آن شایسته تقدیر است. چون خاستگاه آن حساسیت تشكلهای دانشجویی در مبانی نظام و عدالت است. "
انتخابات دهم
سخنگوی دولت نهم، پیرامون نقش خود در انتخابات ریاست جمهوری دهم مدعی شد "خودم اجتناب میكردم در شوراهای نظارتی حضور داشته باشم، هم من اجتناب میكردم، هم شورای نگهبان چنین چیزی را نمیخواست و شما میدانید كه در انتخابات، شورا مستقیما چندان كاری بر عهده ندارد، شاید در نهایت بحث ابطال یا صحت انتخابات را برعهده داشته باشد و در مورد ریاستجمهوری، تایید صلاحیت كاندیداها را، ولی در مورد بررسی شكایتها و تخلفات و مسائل دیگر این امور از مجاری هیات نظارت میگذرد و فیلترهایی وجود دارد كه نهایتا به شورای نگهبان میآید. "
شورای نگهبان
این عضو شورای نگهبان، بدون اشاره به نفوذ و حاکمیت دبیر شورای نگهبان (احمد جنتی) بر آن شورا گفت " فضای شورای نگهبان اینگونه نیست كه یك نفر بتواند شورا را تحت تاثیر قرار دهد. حقوقدانان و فقها اصولا از طیفهایی هستند كه به این راحتی زیر بار هر حرفی نمیروند و هر كدام روی نظرهایشان پافشاری دارند، چون بر مبانی آنان متكی است و تغییر نظر آنها كار سختی است. "
دلیل خروج از دولت
وی درباره عضویتش در شورای نگهبان و دلیل خروجش از دولت، مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام را توجیهی برای این اقدام دانست و همچنین در واكنش به واژه "ابوالمشاغل" كه در مورد وی به كار برده میشد، اظهار كرد: حرفها و تحلیلهایی در مورد ابوالمشاغل مطرح میشد كه واقعی نبود و در واقع وقتی كه این تحلیلها از مسیر درست خارج میشد، ناراحت میشدم، ولی اثر بیشتری نداشت. مگر الان كه من از دولت رفتم مساله حل شده است؟ یا اكنون اعضای شورای نگهبان واقعا هیچ جای دیگر حضور ندارند؟
وی درباره مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اكثر افراد چنین تحلیلی Iدارند كه به خاطر شخص من این قانون تصویب شد؛ البته چند باری در طول انقلاب نیز این مساله مطرح شده بود. من قبل از همه اینها در شورای نگهبان تنها كسی بودم كه از نظر "شغل بودن عضویت در شورا" دفاع میكردم، حتی قبل از اینكه به دولت نیز بیایم این نظر را داشتم و بعد از اینكه به دولت آمدم و این مصوبه قبل از مجمع تشخیص در شورا بحث شد تنها كسی بودم كه اعتقاد داشت مغایرتی با قانون اساسی ندارد؛ در واقع میخواستم با این كار این نهاد را فعالتر كنم تا كارهایی
وی خاطرنشان كرد: در مورد مساله انتخابات نیز باید بگویم من خودم اجتناب میكردم كه در شوراهای نظارتی حضور داشته باشم، هم من اجتناب میكردم، هم شورای نگهبان چنین چیزی را نمیخواست و شما میدانید كه در انتخابات، شورا مستقیما چندان كاری بر عهده ندارد، شاید در نهایت بحث ابطال یا صحت انتخابات را برعهده داشته باشد و در مورد ریاستجمهوری، تایید صلاحیت كاندیداها را، ولی در مورد بررسی شكایتها و تخلفات و مسائل دیگر این امور از مجاری هیات نظارت میگذرد و فیلترهایی وجود دارد كه نهایتا به شورای نگهبان میآید.
سخنگویی دولت
الهام با اشاره به وضعیت پست سخنگویی دولت گفت: به نظر من مناسب است سخنگویی را سازمان دهیم و در واقع به شغل و یك پست سازمانی تبدیل كنیم و ابزار و امكانات در اختیارش بدهیم؛ گرچه اكنون اینگونه نیست و از اول تاكنون نیز اینگونه نبوده است.
وی در مورد عضویتش در ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز به نمایندگی از رییسجمهور با یادآوری اینكه "زمانی نماینده رییسجمهور فرمانده نیروی انتظامی بود و با حفظ سمت این مسوولیت را بر عهده داشت، زمانی نیز وزیر كشور این سمت را برعهده داشت" گفت: در مورد من مقداری فضاسازی شد و ذهنیتهایی در جامعه ایجاد كردند و عمده تلاش این بود كه من به عنوان عضو دولت در شورا نباشم یا ضمن عضویت در شورا در دولت نباشم.
دولت نهم و دهم
سخنگوی سابق دولت، دولت نهم را به لحاظ حجم "فشارها، انتقادها و تخریبهایی كه علیه دولت میشد" خیلی ویژه دانست و با بیان اینكه "در دولتهای قبل یك جریان رسانهای و سیاسی پشتوانه دولت بودند، ولی در دوره دولت نهم رسانههای اصولگرا هم منتقد دولت بودند و خیلی از اشخاص ذیاثر كه نقش رسانهای نیز داشتند احتیاط میكردند انگ دولتی بودن به آنها نخورد" افزود: البته این فضا در دوره دهم كمتر شده است. در این دوره فضای رسانهای دولت پررنگتر و زیادتر شده و حجم تخریبهایی كه علیه دولت میشود كمتر است؛ البته فضای یك سال اخیر بعد از انتخابات دهم تحت تاثیر حوادث پس از انتخابات و فتنههاست و یك رنگ دیگری پیدا كرده است.
وی با اشاره به اینكه "سخنگویی در شورای نگهبان در هنگام انتخابات حساس بود" از جمله این حساسیت را در قضیه دور اول انتخابات نهم ریاستجمهوری زمانی كه در مصاحبهای نتیجه اولیه انتخابات دور اول را اعلام كرد، دانست و تاكید كرد: من در آنجا جهتگیری سیاسی نداشتم بلكه از باب اطلاعرسانی وارد شده بودم. نهایتاً نیز معلوم شد كه این گزارش اولیه درست بود، و با الحاق بخشی از باقیمانده نتیجه نیز تغییر نكرد.
قدرت رئیس جمهور
وی با اشاره به اینكه "خیلی از نهادها مستقل از رییسجمهور هستند" گفت: مثلا در مورد صداوسیما یا نیروهای مسلح و نیروی انتظامی چه كاری میتواند انجام دهد؟ یك بار شورای نگهبان این اصل را تفسیر كرد ولی مشكل اجرایی آن حل نشد، از طرف دیگر ما در قانون اساسی اصل 71 را داریم كه میگوید مجلس در عموم مسائل میتواند قانونگذاری كند. عموم مسائل یعنی چی؟ مثلا یك تصمیمی دولت گرفت و مجلس هم، همعرض آن تصمیم دیگری بگیرد؛ این باعث تداخل میشود. مثلا دولت سازمان مدیریت را منحل كند، مجلس آن را ایجاد كند. مثلا دولت بگوید ساعت رسمی را تغییر نمیدهد، مجلس بیاید ساعت را تغییر دهد. ما اگر عموم مسائل رادر این حدعام بدانیم در واقع مجلس میتواند در همه امور داخل شود و تداخل ایجاد میشود و همعرضی دو قوه باعث میشود تصمیمات متعارضی گرفته و مشكلاتی ایجاد شود.
اصلاح قانون اساسی
دبیر شورای نگهبان درباره مباحثی كه پیرامون "ضرورت ایجاد اصلاحات در قانون اساسی" مطرح میشود، گفت "یك بار فرصت برای بازنگری در قانون اساسی و تغییرات ایجاد شد، ولی اكنون هزینههای تغییر قانون اساسی بسیار زیاد است و من تغییر قانون اساسی را به مصلحت نمیدانم. اكنون زمان این كار نیست، ولی اشكالاتی نیز وجود دارد كه باید از طریق تفسیرهای مناسب و همگرا با روح قانون اساسی آنها را برطرف كرد كه به كار مستمر نیاز دارد تا بتوانیم با رویههای محكم و تفسیرهای مناسب، نه تفسیرهایی كه رافع تكلیف باشد، بنشینیم و مسائل را حل كنیم، البته برخی چیزها نیز تحت تاثیر فضای سیاسی رنگ میگیرند؛ مثلا بحث لایحه بودجه كه وقتی كه دولت آن را به مجلس میدهد در آن تغییرات زیادی ایجاد میكند و این باعث میشود برای دولت مشكلاتی ایجاد شود.
دانشگاه آزاد
وی در بیان نظر خود در مورد مسائلی كه در ارتباط با دانشگاه آزاد مطرح است، به تعریف جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی در امر تصمیمگیری پرداخت و درباره ورود مجلس به این تصمیمات یادآور شد: رهبری تاكید بر این كردند كه هر چیزی كه شورا تصویب كرد مجلس در آن وارد نشود و در حقیقت رهبری ضابطهای را مشخص كردند و این مبنای كار است و آنچه كه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب میكند قابل نقض از طریق قانونگذاری توسط مجلس نیست و اگر این اتفاق بیفتد ،كه قبلا نیز چنین اتفاقی پیش آمده بود، شورای نگهبان به آن ایراد میگیرد و در واقع آن را خلاف اصل 57 قانون اساسی میداند.
لرزش های پس از خربزه
سخنگوی سابق دولت درباره تجمعی كه در اعتراض به مصوبه مجلس در برابر ساختمان این نهاد برگزار شد و برخی تحلیلها كه شعارهای مطرح شده در این تجمع را نشانه اختلاف اصولگرایان دانستهاند، و نیز با اشاره به اینكه "یكی از دغدغههای اصلی خیلی از خانوادهها بحث شهریه دانشگاه آزاد است و دولتها كمكهای بسیاری به این دانشگاه كردهاند و این یك مساله ملی است" ادامه داد: آیا مجلس تصور نمیكرد كه این حد لرزه در پس خوردن خربزه وقف دانشگاه آزاد صورت خواهد گرفت؟ اما موضوع تنها این جهت نیست بلكه زمینه اعتقادی و ولایی در جامعه ما بسیار بالاست. گروهی از نمایندگان مجلس و تشكل های دانشجویی و سایر قشرها به عینه میدیدند روالی دارد در تصویب این لایحه دنبال میشود كه بر خلاف احكام ولایی است و حتی خود رئیس مجلس هم این را میپذیرد ولی این اتفاق میافتد و معلوم است كه علت آن لابی دانشگاه آزاد است. به نظرم این واكنش صرفنظر از شعارها و حواشی آن شایسته تقدیر است. چون خاستگاه آن حساسیت تشكلهای دانشجویی در مبانی نظام و عدالت است.
نقبی بر تعاریف موجود از اصولگرایی و اصلاحطلبی
سخنگوی سابق دولت درباره تعاریف موجود از اصولگرایی و اصلاحطلبی با بیان اینكه "اصولگرایی یك حزب نیست، تفكر و گفتمان است" گفت: البته در یك موقعیت زمانی این تقسیمبندی اصلاحطلب و اصولگرا ایجاد شد؛ در زمان اصلاحات عدهای از اصلاحطلبان قصد داشتند تیشه به ریشه انقلاب بزنند و با مبانی انقلاب مشكل پیدا كرده بودند، با اصل اسلامیت نظام، ولایت فقیه، امام و رهبری و قانون اساسی و در واقع از نظر مبانی دچار مشكل بودند و آن را به صورت آشكارا مطرح میكردند و حتی به تصمیمات علنی سیاسی منجر شد، عدهای نیز كه به مبانی انقلاب حساسیت داشتند و با این رفتارها موافق نبودند با هم همگرایی پیدا كردند و دفاع از اصول انقلاب موضوعیت و ضرورت پیدا كرد. در واقع اصولگرایان در مخالفت با اصلاحطلبانی كه مبانی را قبول نداشتند به هم رسیدند. "
این افراد در مبانی میلنگند
غلامحسین الهام با حمله به اصولگرایان منتقد دولت گفت "عدهای گفتند كه ما اصولگرای اصلاحطلب هستیم یا برعكس و در واقع تلاش كردند كه نشان دهند كه هم آنطرفی هستند و هم اینطرفی و در واقع مبانی خود را شفاف نكردند البته به نظر من این افراد در مبانی میلنگند و برای این افراد تصاحب قدرت اصالت دارد و نه مكتب و اندیشه. در واقع وقتی كه موج به نفع اصولگرایی باشد میگویند اصولگرا هستیم، وقتی كه به سمت اصلاحطلبی باشد میگویند اصلاحطلب هستیم. آنها اصولگرای واقعی نیستند. "
اشاره تلویحی وی، به مواضع و سخنان امثالی چون علی مطهری، خوش چهره و برخی نمایندگان و مقامات منتقد دولت است.
موسوی
وی ادامه داد "در قضیه انتخابات دهم وضعیت بدتر شد و یك عده از آنها در حمایت از كاندیدایی برآمدند كه گزینه اصولگراها نبود، گرچه موسوی هم خود را اصولگرا معرفی میكرد و هم اصلاحطلب، در حالی كه خودش در این موضوع مانده بود. یك وقت مجبور شد روی اندیشههای امام اتكا كند و خیلی زود از آن نیز گذشت و از امام و خط امام نیز عبور كرد و در واقع در آن زمان این مبانی مقداری به هم ریخت ولی بعد از فتنه پس از انتخابات كه از سوی آنها مواضع شفافتر شد، عدهای از اصولگرایان كه به سوی این طیف رفته بودند دیگر نمیتوانستند با این طیف همراهی كنند ولی باید دید حد اصولگرایی آنها چقدر است و در واقع معیار اصولگرایی آنها باید سنجیده شود. یك عده به خاطر مخالفت با احمدینژاد به هر قیمتی به سمت جریان سبز رفتند و این اتفاق افتاد البته برخی از اصولگرایان كه با آن سمت رفته بودند برگشت پیدا كردند ولی لغزش آنها جای سوال دارد. "
اصولگرایانی كه از مردم جا ماندهاند باید خود را به مردم برسانند
الهام ادامه داد "اصولگرایی كه در بزنگاه سخت تصمیمگیری نتواند جهت خود را حفظ كند، اصولگراییاش مورد تردید است و باید قبول كند كه این لغزش در ذهن مردم میماند و سابقهای از عملكرد وی به خاطر این موضوع در اذهان ایجاد میشود ... جریان اصولگرایی در حال حاضر در حال بازیابی خود است و این اجتنابناپذیر است... شاخص اصولگرایی برای مردم رهبری هستند و مردم از احزاب اصولگرا عبور كردهاند، مردم اصولگرا هستند و از جریانهای اصولگرا عبور كردهاند. اصولگرایانی كه از مردم جا ماندهاند باید خود را به مردم برسانند تا ماندگار شوند و اگر بخواهند مردم را مدیریت كنند باید بدانند كه مردم زیر بار مدیریت اینچنینی نمیروند و شاخص مردم در اصولگرایی رهبری است.
صلح ناممکن
عضو شورای نگهبان سپس افزود "آقای هاشمی امروز حامل یك گفتمان متفاوت از احمدینژاد است و اگر شما بخواهید آنها را به زور آشتی دهید میشود صلح كل كه عیبی ندارد ولی اگر بخواهید این تلقی را داشته باشید و به خودتان بقبولانید كه اینها یك چارچوب دارند، اشتباه میكنید. ممكن است یك نفر از سر دلسوزی بخواهد بین احمدینژاد، موسوی، كروبی و هاشمی را جمع كند، این ایدهآل خوبی است، ولی شدنی نیست. البته در مقاطعی مثلاً الان، كه مرز حق و باطل باید شفاف شود، این افراد آسیب میزنند ولو نیت خیرخواهی داشته باشند. ازطرف دیگر باید دانست كه برخی از طیفها نقاب اصولگرایی دارند و ما شاهد این موضوع هستیم نمی شود پذیرفت كسی به موسوی رای بدهد اما بگوید اصولگراست! مشكل با این فرد در معیارهاست. نه مخالف یا منتقد بودن احمدی نژاد!
اختلاف جدی هاشمی و احمدی نژاد
الهام همچنین با اشاره به "اختلاف گفتمانی بین احمدینژاد و هاشمیرفسنجانی" و شركت نكردن رییس دولت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت، خاطرنشان كرد: وقتی ابزارهای حكومتی در خدمت حمایت و یا مخالفت با گفتمانی كه درست نیست صرف شود مسوول آن كسانی هستند كه این كار میكنند. آقای هاشمی مجمع را خوب اداره نكرد كه نتیجه آن نرفتن احمدینژاد به جلسات مجمع شد. اگر مجمع تشخیص در جایگاه عالی مصلحت نظام فراتر از نگرشهای جریانی و حزبی اداره میشد، این اتفاقات پیش نمیآمد كه مثلا خیلی سطحی و خیابانی مسائلی راجع به اساس فتنه و تقلب در انتخابات در جلسات مجمع مطرح شود.
وی تاكید كرد: احمدینژاد بعد از جریان فتنه به جلسات مجمع نرفته است و قبل از آن را نمیتوان گفت كه نمیرفت. آقای احمدینژاد نسبت به مسائل حاكمیتی مشكل نداشت؛ چراكه هم جلسات را میرفت، هم در جلسهای كه با پیشنهاد خبرگان در سال 86 یا 85 تشكیل شد و رئیس خبرگان و رییس مجمع در آن حضور داشت شركت كرد. ایشان بحث و باب ارتباط حكومتی و حاكمیتی را نبسته بود. در جلسات مجمع شركت میكردند و حالا اگر در برخی جلسات نبودند به دلیل حجم زیاد فعالیتهایش بود. ولی با سوءاستفاده از ظرفیت مجمع تشخیص علیه گفتمان اصولگرایی ناب كه احمدینژاد از دولت نهم عامل آن بود و به عنوان گفتمان امام نیز مطرح شد، عمل و با این گفتمان مخالفت و مشكلسازی شد. بحث آقای موسویان از دل مجمع بیرون آمد. چه بود مساله؟ این جلوهای از مشكلات بود.
هاشمی، هاشمی اوایل انقلاب نیست
سخنگوی سابق دولت گفت: در انتخابات سوالات جدی مطرح بود. مثلا در مورد عقبه حمایتی ستاد صیانت از آرا سوالاتی مطرح است، عقبه محكم حمایتی آن در كجا بود؟ مجمع در این كارها چه نقشی داشت؟ خیلی از مسائل هست. الان آقای هاشمی كجا ایستاده است؟ این ایراد به رئیس مجمع وارد است. این ظرفیتها، ظرفیت نظام و برای حل معضلات نظام است كه متاسفانه مدیریت آن معضلسازی كرد و اكنون با این تعارفات این معضل حل نمیشود. واقعیت تیز و تلخ است. باید قبول كرد. آقای هاشمی اشتباهات بزرگی كرده است كه ریشهی آنها در تغییر گفتمان، اندیشه و مسیر ایشان است. چرا رهبری گفتند كه میزان حال فعلی افراد است. هاشمی، هاشمی اوایل انقلاب نیست.
من هنوز نمیدانم در كهریزك چه اتفاقی افتاد
این عضو شورای نگهبان با ادعای اینکه "من هنوز نمیدانم در كهریزك چه اتفاقی افتاد. دادگاه غیر علنی دارد به مسائل رسیدگی میكند. چرا علنی نمیكنند تا همه بدانند چه شده است؟"، گفت "وقتی به یك طرف فحش دادی آن طرف هم عصبانی میشود و جواب میدهد؛ افراط، افراط را به همراه میآورد.
وی خاطرنشان كرد: در مورد كهریزك و كوی، نظام وارد شده و در حال رسیدگی به این موضوعات است و باید رسیدگی و اطلاعرسانی شود. من هم با این امر موافق هستم كه باید اصل قضیه را باز كنیم و در مورد مسائلی كه پیش میآید همیشه كسانی هستند كه به دنبال این هستند كه یك مساله فرعی بسازند و در جهت اهداف خود استفاده كنند و آن طیفی كه هیچ منطقی برایش نمیماند باید آثار بعدی را پایه قرار دهد و بگوید كهریزك و كوی چه شد و ریشه ای را كه مسبب اصلی است رها كند. نظام هم سختتر از اصل ماجرا با این عوارض دارد برخورد میکند.
چرا هاشمی هنوز میگوید...
سخنگوی دولت نهم سپس ادعا کرد اصلاح طلبان میتوانستند 29 خرداد قضایا را تمام كنند، چرا 30 خرداد دوباره آشوب درست كردند؟ چرا روز قدس مبانی را تخریب كردند؟ چرا هاشمی هنوز میگوید برای بیرونرفت از«بحران»؟ چرا هنوز باور نمیكنند مردم یك تصمیم گرفتهاند و این تصمیم چیز دیگری غیر از آن چه آنها میخواستند بود؟ چرا این واقعیتها را نمیخواهند بپذیرند و هنوز میخواهند خودشان و افكار خودشان را به فضای عمومی جامعه تحمیل كنند؟ اینها سوء مدیریت است و اگر آنها این كارها را نمیكردند این همه هزینه پرداخت نمیشد، اصلا هزینهای پرداخت نمیشد. مگر چه اتفاقی رخ داده است؟ اتفاق این بود كه یك انتخابات بینظیردر طول انقلاب واقع شده است و یك رقابت خیلی سخت و جدی پیش آمده و نشاط انتخاباتی نیز بود. هزینههایی هم داشت؛ جوانانی در فضای انتخابات مخالفت و موافقت میكردند و شعار میدادند. البته اینها را نیز میشد بهتر مدیریت كرد و بالاخره نشاطی بود كه آنها نیز دنبالش بودند. در فضای بینالمللی نیز در جایگاه خوبی بودیم. بعد از انتخابات همه این فضا را آنها شكستند. در حالی كه میشد خیلی خوب مدیریت شود. به نظر من اینها سناریوی تعریفشدهای بود.
بی تردید براندازی نرم بود
این فعال اصولگرا تاکید کرد "تردید ندارم كه براندازی نرم بود. مخملی نبود، سبز بود. بازیگران اصلی در این قضیه آگاه بودند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. من مردم را متهم نمیكنم ولی نمیتوانم بگویم این آقایان و بقیه كسانی كه آتش را شعلهورتر كردند، ناآگاه بودند. حداكثر آن این است كه آنها فكر میكردند این قضایا به سمتی میرود كه دوباره به سمت آنها برمیگردد و آنقدر زرنگ هستند كه با دشمن میآیند و از دشمن میگیرند. اتكا به دشمن با هر توجیهی غیرقابل دفاع است و این یكی از اركان اصلی اصولگرایی است. "
احمدی نژاد در مناظره ها غالب بود
الهام درباره موضع تحلیلگرانی كه منشاء حوادث پس از انتخابات را مناظرهها به خصوص مناظره موسوی و احمدینژاد میدانند، با بیان اینكه "احمدینژاد در این مناظرات غالب بود و طرفش در مناظره اول كم آورد" درپاسخ به منتقدانی كه میگویند چرا احمدینژاد در مناظرات از هاشمی و ناطق نوری نام برد؟ گفت: به نظر من این اشكال مناظره نبود، بلكه نقطه كلیدی مناظره بود. ببینید! یك جریان پشت پرده و یك جریان روی پرده است و احمدینژاد با شفافكردن پشت پرده، رای مردم را جلب كرد و این یك واقعیت مربوط به جامعه است. میگویند چرا احمدینژاد این حرف را زد؟ این حرف در جامعه زمینه داشت. اگر مردم ببینند آقای هاشمی پشت یك جریان است، به آن جریان رویكرد مثبت نخواهند داشت. آقای احمدینژاد این باور را داشت. ممكن است هنوز برخی این باور را نداشته باشند، ولی در انتخابات این موضوع اثبات شد. احمدینژاد وقتی مرزبندی را با هاشمی شفاف كرد، برخی افراد كه پشت هاشمی بودند به سمت او آمدند، ولی موسوی حاضر نشد این مرزبندی را شفاف كند، بلكه حمایت كرد. شما وقتی میخواهید از تاكتیكی استفاده كنید، باید هزینه آن را پرداخت كنید. اگر با هاشمی هستید، نتایج آن را نیز باید بپذیرید. احمدینژاد حرفش درست بود و واقعیت نیز آن را نشان داد.
همه آمدند تا احمدی نژاد نباشد
عضو شورای نگهبان اظهار عقیده کرد "همه آمده بودند تا احمدینژاد نباشد؛ خاتمی، كروبی، موسوی، هاشمی و حتی با فاصله، رضایی. اینها به خصوص طیفی كه مطرح بودند، یعنی هاشمی، موسوی، خاتمی و كروبی همه یك حرف و حركت را داشتند و همهشان آمده بودند علیه احمدینژاد. احمدینژاد این را در مناظره كالبدشكافی كرد آنچه احمدینژاد راجع به برخی اشخاص گفت حرف نهفته عموم جامعه بود.
الهام همچنین اظهار کرد "اكنون تفاوت نظر در بین اصولگرایان وجود دارد و این مبدانی است كه از دل آن تقسیمات جدیدی صورت میگیرد. اگر در یك سال آینده فضای سیاسی كشور را تحلیل كنیم، حتما یك نگرش جدید و جریان جدیدی در آن میبینیم. سیاست در جامعه ما در متن مردم رفته و فراگیر و تودهای شده است. اصلاحطلبان میخواستند آن را به احزاب محدود كنند و میگفتند باید جامعه تودهای را به جامعه مدنی تبدیل كنیم، ولی این جامعه تودهای در انتخابات دهم و نهم بر خیلی از این جریانها غلبه كرد. مردم ما دارای هوش سیاسی بالایی هستند و با این نظام یكگونه ارتباط ولایی دارند كه باید روی این عامل تعمق كرد و آن را شناخت. احزاب نمیتوانند بر مردم قیمومیت كنند؛ البته باید توجه داشت كه احزاب میآیند و مردم نیز آن را میپذیرند."
غلامحسین الهام در پایان پیرامون مطالب تند و افراطی همسر خود (فاطمه رجبی) گفت "شجاعت ایشان در گفتن و بینششان در فهمیدن هر دو قابل تحسین است. من هر دو را قبول دارم. ایشان خوب میفهمد، زود میفهمد و صادق هم هستند. "


0 comments:
ارسال یک نظر