سیدمحمد خاتمی با تاکید بر نقش دانشجویان در تحولات اجتماعی، گفت: «روشنگری در باره اهمیت انتخابات در جمهوریت و پافشاری بر انتخابات آزاد و سالم و مطلوب کاری است که جنبش دانشجویی می تواند و باید انجام دهد.»
سید محمد خاتمی در دیدار اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ابراز امیدواری کرد که «در آینده شاهد گرد هم آئی های گسترده تر با حضور گرایش های مختلفی که به طور طبیعی در دانشگاه و جامعه هست باشیم و با امنیت بیشتر و هزینه کمتر بتوان صحبت و درد دل کرد تا فضا و روحیه ای که به طور طبیعی در دانشگاه هست و باید باشد یعنی روحیه امید، آفرینندگی و نقد و اندیشه و خیرخواهی برای جامعه تقویت شود و به کل جامعه نیز سرایت کند.»
خاتمی تصریح کرد: «ما که به امنیت جامعه می اندیشیم در درجه اول باید به باز بودن فضای نظر و اندیشه ،که عامل مهم امنیت پایدار است، توجه داشته باشیم.»
وی با طرح این پرسش که «ما در کدام جهان به سرمی بریم؟» توضیح داد: «جهان ما فقط زمان و مکانی نیست که در آن پدید آمده ایم و زندگی روزمره مان رادر آن می گذرانیم. درست است در زمان و مکانی خاص از پدر ومادری که منحصر بفردند پابه عرصه گذاشته ایم ولی این امر به اختیار و با آگاهی ما نبوده است.
ما موجودات طبیعی هستیم و عوامل طبیعی که در پدید آمدن ما موثر بوده اند نیزدر اختیار ما نبوده اند. ما وجود تاریخی داریم و زمان پیدایش خود را تعیین نکرده ایم؛ زمان حضور ما در ادامه زمانی ست که حوادث و وقایع گوناگون تعیین کننده هویت آن هستند و نیز همه ما در خانواده و جامعه خاص خود پدید می آئیم با خصوصیاتی که دارد و هیچکدام از اینها در اختیار ما و با انتخاب ما نیست.»
رییس جمهور سابق ایران با اشاره غیرمستقیم به آراء هایدگر گفت: شاید معنی «پرتاب شدگی» که در پاره ای از فلسفه های جدید مطرح می شود همین باشد؛ گرچه نتیجه ای که از آن گرفته می شود مورد قبول ما نمی تواند باشد.
وی تاکید کرد: جهان ما فقط این عوامل خارج از اختیار نیست گرچه همگی در جهان ما یعنی آنچه می توانیم و باید داشته باشیم تاثیر دارند. در وجود انسان عاملی است که اورا از سایر موجودات و جهان او (یا جهان مطلوب او) را از سایر موجودات (اگر بتوان گفت که دیگر موجودات جهانی دارند) جدا می کند. آن عامل به تعبیر قرآن کریم«روح خدا» است که در کالبد انسانی دمیده شده است.
خاتمی افزود:آگاهی، اراده و آزادی و ایمان حاصل آن است و در پرتو همین عامل و فرآورده های آن است که می توان از جبر جهان یا جهان هایی که انسان را فراگرفته است رها شد.
خاتمی با اشاره به داستان حضرت موسی (ع) و برخورد با ساحران و عکس العمل فرعون ، و نیز با اشاره به مواجهه ساحران با فرعون گفت: «آنان که خود از پایه های نظام فرعونی بودند تصمیم تاریخی گرفتند که فقط ازانسانهای آگاه و آزاد برمی آید و از تسلیم در برابر آن نظام سرباز زدند و چارچوب تحمیل شده زمان و مکان و نظام سیاسی و عقیدتی روزگار را شکستند و به جهان جدیدی وارد شدند که آن را در اثر تأمل و کسب آگاهی و با اراده آزاد خود یافته بودند یا آن را خلق کردند و امری که فطرت الهی آنان نیز به آن فرا می خواند یعنی ایشان باانتخاب خود جبر طبیعی و تاریخی و اجتماعی و جباریت سیاسی زمان را شکستند. به نظرما میزان آدمیت و شخصیت آدمی نیز به میزان آگاهی درست و اراده استوار و انتخاب سنجیده است که در فطرت آدمی نهفته است.»
خاتمی تاکید کرد: «به هرحال جهان ویژه و اکتسابی آدمی ریشه در درون جان انسان دارد و بر اساس آن نیز نحوه تعاملش با جهان بیرون معین می شود و اسارت یا آزادی آدمی نیز در گرو همان جهان درونیست. و این جهان آسان به دست نمی آید گرچه اکتساب آن ممکن و حتی لازم است و راه آن نیز تامل در آفاق و انفس و سرکشی در برابر اوهام و عادتهای رسوبی و به ارث رسیده و آگاهی به زمان و مکان و آگاهی از وضعیت جامعه، منطقه، جهان و تاریخ است و به خصوص اگاهی از اوضاع جهانی در روزگار ما که اجزاء جهان در ارتباط گسترده با یکدیگر و سرنوشت اقوام و جوامع به هم پیوسته تر از گذشته است امر بسیار مهمی است و این جهان از راه آزادی در تفکر و آزادی در انتخاب راه و شیوه زندگی پدید می آید و آزادی به این معنی است که پایه و مایه شخصیت و کرامت آدمیست و از جمله ایمان گلی است که در بوستان آزادی می روید و به همین جهت است که در ادیان الهی و به ویژه در اسلام ایمان راستین و اعتقاد اصیل آن است که از راه تفکر آزاد و انتخاب آزادآدمی به دست آید و تقلید و عادت زدگی در این مورد مردود است.»
خاتمی، دانشجویان را خطاب قرار داد و گفت: «اگر بخواهیم طبقه بندی کنیم شما مسلمان، ایرانی، دانشگاهی و دانشجو هستید. این سکوی پرش شماست به درون جهان و جامعه ای که در آن به سر می برید و حتی می توانید آن را عوض کنید.»
او در تبیین نگاه اش توضیح داد: اولین کاری که باید بکنید تأمل در مسلمانی است و تلاش برای درک عمیق و درست اسلام و پرهیز از عادت زدگی، خرافات و قدرت زدگی.
دوم: تأمل در حال و روز ایران و ایرانی که ظرف حضور همه ما است. تامل در گذشته جامعه و کامروائی ها و ناکامی هایی که داشته به ویژه عواملی که سبب انحطاط در جوامعی مثل جامعه ما شده است و نیز تامل در جایگاه ایران در منطقه و جهان وامکانات معنوی و مادی که دارد و مشکلات درونی و بیرونی آن و نیز توطئه هائی که به هر حال علیه آن است. تا به اینها نیاندیشیم و آنها را نشناسیم چگونه می توانیم به تحول بیاندیشیم و هدف تحول را مشخص و به سوی آن حرکت کنیم.
خاتمی در ادامه سخنان خود گفت: «ما ایرانی قرن چهاردهم هجری و قرن بیست و یکم میلادی، کیستیم و چه مشکلاتی داریم؟ وچه تحولی را می خواهیم و یا باید بخواهیم و البته هر تحولی بربستر خواست و اراده مجموعه ای به نام ایرانی و در ایران صورت می گیرد و دانشگاهی و جوان فرهیخته ما نه تنها می تواند و باید در فرایند تحول مشارکت و حضور داشته باشد بلکه انتظار این است که نقش پیشتاز و نوعی رهبری را ایفا کند.»
وی تاکید کرد که «جنبش دانشجویی در متن جنبش اجتماعی معنی دار و مؤثر است و در درجه اول درک جنبش یا دست کم زمینه های آن و تحلیل درست از تحولات و وقایع منتهی به روزگار ما لازم است. در این باب به ویژه با نگاه به آنچه در یکصد سال گذشته جریان داشته، تامل شما در نهضت مشروطیت، نهضت ملی و بالاخره فراز بلند حرکت جامعه ما، انقلاب اسلامی، لازم است و نیز ژرف نگری درباره دانشگاه که ظرف حضور مؤثر شماست.»
خاتمی با اشاره به چگونگی تاسیس دانشگاه در ایران، گفت: « شاید انگیزه بنیان گزاران دانشگاه و یا سیاست های پشت پرده، کندن جامعه از سنت و تبدیل آن به ماده خامی برای هضم در نظام جهانی سلطه بود و البته تربیت نیروهائی که بتواند درجهان امروز جامعه را مدیریت کند و متاسفانه نه شاهد پدید آمدن مدیریت تحول آفرین بودیم و نه خواست پایه گزاران تحقق یافت. زیرا خوشبختانه دانشگاه های ما از آغاز از پایگاه های ضدیت با استبداد و استعمار بودند و هستند.»
وی در ادامه تاکید کرد: «انسان به خصوص نسل روشنفکر و مسئول تا در درون خود تحول ایجاد نکند نمی تواند منتظر تحول اساسی در جامعه باشد و شاید معنای آیه: « ان الله لایغیروما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم » همین باشد.»
خاتمی همچنین درمورد انجمن اسلامی دانشگاه گفت:«شما که مسلمان هستید و به مسلمانی خود افتخار می کنید باید آگاهی خود را نسبت به اسلام بالا ببرید و به متن دین خدا و روح آن دسترسی پیدا کنید و به ویژه با انس به خداوند و تادب به آداب دینی دلهاتان را نورانی کنید. و ازاین راه به حقایقی برسید که با محکم ترین برهانها هم نمی توان به آن رسید گرچه تفکر واستدلال و برهان هم لازم است و انس به خداوند، پایبندی به آئین و مراسم عبودیت و دلبستگی به اخلاق و عرفان دینی امری است که برای شما بیش از دیگران لازم است.
جان خود را از آلودگی به دنیا پیراسته کنید، مرادم ترک دنیا نیست. ترک دنیا ازنظر دینی مذموم هم هست ولی دنیا زدگی بد است. اینکه مراد نهائی انسان این دنیا باشد. بلکه دنیا مرکبی است راهوار زیر پای جان آدمی برای سیر به سوی کمال. غرقه شدن در دنیا و غفلت از عمق هستی و آخرت بد است.
وی حاصل تامل در هستی و حیات را این موارد دانست و فهرست کرد: « الف.حقیقت هستی و آغاز ازلی و انجام ابدی آن و جاودانگی حیات آدمی.
ب. جانبداری از عدالت و نظام داد بنیاد انسانی و تلاش برای استقرار آن و طبعا ستیز با بیداد و جریانات خوار و اسیر کننده انسان و رفتن به جهانی عاری از ستم و پلشتی.
دانشجوی مسلمان در همه حال باید این تامل و تحقیق را داشته باشد مبادا اشتغالات روزمره از جمله سیاست (که در جای خود لازم است) شما را ازتامل عمیق، خودسازی و دست یابی به ایمان باز دارد. در این زمینه می توانید و باید از معلمان اخلاق و معرفت که بحمدالله کم هم نیستند خوب بهره ببرید. تا هم خودتان و هم دیگران را در این باب بپرورید.
ج. اندیشیدن به اوضاع و احوال جهانی و جایگاه خود در این جهان، درک و دریافت مشکلات و جستجوی راه حل آنها و اینکه جامعه ما در این مرحله تاریخی نیازمند چگونه تحولی است و این تحول از چه راهی بدست می آید و مشکلات و موانع آن چیست؟»
خاتمی اضافه کرد: «امروز ما شاهد امواج خروشان بیداری در منطقه و در میان جوامع مسلمان هستیم. همگی نیز در مسیر حذف و نفی دیکتاتوری و خودکامگی گام بر می دارند تا بر سرنوشت خود مسلط شوند و این امر مبارکی است.ملت ما هم دهها سال است که در این جهت حرکت کرده است. آیا افتخار آمیز نیست که بخشی از روحانیت روشن ضمیر و آگاه ما نه تنها متوجه درک این نیاز بوده است بلکه درجریان تحول نقش پیشوائی و پیشتازی را ایفاد کرده است.
شما «تنبیه الامه» آیت الله نائینی را و نظرات بزرگانی چون آیت الله آخوند خراسانی را ببینید. نائینی درد بزرگ را استبداد اعم از سیاسی و دینی و دومی راخطرناک تر از اولی می داند و جهتی که مورد تایید آنان است حذف استبداد است که دردوران اخیر ویرانگرترین ابزار استعمار نیز بوده است.»
وی تاکید کرد: «امروز دانشجوی مسلمان نیز باید با درک این موقعیت حساس، هم نقش روشنگری و همنقش پیشتازی را در مسیر استقرار نظام مردم سالار که در آن حاکمیت با مردم و ازمردم است و در آن اندیشه و حرکت آزاد است ایفا کند. خوشبختانه در انقلاب اسلامی ما نیز امام و همه مردم خواستار جمهوری بودند اینکه نظام مورد نظر، جمهوری اسلامی پیشنهاد شد نه امارت و خلافت اسلامی خود دارای نکته های فراوانی است.
آنچه ما و شما و به خصوص دانشگاهی مسلمان عزیز برعهده داریم حراست و حفاظت از این دست آورد است. وقتی می گوئیم جمهوری اسلامی، معلوم است که اسلام نمی تواند با جمهوریت در تضاد باشد.»
رییس جمهور اصلاحات افزود: «با کمال تأسف درمیان ما مسلمانان کسانی بودند و هستند که اسلام را در عرصه اجتماعی چنان می پنداشته اند که هیچ حق و حرمتی برای مردم قائل نیست و حاکمیت خداوند را در تعارض با حاکمیت مردم بر سرنوشت می دیدند.
اینها کسانی هستند که جانشان با معیارها و شیوه های استبداد که بلای تاریخی ما بوده آمیخته است و برای اسلام نیز هیچ شیوه ای جز استبداد و خودکامگی به رسمیت نمیشناسد. نه برای نظر و رای مردم اعتباری قائلند و نه مانعی دراعمال زور می بینند و دست بالا انتخاب و رای مردم را امری تزئینی به حساب می آورند.به نظر من دعوای امروز هم پیش و بیش از آنکه سیاسی باشد دعوا برسر دو نوع تلقی از اسلام است.
ما باید از اسلام رحمت، اسلامی که به کرامت اتسان و اسلامی که اساس استقرار حکومت عقل را رضایت مردم می داند اسلامی که به رأی افراد احترام قائل است و در یک کلام اسلامی که در روزگار ما نه تنها با جمهوریت و تمام لوازم آن سازگار است بلکه پیشنهادی جز استقرار جمهوری ندارد که در آن هم اندیشه آزاد است و هم همه شهروندان از هر آئین و گرایشی دارای حق و حرمت و حقوق شهروندی هستند، دفاع کرد. باید چنین اسلامی را شناخت و شناساند و مردم را آگاه کرد تا نقش مار را با کلمه مار اشتباه نکنند.»
نکته ی دیگر خاتمی در مورد انجمن اسلامی این بود: «درست در همین جا بگویم که باتوجه به نقش انتخابات، روشنگری در باره اهمیت انتخابات در نظام مورد نظر و پافشار بر انتخابات آزاد و سالم و مطلوب کاری است که انجمن می تواند و باید انجام دهد و از جمله روشن کردن این مسئله که امنیت بنیادین جامعه در حضور و رضایت مردم و اعتمادی که میان ملت و حکومت پدید می آید تامین می شود.»
وی در تبیین نکته سوم گفت: «تلاش کنید که دانشگاه پایگاه آزاد اندیشی باشد. آزاد بلکه ارزش تلقی شدن پرسش روح دانشگاه است. طرح پرسش و تلاش برای یافتن پاسخ های مناسب که در فرآیند بین الاذهانی به دست می آید و آنگاه انتقال آگاهی، شجاعت، حق خواهی و آزادگی به متن جامعه امری است که مناسب ترین جایگاه آن دانشگاه است.
دانشگاه نه پادگان است که در آن چون و چرا معنی ندارد و سلسله مراتب سخت برآن حاکم است و رابطه در آن فرماندهی وفرمانبری است نه توجیه کننده سیاست ها و روش ها.بلکه جایگاه نقد ونظر آزاد است، امری که حیات و تحول جامعه به آن وابسته است و شما دانشجویان مسلمان باید پیشتاز نقد باشید البته با دلسوزی نسبت به اسلام، اصل نظام و ایران و سرنوشت و منافع کشور.»
خاتمی افزود: «دانشگاهی که استاد و دانشجویش تحت فشار باشند تا فقط به یک شیوه و روال تن دهند دانشگاه مطلوب نیست. دفاع از حق و حرمت استادان بخصوص استادان آزاد اندیش واندیشمند که سرمایه های اصلی کشورند و نیز دفاع از حق، حرمت و آزادی دانشجو از هرگرایش و مرام از جمله وظایف سنگین انجمن اسلامی دانشجویان است.»
وی در پایان به دانشجویان توصیه کرد که « سعی کنید در فراگرفتن دانش وکسب مهارت های لازم و ژرف نگری در هر رشته ای که هستید نمونه و الگو باشید. و بکوشید تا مردم سالاری را درمحیط دانشگاه و در جمع و اجتماعاتی که دارید تمرین و از آنجا به کل جامعه منتقل کنید.»

0 comments:
ارسال یک نظر