هفت پرده: از جشن تولد شاعر سبز تا توصیه های آیت الله!

سعید زندگانی
جرس: در اولین پرده این هفته، به سراغ ساعد باقری "شاعرسبز" می رویم که جشن تولدش به نشستی برای اعتراض به سیاستهای "دفعی" صدا و سیما تبدیل شد؛ در پرده دوم حضور پرویز تناولی و تندیسهایش را در لندن و پس از چهل سال پی می گیریم؛ در پرده سوم پای صحبت مرتضی احمدی پیر دیر عرصه بازیگری و گویندگی می نشینیم که از دست سانسورچی ها در وزارت ارشاد دلش خون است؛ پرده های دیگر به مسائل امروز سینمای ایران اختصاص دارند، از سکوت خبری در مورد جایزه با ارزشی که فاطمه معتمد آریا گرفته، تا ساز مخالفی که حکومتی ها می زنند تا فیلم دیگری را بجای "جدائی نادر از سیمین" به رقابتهای اسکار بفرستند؛ نقطه نظرهای جدید آیت اله جوادی آملی در مورد اینکه نشان دادن تصویر پیامبر و امامان در فیلمهای سینمائی و مجموعه های تلویزیونی منعی ندارد؛ تا سرقت هنری معاونت سینمائی وزیر ارشاد که فیلمنامه دیگری را به نام خود جا زده است! 

 

پنجاه و یک سالگی شاعر سبز

ساعد باقری، شاعری که شعر سرود جمهوری اسلامی ایران سروده اوست، پنجاه و یکساله شد و دوستانش مراسم نکوداشتی به همین مناسبت در خانه هنرمندان برایش برپا کردند که با کمترین توجه از سوی رسانه های حکومتی مواجه شد؛ چرا که باقری به عنوان یک شاعر "سبز" حالا جائی در صدا و سیمای ضرغامی ندارد؛ دیگربه نشست سالانه شاعران با رهبری دعوت نمی شود و در جشن تولدش این سید محمد خاتمی است که پیام تبریک می فرستد و وزیر فرهنگ دولت اصلاحات در آنجا سخنرانی می کند!

باقری و دوست و همکارش سهیل محمودی که تا پیش از انتخابات 88 در بسیاری از برنامه های ادبی و فرهنگی صدا و سیما یا به عنوان مجری و یا به عنوان کارشناس و تهیه کننده نقش داشتند، در حوادث پس از انتخابات و به علت همراهی با جنبش سبز مردم ایران، همانند برخی دیگر از همکارانشان، از برنامه های رادیوئی و تلویزیونی کنار گذاشته شدند. از این رو بود جشن تولد پنجاه سالگی باقری سال گذشته نتوانسته بود شکل بگیرد و امسال با یک سال تاخیر، به نشستی برای اعتراض به سیاست های "دفعی" صدا و سیما تبدیل شد.



به گزارش خبرگزاری "ایلنا" این مراسم عصر سیزدهم شهریورماه در خانه هنرمندان ایران در تهران برگزار شد. در آغاز این مراسم، يادداشت سيدمحمد خاتمي رئیس جمهوری پیشین ایران به همين مناسبت و درنکوداشت و سپاس از زحماتي كه ساعد باقري در طول سی سال پس ازانقلاب اسلامي براي تعالي فرهنگي كشور كشيده‌است، خوانده شد. خاتمی در نامه‌ي خود به اين نكته اشاره كرده‌بود كه هيچ كس نمي‌تواند و نخواهد توانست نام ساعد باقري را به عنوان يك هنرمند ناديده بگيرد.

احمد مسجد جامعي، عضو كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهرتهران و وزیر فرهنگ وارشاد در دولت اصلاحات نيز در بخش ديگري از برنامه، ضمن تاييد بر لفظ مندرج در يادداشت خاتمي كه باقري را «حضرت استاد» خوانده بود، گفت: "ساعد باقري جلوه‌هاي فرزانگي بسياري دارد كه البته به جهت كج‌طبعي‌هاي مديران سازمان صدا و سيما، مدتي‌ست حضور ايشان در برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي مقدور نیست؛ هرچند كه ايشان بي‌كار ننشسته‌اند و با استفاده از اين فراغت اجباري، به نگارش تاليفات باارزشي همت گمارده‌اند."

مسجد جامعی با بيان اين مطلب كه ساعد محرم راز شاعران جوان است، افزود: "اين حكايت را از پدرم شنيدم كه ميرزا حبيب خراساني، پس از تشرف به حرم امام رضا(ع)، در هواي سرد زمستاني، سائلي را ديد كه تنها يك پيراهن ساده كه مناسب سرماي هوا نبود برتن داشته. ميرزا قصد مي‌كند تا پوستين گرم خود را به سائل بدهد؛ اما سائل قبول نكرده و در پاسخ به ميرزا حبيب می گوید «آنكه تو را با اين پوستين گرم نگه مي‌دارد، مرا نيز با اين پيراهن گرم نگه مي‌دارد» و اين پاسخ ميرزا حبيب را دگرگون مي‌كند. حال، حكايت ساعد باقري و سهيل محمودي، حكايت آن سائل است كه مناعت طبع‌شان باعث شده نيازمند عنايت و امتيازي ازسوي ديگران نباشند و وقتي امكان حضور ايشان در صدا و سيما از آن‌ها گرفته شد، هيچ احساس عجز و نيازي نكردند. حذف ساعد باقري و سهيل محمودي از برنامه‌هاي صدا و سيما، گواهي بر ضعف مديراني است كه صداي پاك و زيباي اين دو عزيز را كه عمري در ثناي انقلاب اسلامي زبان گشوده‌اند، قطع كرده‌اند. آن‌ها مي‌خواهند چهره‌هايي از اين دست را مهجور كنند، غافل از آنكه آن‌ها خود مهجورند زيرا صداي هنر و هنرمند همواره ماندگار خواهد ماند درحالي كه سمت‌هاي مديريتي آن‌ها فاني و فراموش شدني است."

در این مراسم، سهيل محمودي نيزگفت: "متاسفانه عده‌اي در زمانه‌ي ما سعي مي‌كنند با پيش‌كشيدن برخي از حقايق، حقايق ديگري را مخفي كنند تا ديده نشوند. سانسور كردن برخي از چهره‌هاي فرهنگي هنري چون ساعد باقري با چنين رويكردي ازسوي عاملان امر دنبال مي‌شود. اين وضعيت، برتافته از نوعي بيماري سياسي‌ست، چراكه متاسفانه در جامعه‌ي ما همه چيزي رنگ و بوي سياست و سياست‌زدگي گرفته است و وقتي سياست بر همه چيز سيطره پيدا مي‌كند، رفتارهايي چون حذف چهره‌هاي نامي و خدمت‌گذار از برخي از افراد سرمي‌زند."

در پايان اين مراسم، با پخش سرود جمهوري اسلامي ايران كه توسط ساعد باقري سروده شده، وی روي صحنه حاضر شد و با اشاره به مقاله‌اي كه اخيرا عليه ‌او در يكي از مجلات چاپ شده، گفت: "خبر برگزاري اين مراسم در زماني به من رسيد كه واقعا به آن احتياج داشتم. اخيرا يكي از آقايان كه به وصف زنده‌ياد قيصر امين‌پورقهرمان گذشتن از ميدان‌هاي مين خنثي شده است، به هتاكي و كذابي عليه من پرداخته ومرا كاخ‌نشين خوانده و گفته، محلي كه من در آن كلاس برگزار مي‌كنم (انجمن شاعران) ماهي دوميليارد تومان اجاره‌اش است."

ساعدی ادامه داد: "در زمانه‌اي كه همه دائما يكديگر را به بازگشت به فرهنگ نياكان ما دعوت مي‌كنند، نوعي زبان خشن، هتاك و دريده باب شده كه اتفاقا بر سر فرهنگ و هنر دراز است. فرهنگي كه مطابق متون گذشته، براي دشمني كردن نيز آدابي مشخص كرده است. در چنين شرايطي، برگزاري اين مراسم، عميقا مرا خوشحال كرد اما نگرانم اگر از دوستان تشكر كنم، اين معنا تلقي بشود كه تعاريف و تمجيدات دوستان درمورد خود را تاييد كرده‌ام."

در اين مراسم، مشفق كاشاني(رييس انجمن شاعران ايران)، فاطمه راكعي(مديرعامل انجمن شاعران ايران)، حسام‌الدين سراج(خواننده و آهنگساز)، مريم نشيبا(گوينده راديو) و مجید سرسنگی (مدیر خانه هنرمندان و مشاور هنری شهردار تهران) و تعدادي دیگر از دوستان ساعد باقري، ضمن تبريك به مناسبت سالروز تولدش، از او سخن گفتند.


آثار تناولی پس از چهل سال در لندن

پرویز تناولی در هفتاد و چهار سالگی، بی شک شناخته شده ترین مجسمه ساز ایرانی در سطح جهان شناخته می شود. آثار او در کشورهای مختلف به نمایش در می آید و مجموعه داران جهان برای دراختیار داشتن اثری از وی می کوشند. تناولی با تندیس "شاعر ایستاده" که چند سال پیش در نمایشگاه دوبی به مبلغ دو میلیون و 850 هزار دلار به فروش رفت، رکورددار گران ترین اثر هنری ایرانی معاصر فروش رفته در جهان است. این مجسمه ساز اینک و پس از چهل سال دوباره به لندن می رود تا آثارش را در پایتخت انگلستان به نمایش بگذارد.

سی و پنج قطعه از آثار پرویز تناولی از تاریخ 30 شهریور تا 29 مهرماه (21 سپتامبر تا 21 اکتبر) به مدت یک ماه در لندن به نمایش گذاشته می‌شود. تعدادی از این آثار که جنس آنها از برنز و سرامیک است، تا به حال در هیچ نمایشگاه دیگری حضور نداشته اند و از دو مجموعه «شاعر» و «عُشّاق» این هنرمند انتخاب شده‌اند. این نمایشگاه در مركز هنري "آستين و دزدموند" لندن برپا می شود.


روابط عمومی مركز هنري "آستين و دزموند لندن" در بیانیه ای درباره برپایی این نمایشگاه نوشته است: "بسيار خرسنديم كه در ماه سپتامبر آثار يكي از پيشگامان هنر خاورميانه را به نمايش خواهيم گذاشت. تناولي در سطح بين‌المللي چهره شناخته شده‌اي است و در ميان مجسمه‌سازان ايران نيز يك پيشگام محسوب مي‌شود. آثاري كه در این نمایشگاه از مجموعه «شاعر» تناولي به نمایش درمی آیند، از اولين مجسمه‌هاي اين هنرمند حول محور فرهاد، شخصيت افسانه‌اي ادبيات ايران هستند. تناولی مجموعه شاعر را با همین مضمون از اوايل دهه 60 میلادی آغاز کرده است و انتخاب مضمون فرهاد از علاقه او به زندگی فرهاد کوهکن و داستان شیرین و فرهاد نشات می‌گیرد. مجموعه «عشاق» از مجسمه‌های دیگر تناولی است که در دو نوع برنزی و سرامیک ارائه شده است. البته نمونه‌هاي برنزي آن بسيار بيشتر و درعين حال پيچيده‌تر از نمونه‌هاي سراميک است."

تناولي اين نمايشگاه را درحالي تدارك ديده كه خردادماه گذشته ‌ "هیچ" های معروف او در گالري "ده" تهران به نمايش گذاشته شده بود. اين هنرمند نوروز گذشته نیزيكي از مجسمه‌هاي خود را به موزه متروپوليتن نيويورك اهدا كرد. این اثر، ‌يكي از مجسمه‌هاي مجموعه «شاعر" تناولي بود كه به موزه متروپوليتن اهدا شد تا با حراج اين اثر بخش اسلامي اين موزه تقويت شود. تناولی که بیشتر در زمینه مجسمه‌سازی معروف و مشهور است، در رشته‌های دیگری چون نقاشی و پژوهشگری نيز فعالیت می‌کند و عضویت انجمن جهانی کارشناسان فرش دستباف را داراست و تاکنون بیش از ده کتاب در مورد دست بافته های عشایری ایران به رشته تحریر درآورده است.

مرتضی احمدی: آرزو می کنم گذرم به ارشاد نیافتد!

مرتضی احمدی بازیگر، گوینده، مجری، پیش پرده خوان و خواننده پیش کسوت، سه سال دیگر نود ساله می شود. او از چندی پیش با توجه به تجربیات و آموخته هایش، کتابهائی را به رشته تحریر در آورده و برخی را هم به چاپ سپرده است؛ اما چنان از دستگاه سانسور در وزارت ارشاد آزرده خاطر است که آرزو می کند تا پایان عمرش هیچگاه پایش دوباره به این وزارتخانه باز نشود! او كه چندي پيش كتابي را تحت عنوان «پيش‌پرده و تاريخچه‌ي آن» براي انتشار به نشر ققنوس سپرده‌است، از سوء‌برخوردهايي كه مسوولان وزارت ارشاد نسبت به او و آثارش داشته‌اند، سخت گله مند است.

احمدي در گفتگو با خبرگزاری "ايلنا" با اشاره به اين مطلب كه كار ارشاد؛ ادعا و كوتاهي‌ست، می گوید: "مديران وزارت ارشاد از هر فرصتي استفاده مي‌كنند و شعارهاي فرهنگي قشنگي را سر مي‌دهند كه حمايت از هنرهاي سنتي و آييني هم يكي ديگر از ادعاهاي فرهنگي ارشاد است كه در عمل آنگونه كه انتظار مي‌رود وجود نداشته و ندارد. عالي‌ترين جايگاه فرهنگي كشور، يعني وزارت ارشاد توسط مديريتي سليقه‌اي اداره مي‌شود و من چهارده سال است كه ديگر به محوطه‌ي وزارت ارشاد پا نگذاشته‌ام زيرا آنقدر ازسوي مسوولان اين وزارتخانه كه اتفاقا وزارت‌خانه‌ي مربوطه‌ي ماست، برخوردهاي بدي ديده‌ام كه آرزو مي‌كنم تا پايان عمر، ‌گذرم به ارشاد نيفتاد"!

اين هنرمند شناخته شده در مورد برخوردهاي برخي از مسوولان وزارت ارشاد توضيح می دهد: "بدترين برخوردهايي كه از آنان ديده‌ام، اين است كه هرگز خود را به پاسخگويي ملزم نمي‌دانند. گويا اساسا وظيفه‌اي ندارند كه جواب ارباب رجوع‌ را بدهند. اين روند حتي در تماس‌هاي تلفني نيز وجود دارد، هر وقت كه تلفني موضوعي را پيگيري مي‌كنم يا مديران مربوطه جوابگو نيستند و يا اينكه جواب درستي نمي‌دهند. من كه قاچاق يا دزدي نكرده‌ام! انتشار كتاب‌هايم هم با مجوز وزارت ارشاد صورت گرفته اما نمي‌دانم چطور ممكن است يك كتاب بعداز بارها اخذ مجوز و انتشار، در چاپ دهم؛ يكباره غيرقابل چاپ معرفي مي‌شود؟ كتاب «كهنه‌هاي هميشه نو»ي من به چنين سرنوشتي دچار شده. «فرهنگ لغات» هم به سرنوشت مشابهی دچار شده و در چاپ پنجم متوقف مانده است."

احمدي كه معتقد است مضامين آثارش برتافته از تاريخ فرهنگي كشورمان ايران هستند، می افزاید: "اين مضامين، سينه به سينه و نسل به نسل در طول زمان پيش‌آمده و به دست ما رسيده است. حالا نوبت ماست كه به رسالت خود جامه‌ي عمل بپوشانيم و اين مفاهيم را به مردم زمانه‌ي خود انتقال دهيم. در چنين شرايطي، موانعي كه وزارت ارشاد پيش پاي من و امثال من قرار مي‌دهد، جفا در حق ملت است."

وي درمورد آثار صوتي خود نيز توضيح می دهد: "بعداز آن‌همه دوندگي، تنها به 11 قطعه از ميان 70 قطعه رضايت دادند، كه البته تنها اجازه دادند يك ضرب، آوازخواني مرا همراهي كند. الباقي كارها هم كه تماما غيرقابل انتشار شناخته شده‌اند. در زمانه‌اي كه سيل عظيمي از موسيقي‌هاي مختلف از زمين و آسمان به كشور ما سرازير شده، حساسيت به صداي سازها و متوقف كردن ترانه‌هايي كه شناسه‌هاي فرهنگي اين مرز و بوم هستند، كار بي‌ثمري است"!

سکوت خبری در مورد جایزه معتمد آریا

فاطمه معتمد آریا بازیگر باسابقه و توانمند سینمای ایران، برنده جایزه بهترین بازیگر زن برای فیلم برگزیده "اینجا بدون من" ساخته بهرام توکلی از سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم در مونترال کانادا شد. با اینکه این جایزه یکی از ارزشمندترین جوایزی است که سینمای ایران در زمینه بازیگری در جشنواره های بین المللی دریافت می کند، اما سکوت خبری در مورد آن نیز در داخل کشور جالب توجه است؛ به نظر می رسد دستگاه سانسوراجازه نمی دهد رسانه ها بیش از یکی دوجمله به جایزه ای بپردازند که یک بازیگر معترض و حامی جنبش سبز به دست آورده است!

در این حال، انجمن بازیگران سینمای ایران در پی موفقیت فاطمه معتمد‌آریا در فیلم «اینجا بدون من» بیانیه ای منتشر کرد که درآن آمده است: "فاطمه معتمد‌آریا بازیگر توانای سینمای ایران موفق شد در جشنواره مونترال عنوان بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم ارزنده «اینجا بدون من» به کارگردانی بهرام توکلی دریافت کند. شورای مرکزی انجمن بازیگران سینمای ایران این درخشش پرشکوه را به ایشان تبریک عرض کرده و برای تمامی دست‌اندرکاران سینمای کشور عزیزمان سربلندی و سرافرازی آرزو می‌کند."



"اینجا بدون من" پس از مونترال، در نوزدهمين جشنواره بين‌المللي هامبورگ آلمان نیزحضور خواهد داشت. این فیلم که به دلیل حضور معتمدآریا به عنوان بازیگر اصلی آن، در جشنواره سینمائی فجر نادیده گرفته شد و به همین دلیل تیزرهای تبلیغاتی آن نیز از سیمای جمهوری اسلامی با حذف تصاویر بازیگر اجازه پخش گرفت و پوسترهای تبلیغاتی آن در سطح تهران شبانه و بوسیله افراد ناشناسی پاره شد؛ هم اکنون در سینماهای تهران و چند شهر دیگر در حال نمایش است و تاکنون به فروشی نزدیک به هفتصد میلیون تومان دست پیدا کرده است که سومین فیلم پرفروش سال شناخته می شود.

معتمد آریا پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری عملا از حضور در مجموعه های تلویزیونی کنار گذاشته شد و در سینما نیز در صدر لیست نانوشته ای قرار دارد که ارشاد از فیلمسازان می خواهد از به کار گرفتن بازیگران این لیست در فیلمشان خودداری کنند. اینک خبر می رسد که این بازیگر از اول مهر ماه در نمایش "نامه هائی به تب" در سالن "سمندریان" تماشاخانه ایرانشهر، به روی صحنه خواهد رفت. "نامه‌هايي به تب" نمايشنامه‌اي از محمد چرمشير است كه نگاهي به نمایشنامه «ادیپ» سوفوکل دارد. این نمایشنامه به کارگردانی سیامک احصائی و بازی فاطمه معتمدآریا، پانته‌آ پناهی‌ها، شبنم مقدمی، عاطفه تهرانی، برزوارجمند و محمد‌رضا حسین‌زاده اجرا می شود.

ساز مخالف حکومت برای اسکار: آلزایمر به جای جدائی نادر از سیمین!

پس از فیلم "بچه های آسمان" ساخته مجید مجیدی که در سال 1998 یکی از پنج فیلم حاضر دررقابت نهائی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی بود، امید بسیار وجود دارد که امسال این جایزه بزرگ با فیلم برجسته  "جدائی نادر از سیمین" به سینمای ایران برسد. این را همه صاحب نظران می گویند و جوایز متعددی که این فیلم در جشنواره های معتبر سینمائی گرفته و فروش فوق العاده اش در سینماهای جهان، مبین همین مسئله است. اما گوئی حکومت می خواهد ساز دیگری بزند و بجای "جدائی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی که یک فیلم غیر حکومتی شناخته می شود، فیلم "آلزایمر" ساخته احمد رضا معتمدی را به اسکار بفرستد که سرمایه گذار اصلی آن بنیاد سینمائی فارابی وابسته به وزارت ارشاد است.

در همین مورد، عزت اله ضرغامی  رييس سازمان صدا و سيما که همراه كارگردان و برخي مديران سازمان به‌تماشاي "آلزایمر" نشسته بود، پس از پایان این فیلم گفت: "آلزایمر با برخورداري از توانمندي‌هاي بالاي حرفه‌يي و نقش‌آفريني بازيگران شايسته سينماي ايران توانسته به خوبي تفكرات فلسفه اسلامي را به مخاطبان فهيم خود منتقل كند، تفكراتي كه عين اخلاق و آموزه‌هاي ديني و الهي هستند. به اعتقاد من فيلم سينمايي «آلزايمر» از هر جهت نماينده‌ي شايسته‌ي سينماي قدرتمند و پاك جمهوري اسلامي ايران براي مخاطبان جهاني است"!

اما فرهاد توحيدي رئیس هیئت مدیره خانه سینما اعتقاد دیگری دارد: "امسال برای معرفی نماینده سینمای ایران به اسکار ظاهرا كار ساده‌اي در پيش خواهد بود، چون مابين سينماگران و اهالی سینما در مورد یک فیلم (جدائی نادر از سیمین) اجماع کامل وجود دارد؛ فیلمی که هم اکران موفقی داشته، هم در جشنواره های بین المللی خوش درخشیده و هم جوایز مهم و متعددی به دست آورده است. همچنين خيل عظيمي از تماشاگران در كشورهاي اروپايي به تماشايش نشستند و افزون بر همه از يك پخش‌كننده معتبر جهاني سود مي‌برد كه مي‌تواند امكان تبليغ گسترده را در آمريكا براي فيلم فراهم آورد."

توحيدي در گفت و گو با "ایسنا" با اشاره به انتخاب نماينده ايران در سال گذشته و نحوه معرفي فيلم به اسكار خاطرنشان كرد:‌ "بيم داريم هياتي كه امسال هم براي انتخاب نماينده سينماي ايران در اسكار ماموريت مي‌يابد ناچار شود مجري اراده‌اي باشد كه به قاعده‌هاي منطقي و روشن كاري ندارد و حاضر است منافع ملي را در اين زمينه ناديده بگيرد. با همه احترامي كه براي شخص آقاي نادري و فيلم «بدرود بغداد» قائل هستم، اما انتخاب اين فيلم را به عنوان نماينده سينماي ايران در اسكارسال گذشته درست نمي‌دانستم. اين فيلم طي سازوكاري انتخاب شد كه همه كمابيش از آن مطلعند. از همين رو پس از گذشت يك سال از اين انتخاب هنوز اسامي افرادي كه پاي برگه انتخاب «بدرود بغداد» را امضا كردند، فاش نشده است"!

پیش از توحیدی، سینماگران شناخته شده ای مانند بهمن فرمان آرا و همایون اسعدیان نیز "جدائی نادر از سیمن" را بهترین گزینه برای حضور در اسکار قلمداد کرده اند. فرمان آرا می گوید در این مورد تردید نباید به خود راه داد که فیلم اصغر فرهادی برای حضور در رقابتهای اسکار امسال مناسب ترین است و اسعدیان حضور این فیلم را در اسکار یک فرصت تاریخی برای سینمای ایران در راه به دست آوردن این جایزه مهم می داند و معتقد است انتخاب هر فیلم دیگری بجای "جدائی نادر از سیمین" یک "فرصت سوزی تاریخی" است. اما آیا حکومت قدر این فرصت را خواهد شناخت؟

آیت اله جوادی آملی: اگر هنرباشد، نشان دادن پیغمبر و امام منعی ندارد!

به نظر می رسد با اظهار نظر جدید آیت اله عبداله جوادی آملی در مورد نشان دادن چهره منسوب به امامان و بزرگان دین در فیلم های سینمائی و مجموعه های تلویزیونی، این مشکل در آینده از میان برداشته شود و فیلمسازان بتوانند با استفاده از هنرپیشگان، این چهره های مذهبی و تاریخی را به تصویر بکشند. این مرجع تقلید در دیدار با سازندگان فیلم محمد (ص) در قم گفت: "اگر ما بتوانیم به لطف الهی از بازی و سرگرمی صرف به هنر برسیم، آن‌گاه نشان دادن صورت‌ها هیچ مانعی ندارد."

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با مجید مجیدی کارگردان فیلم "محمد(ص)"، مهدی حیدریان تهیه‌کننده و سید رضا میرکریمی مشاور کارگردان این فیلم سینمایی اظهار داشت: "اصل مطلب این است که تعزیه‌‌خوان‌ها، نمازشب‌خوان بودند. گاهی هم بچه‌ها را می‌آوردند اینها دعا می‌خواندند یا آب می‌آوردند اینها دم می‌زدند. من خودم در دوران کودکی دیدم. اگر هنر باشد نه بازی و لهو لعب، نمازش اول وقت باشد؛ دیگر وقتی گریم بکند و نماز نخواند یا غسل نکند این شخص نمی‌تواند پیغمبر یا امام حسین را نشان بدهد. آنها همیشه اهل نماز و روزه و نماز شب بودند. اگر هنر باشد هیچ منعی نیست که پیغمبر یا امام را نشان بدهند چه اینکه سالیان متمادی نشان می‌دادند."


آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: "اما وقتی یک فرد بی‌نمازی بخواهد به صورت قمربنی‌هاشم در بیاید این هتک است. با بدن پاک باشد بی‌روزه نباشد اهل روزه باشد اهل نماز باشد آن وقت نشان دادن چهره هیچ منعی ندارد. در همین مملکت به خاطر دارم جریان معراج را می‌خواستند نشان بدهند پیغمبر(ص) را نشان می‌دادند، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) را نشان می‌دادند، فاطمه زهرا(س) را نشان می‌دادند." وی در اهمیت صنعت- هنر سینما و تلویزیون ابراز داشت: "آنچنان که اگر کسی به صورت پیامبر در این عصر مبعوث می‌شد، گزاف نبود که با زبان هنر سینما بیاید. اختراع دوربین خدمت اساسی به علم و فن کرده است. یادم هست خدمت حضرت علامه شعرانی که هندسه می‌خواندیم؛ هندسه مسطّحه با خط کشیدن روی کاغذ حل می‌شود، ولی هندسه فضایی درکش بسیار دشوار است، برای اینکه آنچه استاد می‌گوید سه ‌بُعدی است و آنچه بر روی کاغذ می‌کشیم، دو بُعدی است. آن بُعد سوم را تا آدم می‌رود در ذهن فراهم بکند از دستش در می‌رود. لذا هندسه فضایی برای کسی که ابزار ندارد بسیار دشوار است. جریان دوربین، فیلم‌سازی و هنر انسان را به درک بعد سوم بسیار نزدیک کردند و بسیاری از کارها را آسان کرده‌اند."

چندی پیش در جریان پخش مجموعه "مختارنامه" از سیمای جمهوری اسلامی که در بخشهائی از آن عباس ابن علی، ابوالفضل (ع) با بازی یک هنرپیشه تازه کار به تصویر کشیده شده بود، این کار با مخالفت شدید برخی از مراجع تقلید در قم و مشهد مواجه شد و در نهایت منجر به این شد که مدیران تلویزیون تصمیم بگیرند از پخش این صحنه ها خودداری کنند.

سرقت هنری معاون سینمائی وزیر ارشاد!

یک فیلمنامه نویس در ایران مدعی شده است که جواد شمقدری معاون سینمائی وزیر ارشاد دردولت احمدی نژاد، فیلمنامه او را با عنوان "عروس لبنانی" که نزدش به امانت بوده، بی اجازه و به نام خود به بنیاد سینمائی داده است تا از روی آن فیلم "سی و سه روز" در باره جنگ سی و سه روزه لبنان ساخته شود و بابت آن نیز هیچ حق وحقوق مادی به وی پرداخت نکرده اند. "شهاب ملت‌خواه" با ارسال شكايتي به خانه سينما اعلام كرد كه نويسنده اصلي فيلمنامه "سی و سه روز" وي بوده و خواستار اعاده حقوق خود شد.

ملت‌خواه در گفت‌وگو با خبرگزاری "ایلنا" در این باره می گوید: "حدود دو سال پيش و در سال 87 بعداز جنگ سی و سه روزه‌ي لبنان همراه با جواد شمقدري سفري را به لبنان داشتيم. بعداز اين سفر پژوهشي؛ فيلمنامه‌اي را نوشتم و بصورت امانت دراختيار آقاي شمقدري قرار دادم؛ اما شمقدري بدون اطلاع من فيلمنامه را به بنياد سينمايي فارابي سپرد و فارابي نيز فيلمنامه را به شخصي به‌نام دادرس داد تا كارهاي ساخت فيلم را پيگيري كند."

ملت‌خواه با اشاره به اينكه در طول جشنواره فيلم فجر متوجه ساخته شدن فيلم شده است، گفت: "زماني كه متوجه اين ماجرا شدم، به سازندگان فيلم اعتراض كردم و آنها وقتي اعتراض مرا ديدند درتيتراژ پاياني فيلم اسم‌ مرا هم اضافه و عنوان كردند كه فيلم براساس فيلمنامه‌اي از شهاب ملت‌خواه ساخته شده است. اسم من درحالي در تيتراژ پاياني فيلم آمده است كه فيلم عينا از فيلمنامه‌ي بنده ساخته شده اما تا اين لحظه هيچ‌يك از حقوق مادي و معنوي فيلم رعايت نشده است و البته هيچ كسي نيز در اين زمينه پاسخگو نيست. زماني كه به آقاي نجاريان (قائم‌مقام بنياد سينمايي فارابي) مراجعه كردم ايشان اعلام كردند كه اين مسئله و مشكل بين شما و جواد شمقدري است و براي ما پرونده‌ي مالي اين فيلم بسته شده است"!

نویسنده می گوید بعداز دوسال كه از اين ماجرا مي‌گذرد چاره‌اي نديدم جز اينكه به خانه‌سينما شكايت كنم و خواستار پيگيري حقوق خودم در اين‌باره شوم. درشكايت‌نامه‌ي شهاب ملت‌خواه خطاب به مديرعامل خانه سينما آمده است: "احتراما به دليل تخلف قانوني آقاي جواد شمقدري در زمينه عدم رعايت حقوق مادي و معنوي اينجانب به‌عنوان مولف و نويسنده فيلمنامه «عروس لبنانی» كه بدون اجازه و هماهنگي بنده و عدم پرداخت حقوق تحقيق و نگارش و رعايت شئونات حقوق مولف فيلمنامه مذكور را با تغيير نام سي و سه روز به تهيه‌كنندگي آقاي همايونفر و كارگرداني آقاي جمال شورجه به توليد رسانده‌اند؛ از جنابعالي و شوراي محترم داوري خانه سينما تقاضا دارم ترتيبي اتخاذ فرماييد ضمن رسيدگي به اين شكواييه تا پيش از استيفاي حقوق موردنظر از اكران و نمايش عمومي فيلم مذكور جلوگيري به عمل آيد."

جمال شورجه کارگردان "سی و سه روز" با تاييد گفته‌هاي ملت‌خواه درباره نگارش اين فيلم‌نامه؛ به خبرنگار "ايلنا" گفته است: "اسم شهاب ملت‌خواه به‌عنوان نويسنده در تيتراژ فيلم آمده است اما لازم به ذكر است كه اين فيلمنامه با همكاري جواد شمقدري نوشته شده و علي دادرس نيز آن را بازنويسي كرده است." شورجه پاسخ به ادعای نویسنده فیلمنامه را را به تهيه‌كننده و سرمايه‌گذار فيلم موكول كرد.

0 comments:

ارسال یک نظر